دیگر مطالب کودکان

ماجرای تشنگی ما

ماجرای تشنگی ما
کودکان  > سلامتی  - آیدا ابوترابی:
- چه‌قدر گرم است؛ خوردن یک نوشیدنی خیلی می‌چسبد...

* مثل چی؟

- نوشابه.

* دیگه چی؟

- آب‌میوه.

* دیگه چی؟

- ماء‌الشعیر.‌

* دیگه چی؟

- شربت سکنجبین.

* دیگه چی؟

- نمی‌دانم... آهان، مثل آب!

*‌ خوب دیگه چی؟!

- ای بابا! همه را گفتم که، بگذار فکر کنم... نوشیدنی دیگری یادم نمی‌آید.

* ای وای! پس دوغ چه‌طور؟

- مگر می‌خواهم کباب بخورم؟

* چه کسی گفته دوغ را فقط باید با کباب خورد؟

- خوب، من می‌گویم! چون تا الآن همین‌طور بوده است.

* پس یک نوشیدنی دیگر را بگو.

- چیزی یادم نیست.

* چه‌طور یادت نیست؟ پس شیر چی؟

- شیر؟! مگر می‌خواهم صبحانه بخورم؟ گفتم تشنه هستم و کلی ورزش کرده‌ام؛ الآن دلم یک نوشیدنی خوب و خنک می‌خواهد.

* خوب شیر هم یک نوشیدنی خوب و خنک است.

- یعنی جدی جدی می‌گویی برای رفع تشنگی شیر بخوریم؟

* آره.

- لابد بعدش هم بروم مغازه و به جای برداشتن نوشابه، یک پاکت شیر از توی قفسه‌ها بردارم و با نی بخورم!

* مگر چه می‌شود؟ هیچی.

- آخر یه جوری است!

* خوب از این به بعد دیگر یه جوری نیست. نمی‌شود؟

- چرا می‌شود، بهش فکر می‌کنم. خوب دیگه چی؟

* دیگه سلامتی شما، آن هم با
شیر!

کد مطلب: 115576
زمان انتشار: سه شنبه 16 شهریور 1389 - 00:01:34