عاطفه نوذری: شاید بتوان گفت که فریدون مشیری او را کشف کرده چرا که آشنایی‌اش با این شاعر بزرگ معاصر سبب شد تا نخستین شعرش در ۹سالگی به چاپ برسد.

محمدعلي بهمني اهل انديمشك است اما خودش مي‌گويد به واسطه سفري كه پدر و مادرش به سمت دزفول داشتند، در قطار به دنيا آمده است. اين شاعر 74ساله كه اين روزها شعرها و ترانه‌هايش شهرت زيادي‌ در ميان مردم دارد، به واسطه شغل پدرش در راه‌آهن در تهران، كرج و شهرري بزرگ شده است. دهه 40همكاري‌اش را با راديو آغاز كرده و فعاليتش در مطبوعات را اوايل دهه 70 شروع مي‌كند. مضمون شعرهاي اين شاعر معاصر ساكن بندرعباس، عشق است و تا‌كنون از وي ده‌ها كتاب شعر به چاپ رسيده و ترانه‌هايش مورد استفاده بسياري از هنرمندان و آهنگسازان قرار گرفته است. بهمني مي‌گويد: «ميان شعر و ترانه تفاوت‌هاي زيادي وجود دارد و نبايد جلوي نوآوري جوانان علاقه‌مند به شعر را گرفت.» اين شاعر معتقد است كه نامگذاري يك روز در سال به نام شعر و ادب فارسي بسيار باارزش است اما با توجه به پيشينه شعر در ايران بايد كارهاي بيشتري ‌ براي اين هنر انجام داد.

  • از گرايش جوانان امروز به شعر و شاعري آغاز كنيم، حضور جوانان را در اين عرصه چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

وقتي از شعر و از يك شاعر سخن مي‌گوييم، در بطن هر دو يك ريشه وجود دارد، ريشه‌اي تنومند كه به سال‌هاي خيلي دور بازمي‌گردد، بايد ببينيم جوان امروز تا چه اندازه با شعر ديروز خود و حتي معاصرش آشنايي دارد و اصلا هنر شاعري و شعر را مي‌شناسد و در ذاتش اين هنر نهفته است يا خير؟ به‌نظرم مهم شناخت شعر است نه نماي بيروني هنر. تأكيد مي‌كنم ذات هنر نماي دروني هنر است؛ بنابراين شايد عمده مشكل جوانان ما همين عدم‌آشنايي باشد. نكته‌اي در ميان شاعران به‌خصوص شاعران جوان وجود دارد؛ اينكه شاعري در زمانه امروز ما به عقيده برخي از منتقدان شايد به يك ژست تبديل شده و گاهي مي‌بينيم برخي از جوانان ادعاي شاعري دارند و خود را شاعر مي‌دانند.

در اين سال‌ها به يقين رسيده‌ام افرادي كه ذات هنر را شناخته‌اند هيچ‌وقت و در هيچ مجلسي و در هيچ محفلي ادعاي شاعر بودن ‌ ندارند؛ چراكه متوجه شده‌اند ‌ بلكه اين موضوع را درك و دريافت كرده‌اند تا زماني كه خود شعر وجود دارد، آنچه به شاعر داده مي‌شود تنها يك عنوان است. در اين ميان بعضي از خوش باوران هم باور كرده‌اند كه شاعر هستند درصورتي كه اين واقعيت وجود ندارد. به باور من در جهان، شاعري وجود ندارد كه ادعاي شاعر بودن داشته باشد. به اين دليل كه ما واصفان شعر هستيم و فقط آن را وصف مي‌كنيم نه اينكه آن را صرفا بسراييم و اين يك درك دروني است. هر لحظه‌اي كه براي يك شاعر پيش مي‌آيد يك استنتاج دروني است. اين استنتاج درون هر يك از ما به‌عنوان شاعر ثبت مي‌شود. اين امر شاعر را دعوت و گاهي نيز وادار مي‌كند كه آنچه‌ پيرامون خود مي‌گذرد را به شعر تبديل كند و آن را بگويد.

