سه شنبه 25 شهریور 1393 | به روز شده: 8 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
پنجشنبه 23 آذر 1391 - 18:33:13 | کد مطلب: 194245 چاپ
راوی جنگ باید در صحنه حضور داشته باشد

زندگینامه: علی اصغر وصالی طهرانی‌فرد (1329 - 1359)

دفاع > شهید - همشهری آنلاین:
علی اصغر وصالی طهرانی‌فرد (اصغر وصالی) در سال 1329 در منطقه دولاب تهران به دنیا آمد.

وی در سال‌‌های جوانی توانست با مشقت فراوان از ایران خارج شده و دوره‌های چریکی را در میان مبارزان فلسطینی طی کند. سپس به ایران آمد و زندگی مخفی خود را شروع کرد اما سرانجام توسط عوامل رژیم طاغوت بازداشت شد.

وصالی طهرانی‌فرد در ابتدا به اعدام و بعد با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم شد ولی بعدها حکم تغییر کرد و دوازده سال زندان برایش بریدند. در اواخر سال 56 هم بعد از پنج سال و نیم حبس، از زندان آزاد شد.

با پیروزی انقلاب، علی اصغر انتظامات زندان قصر را تشکیل داد و در سال 59 وارد تشکیلات نوپای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد و از بنیانگذاران اصلی بخش اطلاعات سپاه گردید و مدتی نیز فرماندهی بخش اطلاعات خارجی را بر عهده گرفت.

روحیه علی اصغر به هیچ وجه با امور اداری و ستادی سازگار نبود و به همین دلیل مسوولیت خود را در ستاد کل سپاه رها کرده و به جبهه غرب شتافت تا به نبرد رودررو با ضدانقلاب و متجاوزین بعثی بپردازد.

وی با گردان تحت امرش در سخت ترین جبهه های غرب کشور خوش درخشید و جمع قابل توجهی از آنان نیز به شهادت رسیدند.

نیروهای تحت امر علی اصغر وصالی به دلیل بستن دستمال سرخ بر گردن‌هایشان به «گروه دستمال سرخ ها» شهرت داشتند.
روز تاسوعای سال 1359 تصمیم گرفته شد عملیاتی برای روز عاشورا تدارک دیده شود.

حوالی ظهر عاشورا، علی اصغر در تنگه حاجیان از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفت و بر اثر همین جراحت، مصادف با چهلمین روز شهادت برادرش اسماعیل به شهادت رسید.

پیکر پاک شهید اصغر وصالی تهرانی فرد در قطعه 24 بهشت زهرای تهران در کنار برادرش و در میان یارانش (گروه دستمال سرخ‌ها) به خاک سپرده شد.

خاطرات همسر شهید وصالی:

مریم کاظم زاده از خبرنگاران دوران دفاع مقدس است که قصه آشنایی او با شهید وصالی و جرو بحث هایی که در برخوردهای اول با هم داشتند و بعد خواستگاری غیر منتظره شهید وصالی از ایشان، ماجراهای جالبی دارد.

علی اصغر وصالی طهرانی‌فرداو می گوید: «یک بار شهید اصغر وصالی که از فرماندهان سپاه بود مرا دید و گفت که شما خبرنگاران در شهر پشت میز می نشینید و از جنگ می نویسید راوی جنگ باید در صحنه حضور داشته باشد، نه این که خیلی شجاعت به خرج دهد! و بعد از عملیات چند عکس جنگی بگیرد!»

همین حرف شهید وصالی باعث حضور مستمر خانم کاظم زاده در جبهه ها شد؛ چه در کردستان و چه در جنوب، معیار شهید وصالی برای خواستگاری از خانم کاظم زاده هم خیلی جالب بود: «من برای ادامه راه، همراه می خواهم و تو با حضورت در شرایط سخت کردستان نشان دادی می توانی همراه من باشی.»روز تاسوعا بود که به اتفاق آقای بزرگ (فرمانده سپاه گیلانغرب) از سرپل ذهاب وارد گیلانغرب شدیم.

ناهار رو سرپل ذهاب خورده بودیم. شام هم برایمان نون و سیب‌زمینی آوردند که من اصلا نخوردم.

