جمعه 4 اسفند 1396 | به روز شده: 19 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
چهارشنبه 27 دی 1396 - 22:23:17 | کد مطلب: 395803 چاپ
بنا به گفته رئیس پلیس پایتخت در جریان دستگیری متهمان اموالی به ارزش 8 میلیارد تومان کشف شد

«رعد۷» ۴۰۳ تبهکار را زمینگیر کرد

اجتماع > اجتماعی - عملیات رعد ۷ پلیس به دستگیری ۴۰۳ متهم پایتخت و انهدام ۴۳ باند تبهکاری منجر شد.

این در حالی است که حدود 8میلیاردتومان اموال مسروقه از دستگیرشدگان کشف و ضبط شده است. سردار حسین رحیمی، فرمانده نیروی انتظامی تهران صبح دیروز در محوطه پلیس پیشگیری پایتخت حاضر شد و درخصوص دستاوردهای این طرح گفت: در هفتمین مرحله طرح رعد پلیس پیشگیری پایتخت که با هماهنگی مقام قضایی، اقدامات اطلاعاتی و همکاری مأموران کلانتری و سرکلانتری‌های تهران انجام و ۲۷۳‌مخفیگاه سارقان، مجرمان و مالخران شناسایی شد‎

‎فرمانده نیروی انتظامی تهران در ادامه افزود: در این طرح ۴۰۳ تبهکار دستگیر و همچنین ۴۳ باند متلاشی شدند‎

‎وی گفت: ۱۹ باند، سارقان لوازم خودرو و 4باند، از سارقان حرفه‌ای خودرو بودند. همچنین ۱۳‌باند، سرقت منزل را انجام می‌دادند و 7باند نیز سارقان اماکن خصوصی بودند.

این تنها بخشی از عملیات طرح رعد 7بود چرا که مأموران در ادامه با انجام تحقیقات ویژه موفق شدند 103کیلوگرم مواد‌مخدر از مجرمان دستگیر شده کشف کنند. ‎سردار رحیمی گفت: یک مورد از این کشفیات، مربوط به بار میوه‌جات بود که از جنوب کشور وارد تهران شده بود و حدود 98کیلو وزن مواد مکشوفه است.‎

وی همچنین به کشفیات دیگر این عملیات اشاره کرد و گفت: ۵۳ دستگاه موتورسیکلت، ۳۰ دستگاه دوچرخه، 2قبضه سلاح گرم، 2قبضه سلاح شکاری و ۲۱قبضه سلاح سرد در این عملیات از مجرمان کشف شد. همچنین ارزش ریالی اموال مسروقه مکشوفه 8میلیارد تومان برآورد شده است.

علاوه بر این، 222نفر از خرده‌فروشان موادمخدرکه در نقاط مختلف شهر فعالیت می‌کردند در این طرح دستگیر و ۹۵۱ نفر از معتادان متجاهر نیز جمع‌آوری شدند. سردار رحیمی در ادامه از کشف حدود 6میلیارد تومان کالای قاچاق خبر داد و گفت: بیشترین اموال مکشوفه شامل ماشین لباسشویی، انواع آمپول‌ها و داروهای غیرمجاز، مواد محترقه و مانیتور بود.

  • نقشه پلیس قلابی برای سرقت از توریست‌ها

در میان متهمانی که در هفتمین طرح رعد دستگیرشده‌اند مردی 45ساله است که لباس پلیس به تن دارد. او می‌گوید لباس را از یکی از بستگانش که پلیس بوده امانت گرفته تا دست به سرقت بزند. طعمه‌های این پلیس قلابی، توریست‌هایی بودند که برای سفر به ایران می‌آمدند و او دست به سرقت پول‌هایشان می‌زد.

  • طعمه‌هایت را چطور شناسایی می‌کردی؟

معمولا به فرودگاه امام خمینی(ره) می‌رفتم و در آنجا افراد خارجی را شناسایی می‌کردم.

  • چطور نقشه سرقت را اجرا می‌کردی؟

لباس پلیس به تن داشتم و می‌گفتم مأمور هستم. دست و پا شکسته با آنها انگلیسی صحبت می‌کردم و بعد به بهانه اینکه پلیس هستم شروع می‌کردم به بازرسی آنها. پس از آن از فرصت استفاده کرده و پول‌هایی را که همراهشان بود برمی‌داشتم. اما خودشان در آن لحظه متوجه نمی‌شدند.

  • چند نفر را با این شگرد به دام انداختی؟

دقیق نمی‌دانم اما بیشتر آنها یا هندی بودند یا پاکستانی.

  • چقدر پول به جیب زدی؟

به 10میلیون هم نرسید. پولش هم خرج زندگی شد. چون چند وقتی می‌شد که بیکار شده بودم و مشکلات مالی گریبانگیرم شده بود. راستش شغل سابقم بد نبود، در یک سازمان دولتی کار می‌کردم اما وقتی جابه‌جایی در سازمان صورت گرفت، چند نفر را تعدیل کردند که من هم جزو آنها بودم. همین شد که از فامیلم که او هم پلیس است و در شهرستان زندگی می‌کند، ‌لباس سرگردی امانت گرفتم و با پوشیدن آن نقشه سرقت کشیدم.