  • به‌نظر شما چه زمان آنچه توسط يك شاعر روي كاغذ مي‌آيد را مي‌توان شعر ناميد؟

به‌نظرم شاعري كه پيش‌انديشي كرده باشد براي فلان موضوع يا فلان فرد شعر بگويد، آن را نمي‌توان شعر ناميد؛ در واقع ما از پيرامون خود برداشت‌هاي استنتاجي داريم و نه ديداري. به‌دليل اينكه آنچه را مي‌بينيم ممكن است اشتباهي در آن رخ داده باشد اما در درك استنتاجي اشتباهي در آن اتفاق نمي‌افتد و همين اگر روي كاغذ بيايد، شعر است در غيراين صورت ساختگي است. از دل برنيامده كه بر دل مخاطب خود و حتي اهل شعر بنشيند. با همه اين اوصاف و با وجود آنكه تعريف خودم را از شعر دارم همانطور كه گفتم حرمت آنهايي را كه با پيش‌انديشي شعر مي‌سرايند و آثار موفقي هم دارند، محفوظ مي‌دانم، فرق آن آثار تنها در اين است كه شاعر نمي‌تواند با آنها نسبتي داشته باشد ولي اينگونه شعر انرژي ديگري دارد كه شاعر دوست دارد دائم آن را بخواند و براي ديگران بگويد.

  • نقص و به نوعي ايراد بزرگ شاعر جوان امروز كه تازه قدم به اين وادي گذاشته، چيست؟

بهترين شكل براي افرادي كه مستعد هستند و علاقه‌مند به شعر، مطالعه است و خواندن، خواندن و خواندن. اگر به‌طور واقعي مي‌خواهند فرزند شعر روزگارشان باشند بايد از روزگار خودشان بهره ببرند كه هم‌اكنون يك پيوند جهاني به‌حساب مي‌آيد و مانند گذشته اقليمي يا منحصر به يك فرد يا استاد نيست.

  • بسياري ‌از ‌شاعران ‌جوان به نوآوري‌هايي در فرم و شكل شعر روي مي‌آورند. آيا به‌نظرتان اين كار در شعر ايران ماندگار خواهد شد؟

اين يك تحول است و به سليقه و فكر كسي اعتنايي ندارد؛ مانند كودكي است كه متولد مي‌شود و ما نمي‌توانيم جلوي تولد او را بگيريم. هر نوع نوآوري و ابداع در شعر نياز به صبر و حوصله دارد كه بايد ديد صدايش به گوش مي‌رسد و فراگير مي‌شود يا خير؟

  • از ديرباز تاكنون شعر وسيله‌اي براي ابراز عقايد و نظرات نيز بوده و شعرهاي انتقادي و اعتراضي نيز نسبت به وضعيت اجتماعي ديده مي‌شود، شما در اين مورد چه نظري داريد؟

سرودن اين اشعار و شنيده شدن آن 2مبحث جداگانه و متفاوت است و هم‌اكنون حقيقت اين است كه شعرهايي كه در زمينه‌هاي انتقادي، انتقاد به هر موضوع و مبحثي گفته مي‌شود اما ناشنيده باقي مي‌ماند و من به گفتن همين مقدار در مورد آن بسنده مي‌كنم. معتقدم ذات هنر بايد ارادت خودش را به شرايط اجتماعي بروز دهد. اين درست است. در شعر اين اتفاق بيشتر مي‌افتد. درواقع همانطور كه گفتم شعر مخاطبان خاص خودش را دارد، مي‌تواند هيچ‌جايي هم ثبت نشود اما دهان‌به‌دهان بگردد. نكته ديگر اين است كه شعر هميشه صداي روزگار خود بوده و هست. وضعيت شعر امروز هم چيزي جز پژواك وضعيت ما و روزگار ما نيست. راستش به‌نظرم به تعداد انسان‌هاي شاعر مي‌توان براي شعر وضعيت تعريف كرد.

  • پس اين جمله كه بايد شاعر زمان خودت باشي دقيقا چه معنايي مي‌تواند داشته باشد؟

شاعر بايد نه در زمان اقليمي بلكه در زمان جهاني خودش بيان شود. در مورد همين استنتاج دروني كه صحبت كرديم كسي كه با اين ابزار پيش برود، مي‌تواند از طريق شنيدن اخبار دنيا نيز يك شعر جهاني بگويد؛ با اينكه به‌صورت عيني فضاهاي آن را تجربه نكرده است. مهم اين است كه ما به آن استنتاج دروني معتقد باشيم پس از آن شاعر زمان خود نيز مي‌شويم.