اصغر تند تند می خورد و در ضمن جلوی فرمانده ارتش و بقیه رزمنده‌ها برای من هم لقمه می گرفت ولی من نمی خوردم چون نون بیات و سیب زمینی اینقدر خشک است که اصلا از گلوی آدم پایین نمی‌رود.

آقای آزاد به شوخی به من گفت: «خواهر حاضر بودی امشب برای عملیات همراه ما میآمدی؟»

گفتم: «حاضر بود‌م سیمرغ می شدم و اصلا احتیاجی هم به شما نداشتم و بالای ماشین‌هاتون پرواز می‌کردم.»

اصغر نگاهی به من کرد و گفت: «اگر سیمرغ هم بودی، نمی‌گذاشتم امشب بیایی.»

ساعتی بعد، اصغر از من خداحافظی کرد و رفت اما چند دقیقه نگذشته بود که دوباره برگشت، پیشانی من را بوسید و خداحافظی کرد و رفت. اصلا سابقه نداشت که برای خداحافظی دوباره برگردد.

ده دقیقه بعد که من برای خواب آماده می شدم، دیدم دوباره در را باز کرد و آمد. خداحافظی کرد و دوباره رفت. خیلی برای من عجیب بود.

همان شب خواب عجیبی دیدم. خواب دیدم یک نفر آمد که از وجاهت و ردای سبز و لباس سفیدش فهیمدم سید بزرگواری باید باشد. رو به من کرد و گفت: «امانتی را بده.»

گفتم: «نه این مال من است.»

گفت: «نه این یک امانت دست توست باید آن را بدهی.»

مجددا گفتم: «امکان ندارد. این مال من است.»

اینقدر اصرار کرد که من ناراحت شدم و گفتم: «اصلا مال خودتان. ببرید.»

نزدیکی های صبح بود که با صدای توپ و خمپاره که یکیش هم کنار اتاق ما منفجر شد، از خواب بیدار شدم. هوا هنوز تاریک بود. رفتم و برای نماز صبح وضو گرفتم. خوابی که دیده بودم، خیلی واضح در ذهنم مانده بود.

اون روز، روز عاشورا بود و من دائم در این فکر بودم که در سال 61 هجری در این لحظات، در کربلا چه خبر بوده؟

هرچه هم خواستم آیه‌الکرسی بخوانم، ذهنم یاری نمی‌کرد و تا نیمه آن را می‌خواندم. خیلی کلافه بودم.آقای بزرگ، حدود ساعت 3 یا 4 بعدازظهر آمد ولی خیلی ناراحت بود.

گفتم: چی شده؟»

گفت: «باید برگردیم مقر سپاه.»

گفتم: «اصغر کجاست؟»

تو مسیر کم کم به من گفت که اصغر حدود ساعت 11 تیر خورده. من اصلا باورم نمی‌شد که چنین چیزی امکان داشته باشد.
وقتی وارد محوطه سپاه شدم، دیدم بچه‌ها بی‌تاب هستند. یکی سرشو به دیوار می‌زد، یکی گریه می‌کرد و ...

خیلی ناراحت شدم. داد زدم و گفتم: «خودتونو را جمع کنید. روزی که وارد این منطقه شدیم، می دونستیم که چه اتفاقی می افته.» ولی من خداییش اصلا فکرش رو هم نمی‌‌کردم که این اتفاق برای من بیفته.

بچه ها اومدند دورم جمع شدند و گفتند که چیکار کنیم؟

یک آن ذهنم رفت کربلا. الان هم عصر عاشوراست و جسدها روی زمین است و همه آمدن پیش حضرت زینب(س). البته اینها اصلا قابل قیاس نیست اما من دیدم که در چه جایگاه سختی هستم. عاشورا قدرت عجیبی به من داد و خیلی راحت به بچه ها گفتم: «نماز می خوانیم و می‌رویم اسلام آباد.» چون اصغر در بیمارستان اسلام آباد بود.

در راه، تنها چیزی که از خدا خواستم این بود که وقتی بالای سرش می‌رسم، زنده باشد و به خدا قول دادم که دیگه هیچ چیز ویژه‌ای از او نمی‌خواهم. حالا نمی‌دانم چرا اینقدر برای زنده بودنش اصرار داشتم. ولی واقعا تمام مدت، همه خواسته من همین بود که وقتی بالای سرش می‌رسم، زنده باشد.