  • ایده سرقت چطور به ذهنت آمد؟

با خواندن یک خبر خارجی در یکی از کانال‌های تلگرامی. اما حالا خیلی پشیمانم و اصلا فکرش را نمی‌کردم که گیر بیفتم و آبرویم نزد خانواده‌ام برود.

  • بارتریاک به مقصد نرسید

در گوشه حیاط 2مرد جوان ایستاده‌اند. کنارشان میزی قرار دارد که روی آن پر است از لوله پلیکا. داخل لوله‌ها به طرز ماهرانه‌ای تریاک جاسازی شده و این دو گیر افتاده بودند اما می‌گفتند بی‌گناه هستند و نمی‌دانستند که تریاک داخل لوله‌ها جاسازی شده بود. یکی از آنها جزئیات بیشتری را بازگو کرد.

  • چطور از وجود موادمخدر داخل کامیون خبر نداشتید؟

باور کنید بی‌گناهیم و اصلا نمی‌دانستیم باری که حمل می‌کنیم تریاک است. شغل‌مان باربری است. به ما زنگ می‌زنند و می‌گویند فلان بار را به مقصد برسانید؛ مثل پوشاک، میوه و...‌. این بار هم فردی به ما زنگ زد و گفت بارش بادمجان است. ما هم از بندرعباس، بادمجان‌ها را بار زدیم و راهی پایتخت شدیم.دوستم که کمک‌راننده است، همراهم بود.

قرار بود بار بادمجان را به بازار میوه و تره‌بار در تهران برده و به مرد حجره‌داری تحویل بدهیم. حدود 10صبح دوشنبه رسیدیم به بازار میوه و تره بار. پس از آن با فردی که بار را به ما سپرده بود تماس گرفتیم و او گفت دقایقی بعد فرد حجره‌دار می‌رسد و بادمجان‌ها را تحویل می‌گیرد. ما هم کنار کامیون منتظر آن شخص بودیم اما ناگهان مأموران رسیدند و پس از پیدا کردن تریاک‌ها دستگیر شدیم.

  • چطور لو رفتید؟

گویا یکی از حجره‌داران به ما مشکوک شده و با پلیس تماس گرفته بود.

  • تریاک‌ها چطور کشف شد؟

وقتی بادمجان‌ها را کنار زدند زیر آنها لوله پلیکا گذاشته بودند که داخل لوله‌ها تریاک بود اما باور کنید ما خبر نداشتیم.

  • چقدر تریاک کشف شد؟

حدود 98کیلوگرم و حالا ما گیر افتادیم درحالی‌که واقعا از موضوع خبر نداشتیم.

  • کلاهبرداری‌های یک مربی شنا

«تابستان‌ها آموزش شنا می‌دهم و زمستان که کار و کاسبی کساد می‌شود، کلاهبرداری». کلاهبردار، مردی جوان است که در طرح رعد دستگیر شده و طعمه‌هایش را در فروشگاه‌های اینترنتی شناسایی می‌کرد.

  • از شگرد کلاهبرداری هایت بگو؟

در سایت‌های خرید و فروش کالا طعمه‌هایم را شناسایی می‌کردم. به آنها زنگ می‌زدم و می‌گفتم کارمند یکی از ارگان‌های دولتی هستم. به بهانه اینکه کالا را برای سازمان می‌خواهم آنها را فریب می‌دادم و با چرب زبانی اعتمادشان را جلب می‌کردم. بعد به بهانه اینکه باید کد پیگیری پولی را که به‌حساب فروشنده واریز می‌شود بنویسم و در اختیار رئیس سازمان قرار بدهم، طعمه‌ام را پای دستگاه خودپرداز می‌کشاندم.

می‌گفتم پای دستگاه باشد تا پول را به حسابش واریز کنم وکد پیگیری را از او بگیرم. طعمه‌ام هم به راحتی به حرف‌های من اعتماد می‌کرد و می‌رفت پای دستگاه. ابتدا به طعمه می‌گفتم موجودی حسابت را اعلام کن و وقتی می‌گفت چقدر پول در حسابش است، تأکید می‌کردم گزینه انگلیسی را انتخاب کند. بعد به همین راحتی موجودی حسابش را خالی کرده و به‌حساب خودم واریز می‌کردم.

  • چطور به همین راحتی، طعمه‌هایت به تو اعتماد می‌کردند؟

کافی است بتوانی خوب صحبت کنی و با چرب‌زبانی اعتماد فردی را که آن طرف خط در حال صحبت است به‌دست‌آوری. دیگر همه راه را رفته‌ای و سوژه ات به راحتی به تو اعتماد می‌کند.

  • سابقه داری؟

به تازگی آزاد شده‌ام. قبلا هم به همین جرم دستگیر شده و 10ماهی زندان بودم.

  • چند نفر را با این شگرد به دام انداختی؟

حدود 5یا 6نفر.

  • تو که مربی شنا هستی چرا شدی کلاهبردار؟

تابستان که می‌شود درآمدم بد نیست اما زمستان که می‌آید و هوا سرد می‌شود کارم هم کساد می‌شود. برای همین وارد دنیای خلافکاران شدم تا جیب‌هایم را پر از پول کنم اما باز گیر افتادم و هنوز مهر آزادی‌ام خشک نشده باید به زندان بروم.