  • اين موضوع در كشور ما تا چه اندازه ديده مي‌شود؟

به‌نظرم خيلي به چشم مي‌خورد؛ به‌دليل اينكه بيشتر اشعار دلخوشايند خود شاعر است كه به‌طور مثال شاعري ناگهان تصميم مي‌گيرد كه يك شعر انتقادي بگويد و فرداي آن روز شعري عاشقانه بسرايد، شعر در هر شكل بياني مي‌تواند اتفاق بيفتد؛ مشروط بر اينكه به‌عنوان شاعر عصر خويش بتوانيم صداي درون خودمان را بشنويم.

  • با توجه به اينكه شما ترانه‌سرا هم هستيد و در صحبت‌هاي قبل از ترانه هم سخن گفتيد، چه تفاوتي ميان شعر و ترانه قائل هستيد؟

ببينيد، شعر مخاطب‌ خاص خودش را دارد؛ يعني كسي كه به شاعري علاقه‌مند است يا از زبان خود شاعر و يا از مجموعه‌هايش شعر او را مي‌شنود و در اين حوزه كسي مي‌تواند هر چيزي كه از طريق استنتاج خودش به‌دست مي‌آورد را بيان كند اما در ترانه عكس اين موضوع است. در ترانه ما مخاطب‌هاي ناگزيري داريم. در ترانه‌سرايي، مرحله اول آهنگسازي است كه مي‌خواهيم روي موسيقي آن، كلامي را بگذاريم. بنابراين اگر يك زيستني با اين آهنگساز داشته باشيم، مي‌توانيم همديگر را درك كنيم و شعري براي ملودي آن بسراييم كه براي خودمان و مخاطب‌مان دوست‌داشتني هم باشد. همچنين در مرحله دوم مي‌خواهيم يك خواننده، ترانه ما را بخواند پس بايد يك شناختي از آن به‌دست آوريم و جان صداي اورا بدانيم كه اگر ندانيم باعث مي‌شود هر دو طرف احساس يكديگر را به‌درستي متوجه نشده و كار نتيجه خوبي نداشته باشد. بايد اين موضوع را بدانيم كه ما در شعر آزاد هستيم هر چه كه مي‌خواهيم‌ را ‌بگوييم ولي در ترانه اگر اجازه چنين آزادي را به‌خودمان بدهيم درواقع به كساني كه دوست ندارند ما را بشنوند اما به جبر بلندگوهاي راديو و تلويزيون ما را گوش مي‌دهند، ظلم مي‌كنيم و آنها از شنيدن آن ترانه و موسيقي‌اي كه دارد، شايد رنج ببرند. با همه اين اوصاف، از يك سو آنچه بسيار مهم است شناخت ما از اقليمي است كه در آن زندگي مي‌‌كنيم، بايد بدانيم در چه اقليمي زندگي مي‌كنيم و اگر تجزيه و تحليل درستي از جامعه خودمان نداشته باشيم، راه به جايي نخواهيم برد. از سوي ديگر اگر در اقليمي زندگي مي‌كنيم كه هنوز بسياري به رهايي انديشه بها نمي‌دهند و به محدوديت آن فكر مي‌كنند، بايد منتظر زمان بود كه ما را تغيير دهد نه ترانه‌هاي ناگزير ما.

  • يكسري قالب‌بندي‌ها براي شعر وجود دارد كه برخي به آن قائل هستند. به‌نظرتان اين رويه در پيشبرد شعر امروز مؤثر است و آيا ذات اين كار درست است؟

به عقيده من، يكي از تهمت‌هايي كه به شعر وارد مي‌شود، همين قالب‌بندي‌هاست؛ به‌دليل اينكه هنر در هيچ دوراني در يك قالب نمي‌گنجد پس قالب‌پذير هم نيست. ما شكل‌هاي مختلفي داريم كه اين هم از درون آن شاعر انجام مي‌شود. شكل‌هاي شعري زبان چندم‌ شاعر هستند و هر قدر به اين زبان‌ها تسلط داشته باشيم زبان ديگري را براي بيان خودمان آموخته‌ايم. پس ما نبايد خودمان را به شكل خاصي از شعر محكوم كنيم. حتي تفكيك شعر به اشكال بيروني مثل غزل، نيمايي و آزاد صحيح نيست. شعر از شرايط دروني‌اش هستي مي‌گيرد و تعريف بيروني از آن، ما را به پسند شكل‌ها ناگزير مي‌كند و به‌ چاه چالش‌ها مي‌اندازد.
حق مطلب را ادا نكرده‌ايم

