دوشنبه ۹ مرداد ۱۳۸۵ - ۱۵:۳۷
۰ نفر

سید احمد نادمی: با انتشار کتاب «در ملکوت سکوت» ، حیات شعری سیدحسن حسینی به مرحله تازه ای وارد شده است.

ویژگی مهم این مرحله، حذف دخالت و اراده گزینشی شخصی شاعر در ارائه شعرهایش و تفویض مسئولیت به یکی از محبوب ترین شاعران ادبیات انقلاب اسلامی یعنی دکتر قیصر امین پور است.

قیصر امین پور، سال ها همنشین و مصاحب سیدحسن حسینی بود و با ذهن و زبان او کاملاً آشناست. از سوی دیگر، ایشان از امکانات آکادمیک در مواجهه با متون بهره می برد و کافی  است تا محبت قلبی زنده یاد حسینی را به ایشان در خاطر داشته باشیم تا هر تردیدی را نادیده بگیریم و اذعان کنیم که آقای امین پور، گزینه ای بسیار مناسب برای نظارت بر انتخاب و انتشار آثار سیدحسن حسینی است.

«در ملکوت سکوت» نخستین مجموعه ای است که قیصر امین پور از شعرهای سید حسن حسینی تدارک دیده است. او در پیش درآمدی که در ابتدای کتاب نوشته،  به شیوه کارش اشاره کرده است. عباراتی از این پیش درآمد را با هم می خوانیم:

«این که بگوییم «سید» که بود و چه می خواست و چرا نتوانست بیشتر... بماند برای بعد.... و اما بعد... اینک سه چهار پرونده پر برگ و بار از آثار، اشعار و یادگاری های آن عزیز بزرگوار با دستخط خودش پیش روی ماست که.... به هر روی گزینش دفتر یا دفترهایی از میان این همه، کاری است دشوار.... و در غیاب آن نگاه تیزبین و نکته یاب هرگونه دست بردن در کار او را نوعی درازدستی می دانیم، اگرچه خود اجازه چنین کاری را به ما داده بود.

پس تنها به اصلاح لغزش هایی که سهواً در نوشتن پیش می آید و اندک ویرایشی برای یک دست شدن شیوه نگارش، بسنده کردیم. از سوی دیگر، معیار گزینش اشعار را از این قرار در نظر گرفتیم که اولاً چون خود شاعر گزینه ای از کارهای 1352 تا 1363 خود را در کتاب «همصدا با حلق اسماعیل» آورده است و این بدان معناست که بقیه شعرها را تا آن تاریخ و به هر دلیل برای انتشار برنگزیده است؛ پس می توان.... کتاب «همصدا... » را معیار گرفت برای این که دیگر اشعار منتخب نیز باید کاری در همان حد و حدود باشند....

 بنابراین پس از کنار گذاشتن اشعاری که در کتاب های پیشین آمده است باید از میان دیگر آثار باقی مانده فعلاً یکی دو دفتر فراهم آوریم تا بعد.... و اما این آثار باقی مانده چنان که گفتیم همه با دقت از روی دستخط خود آن مرحوم در دفترها و سررسید های پراکنده فراهم آمده اند. چنان که در کار بیشتر شاعران می بینیم، طبعاً از بعضی شعرها چند روایت با تفاوت هایی، موجود بود که ما کوشیدیم تا آخرین و کامل ترین روایت آن را برگزینیم.

در مجموع، از میان شعرهای آزاد،  نیمایی و سپیدی که تاکنون از آن عزیز در دست داریم،  این گلچین را که به پیشنهاد خودش «در ملکوت سکوت»نام نهاده ایم، تقدیم می کنیم.»

اگر بخواهیم بر الگوی هنرمندانی چون آرتور رمبو و پابلو پیکاسو که دوره های مختلف خلاقیت هنری خود را با رنگ آمیزی استقلال می بخشند،  برای هر یک از دوره های شعری سیدحسن حسینی، با توجه به دغدغه های محتوایی و با درنظر گرفتن هر کتاب منتشرشده او، رنگی را نشانه بگیریم؛ اولین کتاب شعری او یعنی «همصدا با حلق اسماعیل» که دغدغه شاعر، انعکاس موضعگیری اجتماعی اوست در متن واقعه انقلاب اسلامی، کتابی «سرخ» است.

دومین کتاب، کتاب مهم «گنجشک و جبرئیل» منتشر شده در سال 1371 است که در آن سیدحسن حسینی هویت شیعی خود را شهادت می دهد و قداست رنگ «سبز» در جمال شناسی مذهب شیعه،  این رنگ را برای کتاب «گنجشک و جبرئیل» پیشنهاد می دهد. کتاب بعدی، کتابی است که اگرچه پس از درگذشت شاعر، منتشر شد، اما خود او در چاپش نظارت داشت. این کتاب،  یعنی «نوشداروی طرح ژنریک» شعرهایی کاراکتریک و با لحنی سرشار از طنز است که آن را به رنگ «زرد» می بینیم.

 به همین منوال، کتاب «در ملکوت سکوت»، کتابی «خاکستری»رنگ است یعنی آمیزه ای از سپیدی «امید و عشق» و سیاهی «ناامیدی و حرمان» .

