دوشنبه 7 اسفند 1396 | به روز شده: 44 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
سه شنبه 21 آذر 1396 - 00:07:37 | کد مطلب: 390985 چاپ

دارالفنون، خانه‌ای برای دانش‌جدید

کودک و نوجوان > فرهنگی - اجتماعی - فریبا خانی:
در خیابان ناصر خسرو مسافتی که به سمت جنوب خیابان حرکت کنی، بنای تاریخی و مهمی هست که سرآغاز فصل آموزش به سبک و سیاق جدید و به‌روز در ایران بود.

اين‌جا مقابل اين در اصلي ايستاده‌ام كه در گوشه‌اي از آن مجسمه‌ي اميركبير نصب شده است. اين‌جا دارالفنون است. اين بنا يك حياط زيباي پر درخت دارد. يك حوض زيبا و آب‌نما و يك عمارت شاه‌نشين، آمفي‌تئاتر و اتاق‌هاي متعدد...

اين بنا سال‌هاي سال مهد دانش و آگاهي و هنر  و انديشه بوده است. روي پيشاني حياط دارالفنون اشعار زيبايي نقش بسته است. مثلاً اين شعر رودكي: «مكن بد به كس گر نخواهي به خويش»

 

  • دستور اميركبير

دارالفنون به دستور اميركبير، اولين صدراعظم دوره‌ي ناصرالدين‌شاه، براي پرورش نيروهاي متخصص ايراني بنا شد. اميركبير معتقد بود كه بايد دانش وارد كشور شود. او از روسيه و انگليس استاد وارد ايران نكرد و سعي كرد كه از اتريش استادان مجرب به ايران بخواند. دستور داده بود كه حسابي استادان اتريشي را تحويل بگيرند.

دور روز قبل از ورود استادان اتريشي،‌ اميركبير عزل و به كاشان تبعيد شد. استادان اتريشي وارد ايران شدند، بدون آن‌كه دستور امير اجرا شود و از آن‌ها استقبال گرمي به عمل بيايد. مدرسه افتتاح شد و سيزده روز بعد امير در حمام فين كاشان به قتل رسيد.

 

  • راز و رمز‌هاي اين فضا

اين بناي قديمي مثل همه‌ي بناهاي تاريخي راز و رمزهايي دارد. جالب است بدانيد از كاخ گلستان به مدرسه‌ي دارالفنون يك تونل مخفي ايجاد شده بود كه وقتي نمايشي در سالن آمفي‌تئاتر مدرسه اجرا مي‌شد، ناصرالدين‌شاه مخفيانه به مدرسه مي‌آمد و نمايش‌‌ها را تماشا مي‌كرد.

هم اكنون اين بناي دو طبقه‌ي زيبا با كتيبه‌هايش در حال مرمت است. اين بنا در اختيار آموزش و پرورش است، اما مرمت آن به عهده‌ي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري است.

محمد حسيني، معاون مدرسه‌ي دارالفنون به خبرنگار هفته‌نامه‌ي دوچرخه مي‌گويد: «اين مدرسه داستان‌هاي بسيار دارد. داستان دكتر پولاك را هم شايد شنيده باشيد. او خدمات زيادي به علم پزشكي در ايران كرد و در همين حياط مدرسه‌ي دارالفنون جراحي انجام داد.

وقتي به او گفتند كه در فضاي باز نبايد جراحي انجام شود و بايد استريل باشد تا عفونت اتفاق نيفتد، گفته بود در هواي فرح انگيز  تهران هيچ اتفاقي نمي‌افتد. جراحي در فضاي باز انجام شد و عفونتي هم ايجاد نشد.»

البته دكتر پولاك تصور هم نمي‌كرد كه چند دهه بعد، اين هوا چه قدر آلوده و مسموم مي‌شود.

حسيني درباره‌ي قنات اين مدرسه مي‌گويد : «از قنات گوهر ريز كه از شميران تا به اين‌جا كشيده شده بود، آب مدرسه تأمين مي‌شد و عجيب است كه  با اين ارتفاع چگونه آب را به سطح آورده بودند. البته اين قنات حالا خشك است.»

او مي‌گويد: «بناي اوليه‌ي مدرسه كه در دوره‌ي اميركبير ساخته شده بود. يك طبقه بود و 50 كلاس داشت. كلاس‌هايش چهارمتري و كوچك بودند. در دوره‌ي رضاشاه، در سال 1308 دستور دادند، اين بنا در دو طبقه به دست ماركوف روسي از نو ساخته شود.

كتيبه‌هايي كه در سراسر اين حياط مي‌بينيد متعلق به آن زمان است كه بازسازي شده. قرار است بعد از مرمت موزه‌ي تعليم‌ و تربيت از دوره‌ي مادها تا امروز در اين‌جا افتتاح شود.»‌‌‌