کودکان > ادبیات
- جالبترین کتابی که خواندهام کتاب «کوههای سفید» است.
الف
از اولش آدم وارد دنیایی متفاوت میشود. اول فکر میکنی ماجرا در باره یک ساعت است و سرزمینی که در آن تنها پنج ساعت وجود دارد و گنجینه یکی از خانوادههای این سرزمین یک ساعت مچی است. این خانواده مثل بقیه خانوادهها در آسیاب و مزرعه کار میکنند، پسران این سرزمین در 14 سالگی به سن قانونی میرسند و همه چیز به خوبی و خوشی پیش میرود.
«ما هیچ نمیدانستیم که «ولت» چیست، اما تصور خطر، هر چهقدر هم که از نظر زمانی دور بود و مربوط به روزگاران خیلی قدیم، باز هم هیجانانگیز بود.»
وقتی به این جای کتاب، آن هم در فصل اول میرسی، متوجه میشوی که با یک کتاب کلاسیک و عادی روبهرو نیستی. تو آرام آرام وارد دنیایی در آینده میشوی، آیندهای که شبیه هیچکدام از کارتونها و فیلمهایی که دیدهای نیست، آدم آهنیها و رباتها و دنیایی کامپیوتری وجود ندارد و تمام دنیای مدرن و لوکس از بین رفته است، به همین خاطر نشانههای مدرنیته(ساعت)، گنجینه محسوب میشوند.
ب
ساموئل یود با نامهای مستعار «استانلی وینچستر»، «هیلاری فورد»، «ویلیام گادفری»، «ویلیام واین» و... داستان نوشته است؛ اما همه ما او را با نام «جان کریستوفر» نویسنده شهیر علمی- تخیلی میشناسیم. مهمترین اثر او
«سه گانه سه پایهها» است؛ یعنی کتابهای «کوههای سفید»، «شهر طلا و سرب» و«برکه آتش». این کتابها در سالهای 1967 و 1968 نوشته شدهاند و به گونهای مکمل یکدیگرند. اما هر کتاب بهطور مجزا کتابی جامع و کامل است که ما را به دنیایی در آیندهای دور میبرد؛آیندهای که ذهن انسان به تسخیر موجوداتی به نام
«سه پایهها» در میآید؛ آیندهای که موجوداتی غیر از بشر برای او قانون وضع میکنند و هیچ کس به این مسئله اعتراضی ندارد. جز قهرمان اصلی داستان ویل که داستان از زبان او روایت میشود.
ج
در جایی از داستان که ویل همراه دوستش هنری میگریزد تا به کوههای سفید برسد ناگهان در زیر زمین با ماشینی عظیم که کوپههای بزرگ دارد روبهرو میشود و وحشت میکند. در آینده جان کریستوفر مترو معنا ندارد. در این دنیا تمام کودکان در 14 سالگی کلاهکگذاری میشوند و از آن به بعد به خدمت سه پایهها که حکمرانان زمین هستند در میآیند. اما ویل پیش از کلاهکگذاری تصمیم میگیرد فرار کند و به منطقهای از زمین (کوههای سفید) که آدمها آزادانه در آن زندگی میکنند، برسد و به هیچ عنوان به
سه پایههای غولپیکر مکانیکی اجازه ندهد که به او تسلط پیدا کنند چرا که پس از کلاهکگذاری تمام اعمال و افکار او توسط آنها کنترل میشود. ویل و دوستش همراه دیگری در سفر مییابند و خود را به کوههای سفید میرسانند.
در این میان ما با نوع زندگی، احساسات، تفکرات، روشها و ناهنجاریهایی که شاید یک روز به راستی زمین را در بر بگیرد آشنا میشویم.
د
رسیدن به کوهها پایان ماجرا نیست. پس دیگران چه؟ ویل باید بکوشد تا مابقی ذهنها را
آگاه کند. باید تلاش کند سهپایهها را از بین ببرد و حتی اگر این اتفاقها نیفتد، این همه ذهن تسخیر شده چه میشوند؟
اینها سؤالاتی است که کریستوفر در دو کتاب دیگر به آنها پاسخ میدهد.
«این شیء به چرخهایی فلزی تکیه داشت و روی لبههای چرخها یک مادهی سفید و سیاهرنگ به چشم میخورد. شبیه این دستگاه چند تای دیگر هم بود. بین پل کنار یکی از آنها ایستاد، توی آن را با دقت برانداز کرد و گفت: «جا برای نشستن آدمها و چرخ. پس این هم یک جور کالسکه است.»
«تمام بزرگترهایم کلاهک داشتند و به آن راضی بودند. کلاهک نشانه بزرگسالی بود. مراسم کلاهکگذاری دارای اهمیتی بود و در فکر آدم، به جشن و تعطیل بستگی پیدا میکرد.»
بارها سهگانه جان کریستوفر ترجمه و تجدید چاپ شده است.شما میتوانید این مجموعه را از انتشارات پیدایش یا کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تهیه کنید . دیگر کتابهای او«شمشیر ارواح»،«شهریار آینده»،«سال ستاره دنبالهدار» و... هستند.