وارد بیمارستان که شدیم، رضا مرادی با ذوق و شوق فراوان آمد و گفت: «خواهر! زنده است.»

منم گفتم: «الحمدلله.»تیر به سر اصغر خورده بود و بی هوش بود ولی تو کما نبود. بالای سرش دکتر انصاری رو دیدم. ایشان که متخصص مغز و اعصاب و اهل اصفهان بود را از سرپل ذهاب می شناختیم.

علی اصغر وصالی طهرانی‌فردتا منو دید گفت: «باور کن هرکاری از دستم برمی‌آمد کردم ولی نشد.»

کم کم داشت من را آماده می‌کرد.

گفت: «تیر ناحیه‌ای از سر خورده که حتما کور خواهد شد.»

گفتم: «تا آخر عمر باهاش می‌مونم.»

گفت: «احتمال فلج بودنش بسیار زیاده.»

گفتم: «هستم.»

گفت: «زندگی خیلی سخت میشه براتون.»

گفتم: «اصلا حرفشو نزن. همینجا می‌ایستی و نگهش می‌داری.»

ایشون هم نرفت حتی بخوابه. خیلی دلم سوخت. بهش گفتم اگر کاری بود صدایتان می‌کنم.

لباسهای اصغر را درآورده بودند. جالب بود که هرکس به بدنش دست می زد، هیچ واکنش نداشت اما وقتی من دستش را می گرفتم، آروم دست من را خم می کرد. یا اینکه تا من گفتم: «چطوری؟»، یه قطره اشک در گوشه چشمش جمع شد.

دکتر انصاری گفت اینها نشانه های خوبیه اما اگر هم امشب را بتواند رد کند، باز همان خطرهایی که گفتم، وجود دارد. منم گفتم: «هرطور که شود، تا آخر کنارش می مانم.»

نیمه‌های شب 28 آبان بود. نگاه به دستش کردم، دیدم هنوز حلقه‌اش دستش هست. آقای آزاد گفت هرچه کردیم که حلقه را دربیاوریم، انگشتش را خم کرد و اجازه نداد.

من هنوز هم ارتباط با اصغر را حس می کنم. اما اینقدر دچار روزمرگی شدم که از این ارتباط گاهی غافل می‌شوم. هنوز هم وقتی خواب می بینم، به او می گویم: «کجایی؟ خیلی وقته ندیدمت.» اون هم بارها اینو به من میگه که «من هستم. تو کجایی؟».

منبع: مشرق

در همین زمینه:
انتخاب سردبیر

جزئیات تازه از قتل بر سر حسادت

۲ جوان که به‌دلیل حسادت به دوست صمیمی‌شان او را به قتل رسانده‌اند، در جریان بازجویی‌های قضایی، جزئیات بیشتری از این جنایت را بازگو کردند.

اینکه تجهیز‌کنندگان تروریسم به دنبال مبارزه با آنها افتاده‌اند،طنز است

همشهری آنلاین: رییس جمهور در دیدار معاون نخست وزیر و وزیر امورخارجه اسلواک تصریح کرد: جمهوری اسلامی ایران از اراده اسلواک برای افزایش سطح رایزنی‌ها و همکاری‌های دو جانبه، منطقه‌ای و بین المللی استقبال می‌کند.

محکومیت بهار به جزای نقدی بدل از حبس

همشهری آنلاین: وکیل‌مدافع روزنامه بهار گفت که مدیرمسئول این روزنامه به ۱۰ میلیون تومان جزای نقدی بدل از حبس محکوم شده است.

نیروی دریایی ایران حضور مقتدر در آب های آزاد دارد

همشهری آنلاین: فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران گفت: نیروی دریایی با آمادگی کامل برای مقابله با هر تهدید، حضوری مقتدرانه در آب های آزاد دارد.

باید از قدرتی برخوردار باشیم که دشمنان چشم طمع و نگاه تهدیدآمیز نداشته باشند

همشهری آنلاین: وزیر دفاع با تأکید بر اینکه دکترین امنیت ملی ایران بر دفاع و بازدارندگی مؤثر استوار است گفت: باید از قدرتی برخوردار باشیم که دشمنان هیچ‌گاه چشم طمع و نگاه تهدیدآمیز نداشته باشند.

