دیگر مطالب کودکان

سه سؤال از شعر و بی‌نهایت جواب

سه سؤال از شعر و  بی‌نهایت جواب
کودکان  > ادبیات  - ظهر یک روز گرم تابستان بود، روز نوجوان در پیش بود و ما پنج نفر بودیم: پریسا شکوهی مجد، ارغوان باقرنیا، علیرضا کیانی و مسئول بخش شعر دوچرخه.

حتماً می‌گویید: این که شد چهار نفر، پس نفر پنجمتان کجا بود؟ نفر پنجممان رؤیا زنده‌بودی بود که به لطف اختراع گراهام‌بل در خانه‌شان در شیراز نشسته بود و تلفن به دست در جلسه حضور داشت. جمع‌شدن چهار نفر از بهترین اعضای تیم شعر دوچرخه دور هم و شعرخواندن‌ها و نظر دادن‌ها، اتفاق‌های کوچک اما قشنگی بود که حیفمان آمد شما را از آن بی‌خبر بگذاریم. بنابراین در این دو صفحه خلاصه‌ای از حرف‌ها و بحث‌های این جلسه را آورده‌ایم.

هر سؤالی نقطۀ شروع پیدا کردن یک جواب تازه است و ما هم در این جلسه سعی کرده‌ایم با طرح سه سؤال از شعر به جواب‌هایی دست پیدا کنیم که لزوماً در عدد سه خلاصه نمی‌شوند و می‌توانند به تعداد شاعران موفق دنیا جواب داشته باشند!

سؤال اول از شعر
همۀ تفاوت‌های شعر

جلسه با یک سؤال شروع شد: «موقع نوشتن شعر چه‌چیز بیشتر از همه برایتان اهمیت دارد؟» 
 پریسا: «بعضی از شاعرها برای خلق شعر سعی می‌کنند با کلمه‌ها بازی کنند. بعضی‌ها هم سعی می‌کنند حرف جدیدی بزنند که کسی پیش از آنها نگفته باشد. من راه دوم را ترجیح می‌دهم و سعی می‌کنم شعری بگویم که متفاوت با بقیۀ شعرها باشد.»
ارغوان: «به‌نظر من خلاقیت در شعر از هر چیز دیگری مهم‌تر است. در هر شعر تازه‌ای که می‌نویسم، به این فکر می‌کنم که جور دیگری حرف‌هایم را به روی کاغذ بیاورم و تجربۀ تازه‌ای داشته باشم.»
رؤیا: «برای من انتقال کامل احساسات اهمیت دارند و سعی می‌کنم حرف‌هایم در شعر از حرف‌های روزمره متمایز باشند.»
علیرضا: «به نظر من هم نوگرایی در شعر خیلی مهم است و کشف‌های شاعرانه در موفقیت یک شعر تأثیر زیادی دارد.»

سؤال دوم از شعر
کدام عنصر؟ کدام شعر

شعر ساخته‌شده از عناصر مختلف و نتیجۀ جمع‌شدن عوامل مختلفی است. از زبان و موسیقی گرفته تا احساس و عاطفه یا اندیشه و خیال. این‌بار از شرکت‌کنندگان در جلسه خواسته شد به سؤال دیگری جواب بدهند: «کدام‌یک از عناصر مختلف سازندۀ شعر در سروده‌هایتان حضور مؤثرتری دارند و به‌طور ناخوداگاه از کدام عنصر شعری بهرۀ بیشتری می‌گیرید؟»

 ارغوان: «من بیشتر به اندیشۀ شعر توجه می‌کنم و این برایم مهم است که حرفی را که در ذهن دارم به خوانندۀ شعرم منتقل کنم. البته ترجیح می‌دهم خیلی دربارۀ حرفم توضیح ندهم و آن را با استفاده از ابهام روی کاغذ بیاورم. من هیچ‌وقت شعری را فقط به خاطر موسیقی قشنگش نمی‌خوانم و از اثر هنری توقع انتقال اندیشه یا ارائه ایده را دارم.»
پریسا: «من شعرهایی را دوست دارم که زبانی ساده دارند و کوتاه‌اند. البته این شعرها در عین سادگی، مفهوم پیچده‌ای هم دارند و به ما یاد می‌دهند که ساده از کنار چیزها نگذریم. خیلی‌چیزها هست که مردم عادی نمی‌بینند. دیدن و توجه نکردن با ندیدن فرقی ندارد، ولی چشم‌های تیزبین یک شاعر همین چیزها را کشف می‌کند و از آنها شعر می‌سازد.»
رؤیا: «برای من معمولاً اندیشۀ پشت شعر از همه‌چیز مهم‌تر است و آرایه‌ها یا بازی‌های زبانی در مرحلۀ دوم اهمیت قرار دارند.»
علیرضا: «به نظر من چیزی که باعث موفقیت شعر می‌شود، «آن» شعری است. حالا ممکن است با استفاده از موسیقی خلق شده باشد یا اندیشه و... اما این «آن» شاعرانه است که باعث می‌شود شعر آدم را جذب کند.»

سؤال سوم از شعر
عناصر جدایی‌ناپذیر

حالا که دو مطلب قبلی با دو سؤال شروع شد، بگذارید بخش پایانی را هم با یک سؤال همراه کنیم: اصلاً طرح کردن آن سؤال‌ها و دادن آن جواب‌ها چه فایده‌ای دارد؟ مگر شعر، ترکیب جدایی‌ناپذیر عناصر مختلف نیست؟ مگر نه این که عاطفه و تخیل و زبان و اندیشه و موسیقی و... چنان در هم گره می‌خورند که شاید تشخیص بعضی‌شان از بعضی دیگر اصلاً ممکن نباشد؟ اگر جواب همۀ این سؤال‌ها مثبت است، پس ما از اول برای چه دور هم نشستیم و این‌همه در این‌باره حرف زدیم؟

رؤیا می‌گوید: «به نظر من همۀ عناصر شعری در یک سطح قرار دارند و اگر یکی‌شان لنگ بزند، موجب افت شعر می‌شود». حق با اوست!
حتی ارغوان هم که به اندیشه بیشتر از بقیۀ عناصر شعری توجه دارد، نظرش را چنین ابراز می‌کند: «به‌نظر من همۀ عناصر شعری در جای خودشان مهم‌اند. مثلاً عنصری مثل موسیقی می‌تواند به انتقال بهتر حرف و اندیشه کمک کند». او هم درست می‌گوید!
با این حساب شاید بتوان جواب سؤال این بخش را این‌طور داد: درست است که جدا کردن عناصر مختلف از هم در عمل کاری سخت یا حتی بیهوده به نظر می‌رسد، اما تاحدودی به ما کمک می‌کند که بفهمیم یک شعر موفق به چه وسیله و از چه راهی بر ما تأثیر گذاشته، جذبمان کرده و در روح و جانمان نفوذ کرده است. به این ترتیب به عنوان یک مخاطب می‌توانیم به شناخت بهتری از هر شعر و ماهیتش برسیم و توصیفمان از آن فراتر از صفت‌های کلی‌ای مثل «قشنگ» یا «دوست‌داشتنی» برود.
چنین نگاه و تمرینی برای یک شاعر هم فایده‌های ویژۀ خودش را دارد. با طرح چنین سؤال‌هایی علاقه‌مندان به سرودن می‌توانند با راه‌های مختلف خلق یک شعر موفق و عناصر مؤثر در شکل‌گیری آن آشنا شوند.

کد مطلب: 114107
زمان انتشار: سه شنبه 26 مرداد 1389 - 17:36:59