برای نمونه
«دیرم شده است
شوق رفتن
پرنده مبهمی است
با صدایی دودگرفته
یا میزبانی معطر
که تا کفش هایم
مرا بدرقه می کند»
(ص 70)

«فرود می آیی
و از ذهن فرشتگان مردد
شادمانه می گذرد:
انبان آفرینش هنوز
از ترانه های تازه تهی نیست»
(ص 78)

«نذر لبخند تو می میرم
و تو از من می گذری
به سمت شادمانی های عاریه
و نامم
کنار لب های تو
مچاله می شود و می پوسد»
(ص119)

«اما اگر خواستی مرا بنویسی
یک خواهش صمیمی و کوچک
تنهایی مرا بکش
تا بامداد قیامت!»
(ص 93)

«در ویرانه خفته بودیم
در بستری که پیشتر آتش بود و
اینک خاکسترش با چشم، شوخی شومی داشت»
(ص11)

«در نخستین شب خلقت
سپید پوشیده بودی یا سیاه؟
نمی دانم!
تنها به خاطرم هست
خاکسترم بوی محشر داشت...
(ص7)

اگر در سه کتاب اول، «من شاعر» به نفع اجتماع،  مذهب و کاراکتر کنار رفته است(و به ندرت در این کتاب ها می بینیم که سید حسن حسینی، سید حسن حسینی را روایت کرده باشد) در ملکوت سکوت، بارها و بارها سید حسن حسینی را در موقعیت هایی خواسته یا ناخواسته می بینیم:


«مرا چشم های تو بیچاره کردند»(ص5). «اما من می خواهم- اگر رخصتی فرمایید-بخوابم» (ص16).«و من سلطان سرگیجه و تردید»(ص28).«گاهی غیاب یک نخ سیگار از من هیولا می سازد»(ص41).«به شوق تو سرازیر می شوم»(ص63).«ای کاش چون سوسن، ملکوت من، در سکوت من بود» (ص72).«من تقلا می کنم تا خودم نباشم»(ص88).«به من گوش کن!» (ص108). و... عاشقانه ها و مرگ اندیشی های شاعری خسته و تنها، شعرهای کتاب در ملکوت سکوت هستند. شاعری که با فضای ذهنی ای که واژه های «ازل»، «ابد»، «سرمد» و«ملکوت» می سازند می کوشد عینیت زندگی روزمره را معنی کند.

زبان شعرهای کتاب «در ملکوت سکوت» برای خوانندگان کتاب «گنجشک و جبرئیل» زبانی است آشنا و علاقه و توجه شاعر به ادبیات کهن پارسی به وضوح در جای جای این شعرها پیداست. (شعر«میان حافظ و بیدل» ص19) که فرم ترکیبی« آزاد- غزل» را دارد می تواند خوانشی تشریحی از چنین علاقه و توجهی شمرده شود) و به همین سبب می توان گفت که انتخاب شیوه های شعر آزاد و شعر سپید برای سیدحسن حسینی در حقیقت، تداوم سنت دیر سال شعر پارسی است و او با شیوه های امروز، دیروز را اثبات می کند. از زبان شعرها که بگذریم، پذیرش نقش منتقد اجتماعی از سوی شاعر، در این کتاب نیز هویداست.

اما نکته ای در انتخاب شعرها (و درواقع، انتخاب نشدن بعضی از شعرها) برای نویسنده این سطرها پرسش برانگیز است:

شعرهای سید حسن حسینی، تا دومین دهه فروردین ،81 فقط در سه کتاب او ارائه نشده است. روزنامه ها و مجلات و همچنین وبلاگ «براده های روح» با نشانی masiha83@persianblog.com مجال بروز شعرهایی از او شدند (که البته چند شعر ازجمله «بیمارستان» و تعدادی از «هایکوواره  های نوروزی»در همین کتاب در ملکوت سکوت آمده اند) این شعرها در زمان حیات«سید» و با اراده خود او ارائه شده اند. نبودن تعدادی از این شعرها به هر دلیل،  نقصی برای کتاب «در ملکوت سکوت» محسوب می شود. برای مثال،  از 31  قطعه «هایکوواره های نوروزی»، فقط 18 قطعه در کتاب آمده است. در حالی که بعضی از همین شعرهای «نیامده»، از هایکواواره های چاپ شده اهمیت بیشتری دارند.

برای نمونه هایکوواره هایی که با این سطرها آغاز می شوند: «ماهی ها در تنگ». «در راه پله ها».«29 اسفند».«پیرمردی روی ویلچر». و«می خواهم هسته سر هستی را بشکافم»...
و متأسفانه در همین «هایکوواره های» چاپ شده در کتاب اشتباهی رخ داده است:

یازدهمین هایکوواره در کتاب به این صورت چاپ شده است:
ملافه ای سفید از برف
روی نعش دراز کشیده دشت
پلی ست از رؤیا به کابوس


سطر آخر این هایکوواره، درحقیقت، سطر هایکوواره دیگر است.


با مراجعه به وبلاگ «براده های روح» این اشتباه را تصحیح می کنم و دو هایکوواره را که درهم ادغام شده اند، مستقلاً می آورم:

1

ملافه  ای سفید از برف
روی نعش دراز کشیده دشت
زمستان به رحمت خدا پیوست!

2

آهسته قدم برمی دارم
دیوارهای نازک- برای همسایه-
پلی ست از رؤیا به کابوس

کد خبر 1563

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز