مهدی تهرانی: در میان گرگ‌ها با عنوان اصلی ( اینتر لوبوس) داستان مارکوس رودریگویز، پسر کودکی است که در منطقه سیرا و جنگل‌های اطراف به همراه خانواده‌اش زندگی می کند

و پس از رسیدن به سن هفت سالگی برای آموزش گله داری و چوپانی نزد یک چوپان کارکشته و خوشنام و بسیار پر تجربه به نام  آتاناسیو فرستاده می‌شود.

یکی از آروزهای دیر پای بشر امروزی رفتن به دل طبیعت و دل کندن از مظاهر تمدن است. برای بسیاری از نویسندگان نیز این آرزو در قالب داستان و یا شعرها به صورت دلنشینی به روایت درآمده است. و اینچنین روایتمندی؛ فقط به فرهنگ و قشر خاصی از ملت‌ها  تعلق ندارد. چرا که در عمده فرهنگ‌ها زندگی آدمی با حیات وحش و حضور وی در دل طبیعت در قالب داستان و شعر بازگو شده است. از افسانه  پروراندن زال توسط سیمرغ اساطیری که در شاهنامه فردوسی آمده تا دیگر آثار غیر ایرانی همگی شاهدی بر این قرابت بین طبیعت و آدمی است.

در سینما نیز اما به عنوان هنری که بسیار به شعر و ادبیات وامدار است، این رابطه و تعلق خاطر در گونه‌های متفاوتی از جمله ژانرهای اکشن، ماجراجویانه، علمی و تخلی و حتی فیلم‌های بیوگرافیک به تصویر در آمده است. در میان گرگ‌ها نیز یک درام بیوگرافیک است که به همین موضوع می‌پردازد. پرورش یک کودک 7 ساله که که حدود 13 سال از عمرش یعنی تا 20 سالگی را در میان گرگها و دیگر حیوانات جنگل شمالی اسپانیا روزگار می‌گذراند. ولی این نکته را هم در نظر داشته باشید که در میان گرگها تقریبا یک نمونه منحصر بفرد را به نمایش می‌گذارد چرا که تمام داستان بر اساس حقیقت و رخدادی واقعی در نیمه قرن بیست، روایت شده است.

در میان گرگها با عنوان اصلی ( اینتر لوبوس) داستان مارکوس رودریگویز ،پسر کودکی است که در منطقه سیرا و جنگل های اطراف به همراه خانواده اش زندگی می کند و پس از رسیدن به سن هفت سالگی برای آموزش گله داری و چوپانی نزد یک چوپان کارکشته و خوشنام و بسیار پر تجربه به نام  آتاناسیو فرستاده می‌شود.

در میان گرگها

آموزش مارکوس توسط آتاناسیو اگرچه طاقت فرسا است و ممکن است برای یک کودک 7 ساله بی‌تابی به همراه بیاورد اما به نظر می‌رسد مارکوس کوچک به طور فطری علاقمندی شدیدی به طبیعت دارد و می تواند بسیار با محیط وفق پذیر باشد. روندی که از همان ابتدا هرگز از چشم آتاناسیوی پرتجربه دور نمی ماند و برای همین در آموزش به مارکوس تمام داشته هایش را رو می کند.

با این همه پس از مرگ آتاناسیو و گم شدن مارکوس در دل طبیعت فرصتی غریب بدست می آید تا این کودک شانس خود را با طبیعت آغاز کند. به قول آتاناسیو یا طبیعت؛ دوستی با او را می‌پذیرد و یا اینکه اورا پس زده و خواهد کشت. بیش از یک دهه از حضور مارکوس در جنگل‌های سیرا می‌گذرد و او به زندگی کنونی نه تنها عادت دارد که هرگز مایل به بازگشت نیست. بسیاری به دنبال اویند اما کسی از آن مارکوس خردسال که 13 سال پیش در جنگل‌های سیرا گم شده خبری ندارد..

درام در میان گرگها، یک امتیاز بسیار عالی نسبت به دیگر فیلم‌های مشابه دارد و آنهم مقایسه ی بی‌طرفانه‌اش بین انسان و حیوان و رفتار آنها با طبیعت وحشی دارد. و این مقایسه بسیار زود و در سکانس سوم آغاز می‌شود.

در یکی از مهم‌ترین سکانس‌های فیلم آنجایی آتاناسیوی پیر به همراه مارکوس در غاری استقرار پیدا کردند تا صبح از راه برسد و گله‌های گرگ دست از تعقیب آنها بردارند ؛ چوپان پیر گویی از آینده خبر دارد به مارکوس کوچک می‌گوید : اگر تنها در فصل شکار چند روز در میان گرگها و دیگر حیوانات مخفی شوی و حضور شکارچیان و اربابان ثروتمند از خدا بی خبر و هجوم آنها به دل جنگل و طبیعت نظاره کنی ، پی میبری که حیوانی وحشی‌تر از انسان نیست. آن موقع است که حتی به گرگها هم احترام می‌گذاری و می‌توانی با آنها دوست شوی...

در ادامه دقیقا این تبادل روی می‌دهد. مارکوس پس از گم شدن دوباره با گرگها رو دررو می‌شود. همان گرگی که به او و به آتاناسیو حمله کرده بود؛ الهام بخشش می‌شود. با جغد‌ها آشنا می‌شود. با حیوانات لطیف تر مانند آهوان جنگل سیرا اخت می‌شود و حتی کرکس‌ها را نیز می بیند و با زندگی آنها آشنا می شود.

دوربین فیلمبرداری اسکار دیوران بسیار سیال و زنده تمام این اتفاقات را به تماشاگر نشان می‌دهد و گویی مانند یک دادگاه از راه دور با نشان دادن تصاویر مستند و زنده به تماشاگران به عنوان اعضای هیات منصفه می گوید که رای خود را در باره انسان ویرانگر اعلام کند. رایی که پیش از این توسط مارکوس پس از 13 سال زندگی در جنگا های سیرا اعلام شده بود: طبیعت بیش از همه مردم به من آموخت که ما انسانها کمتر مهربانی می کنیم و بیشتر می جنگیم...

یک نکته مهم دیگر سهم عمیق موس

یقی فیلم در میان گرگها ، برای دلچسب شدن و افزایش رمانس کلی ماجراهای فیلم هست. از ملودی های ملایم تا موسیقی حماسی توسط کلاوس بدلت و همکارانش برای سکانس های متفاوت استفاده شده و کار بسیار تاثیر گذاری بدست آمده است. 

شناسنامه فیلم

فیلمنامه و کارگردانی: ژراردو اولیوارس

تهیه کننده: خوزه ماریا مورالس

موسیقی: کلاوس بدلت ؛ اندرو رییر

فیلمبردار: اسکار دیوران ؛ خواکین آچا

تدوین: ایوان آلدو

زمان فیلم : 98 دقیقه

محصول: اسپانیا و آلمان 2010

بازیگران: خوان بالستا (مارکوس در سن 20 سالگی) ؛ مانائول کاماچو (مارکوس در سن 7 سالگی) ؛ سانچو گارسیا (آتاناسیو چوپان پیر) ؛ کارلوس باردم، ادواردو گومز؛ لوئیزا مارتین و دافنه فرناندز

کد خبر 147843

برچسب‌ها