کودکان > ادبیات
- داستان از یک شب تاریک در قبرستان شهر شروع میشود. آن شب چند نفر به قبرستان میروند تا چمدانی را پنهان کنند. اعضای باند عقرب که تعدادی نوجواناند، متوجه آنها میشوند و با این حادثه اعضای باند عقرب وارد ماجرایی ناخواسته میشوند.
روزهایی که انقلاب اوج گرفته و حرکتهای مردمی برای شکست حکومت دیکتاتوری شاه آغاز شده. نوجوانهایی که از آنها با عنوان اعضای باند یاد شده، بچههای فقیر و به قول معروف آلونکنشین هستند و آن چمدان بهانهای میشود که اعضای باند عقرب یعنی خلو، ممدو، منوگنگه و شکری دنبال کشف راز آن باشند.
گذشته از جذابیت حوادث، طنز کتاب خواننده را با خودش همراه میکند. طنز در داستان، هم تمایل خواننده را برای خواندن برمیانگیزد و هم سبب میشود تلخی موجود در فضای داستان تعدیل شود. مهمتر از همه طنزی که در زبان راوی داستان است حقیقتی را بر ملا میکند. خلو از طریق همین زبان طنز که پر از شوخی و کنایه است، توانسته تا اندازه زیادی زهر تلخ عقرب واقعیت را بگیرد و خود را در فضای سختی که زندگی میکند سرپا نگه دارد . از طریق همین زبان طنز، شخصیت او و دیگران برجسته میشود و عنصر واقعگرایی اثر را بیشتر میکند.
کتاب «عقربهای کشتی بمبک» برای کسانی که آن سالها را دیدهاند یادآور خاطرههای مهمی است و برای آنهایی که آن سالها را ندیدهاند، فرصتی است تا با بعضی از وقایع آن سالها در قالب یک داستان جذاب و خواندنی آشنا شوند.
کسانی که کتاب «هکلبری فین» را خواندهاند، متوجه ارتباط و نزدیکیهای خاصی بین این دو اثر میشوند. «خلو» در جایی از داستان به ما میگوید که سرگذشتش شبیه هکلبریفین است. حتی در جایی از داستان رو به نویسنده کتاب، یعنی حسنزاده میپرسد: شما با مارکتواین نسبتی دارید؟ از سویی در آغاز کتاب میخوانیم که حسنزاده این کتاب را به نجف دریابندری و مردم آبادان تقدیم کرده است. و دریابندری کسی نیست جز یکی از مترجمان هکلبری فین که به زیبایی این اثر را ترجمه کرده است.