مهلت انتخاب رشته مجدد کارشناسی ارشد آزاد تا پایان امروز

همشهری آنلاین: معاون سنجش و پذیرش دانشگاه آزاد اسلامی از تمدید زمان انتخاب محل‌های جدید برای داوطلبان مقطع کارشناسی ارشد تا پایان امروز سه شنبه خبرداد.

زردِ طلایی

مهدی افخم: پرورش قناری یکی از شغل‌های خانگی در کشور است که اتفاقا رونق خاصی هم دارد.

طالبان مسئول انفجار انتحاری در کابل

همشهری‌آنلاین: طالبان با انتشار پیام در توئیتر مسئولیت حمله انتحاری امروز سه‌شنبه ۲۵ شهریور به کاروان نظامیان خارجی را در پایتخت افغانستان به عهده گرفت.

دی‌ماریا حضورش در منچستر را با گلزنی جشن گرفت

همشهری آنلاین: شیاطین سرخ توسط دی‌ماریا، هررا، رونی و ماتا حریف خود، کوئینز پارک را گلباران کردند.

آمریکا قهرمان جام جهانی بسکتبال شد

همشهری آنلاین: تیم ملی بسکتبال آمریکا با شکست تیم ملی صربستان در دیدار نهایی به مقام قهرمانی جام جهانی بسکتبال در اسپانیا رسید.

سرمقاله روزنامه‌های ۲۵ شهریور

همشهری آنلاین: تکلیف دولت در حوزه اجتماعی، ائتلافی برای مبارزه با داعش و ... از جمله موضوعاتی بودند که در ستون سرمقاله برخی از روزنامه‌های صبح سه شنبه-۲۵ شهریور-جای گرفتند.

دستاوردهای شورای چهارم، افزایش بعد نظارتی و تعامل با قوا

رئیس کمیسیون نظارت و حقوقی شورای شهر تهران کارنامه یکساله شورای چهارم را درعین روبه‌رو بودن با چالش‌های جدی، دارای نقاط مثبت ومنفی قابل ملاحظه ‌می‌داند.

لزوم استحکام بخشی به جایگاه شورایاری‌ها در شهر

ناهماهنگی با وزارت کشور دولت قبل باعث شد تا کار انتخابات شورایاری‌ها با وجود همه اصرارهایی که از سوی نمایندگان مردم در شورای شهر تهران ظرف ۲سال گذشته صورت گرفته همچنان بدون نتیجه باقی بماند.

ایثارگران بدانند: ایثارگران و دستگاه قضایی(۴)

عدم اجرای قوانین یا اجرای ناقص آن گاهی ناشی از عدم تأمین منابع کافی، تعارض با سایر قوانین، فراهم نبودن بستر مناسب جهت اجرا، عدم پیش‌بینی دستگاه متولی و... می‌باشد و یا از مدیریت و سازوکارهای ناکافی پیش‌بینی شده برای اجرای آن، نشأت می‌گیرد.

چهار مدال حاصل کار تیم نجات غریق ایران

همشهری آنلاین: مسابقات جهانی نجات غریق سال ۲۰۱۴ در شهر مونپلیه در کشور فرانسه آغاز شد.

۱۵۰هزار مدرسه با بخاری نفتی به استقبال مهر می‌روند

کمتر از ۱۰روز مانده به آغاز سال تحصیلی، با وجود تلاش‌های آموزش و پرورش برای شروع باشکوه فصل مدارس، کمبود‌های این حوزه پررنگ‌تر از همیشه به‌نظر می‌رسند. کمبود فضای آموزشی، ایمن نبودن مدارس و تهدید خطر آتش‌سوزی تازه‌ترین مشکلاتی هستند که در روز گذشته مورد توجه کارشناسان و مسئولان قرار گرفتند.

۲۵ شهریور؛ تیتر یک روزنامه‌های صبح ایران

همشهری‌آنلاین: نگاهی داریم به تیتر یک روزنامه‌های صبح ایران:

هشدار درباره ابتلای کودکان به سرطان خون

رئیس انجمن کلینیکال انکولوژی، با هشدار درباره اینکه سرطان خون شایع‌‌ترین نوع سرطان در میان کودکان است، بنزین‌ غیراستاندارد را یکی از عوامل احتمالی ابتلابه سرطان خون در کودکان دانست.