  • انتخاب روزي به نام شعر و ادب فارسي براي فرهنگ ايراني كه آميخته به شعر و ادبيات كهن است، انتخاب شايسته‌اي به‌نظر مي‌رسد اما آيا تنها انتخاب يك روز در سال كافي است؟

ببينيد، انتخاب اين روز به‌عنوان قدرشناسي شعر و شعريت بسيار باارزش است؛ البته در ابتداي نامگذاري حواشي پيرامون بحث استاد شهريار هم مطرح مي‌شود كه آن هم در هر صورت تمام‌شدني است ولي آنچه باقي مي‌ماند اين است كه يك روز را به شعر اختصاص داده‌اند. همه شاعران بزرگ و محترم هستند. نامگذاري اين روز جان تازه‌اي به شعر ما بخشيده‌ است اما براي اين ادبيات غني ما تنها نامگذاري يك روز كافي نيست و بايد به تعداد روزهاي سال و شاعراني كه داريم ادبيات و شعر را در جاي‌جاي زندگيمان ببينيم.

  • فكر مي‌كنيد در برنامه‌هايي كه در زمينه‌هاي مختلف درخصوص شعر برگزار مي‌شود، چه ميزان توانسته‌ايم مؤثر باشيم و در اين راه قدم‌هاي مثمرثمري برداريم؟

فكر مي‌كنم تا به امروز تنها سعي كرده‌ايم كه حق مطلب را به‌گونه‌اي ادا كنيم كه مشكلي پيش نيايد و كسي رنجشي از ما نداشته باشد. با اين حال وقتي برنامه‌هاي متعددي گذاشته مي‌شود و به‌طور حتم اين راه ادامه پيدا مي‌كند، نشان مي‌دهد هنوز شعر وجود دارد و اين قابل ارزش است.

  • شناخت ايرانيان از نگاهي ديگر

كتاب «دگر شنيدن در روان‌كاوي» با عنوان فرعي «چند نمونه از به‌‌كارگيري شناخت روان‌كاوي باليني» شامل مجموعه مقاله‌هاي دكتر حسن مكارمي از سوي انتشارات پرديس دانش منتشر شد. به گزارش همشهري، در بخشي از پيشگفتار اين كتاب 140صفحه‌اي آمده است: «بي‌گمان سده بيستم ميلادي را 2دريافت بزرگ روشن كرده است؛ نخست زيگموند فرويد نشان داد آدمي را «ناخودآگاهي» است كه چون بيگانه‌اي درون انسان رفتار و كاركردي جداگانه دارد. سپس، آلبرت اينشتين قانونمندي آزادشدن انرژي در نهاد اتم را دريافت و كار آدمي را به بمب اتم و استفاده‌هاي ديگري از اين انرژي رساند. گرچه دريافت اينشتين به آساني به پهنه فناوري، دانشگاه و سپس به دامنه دانش همگاني راه يافت، دريافت فرويد تا همه‌گير و درست شناخته‌شدن همچنان راهي بسيار طولاني در پيش دارد.» كتاب 3فصل اصلي دارد با عناوين در روان‌پژوهي، در روان‌كاوي كاربردي و روان‌كاوي كاربردي در عرصه اجتماعي كه فصل سوم آن ايرانيان را از نگاهي ديگر مورد بررسي و مطالعه قرار داده است. در بخشي از اين فصل مي‌خوانيم: «ايرانيان باهوش، بافرهنگ و بااخلاق هستند ولي اين خلاقيت بيشتر در زمينه كارهاي فردي عمل مي‌كند. در جمع كه مي‌آيند، مسئوليت را بر عهده ديگران مي‌گذارند، مي‌توان گفت در كار جمعي ضعيفند. فرهنگ مسئوليت جمعي با كار جمعي ايجاد مي‌شود و كار جمعي براي ما تازگي دارد...» چاپ اول دگر شنيدن در روان‌كاوي در شمارگان هزار نسخه به قيمت 10هزار تومان از سوي پرديس دانش در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است.

  • ارزشيابي روانشناختي تئاتر كودك و نوجوان

كتاب «نما با نمايش؛ ارزشيابي روانشناختي تئاتر كودك و نوجوان همراه با 7 نمايشنامه نو» به قلم دكتر مهدي پوررضاييان از سوي انتشارات كتاب نيستان منتشر شد و به بازار آمد. به گزارش همشهري، كتاب به ارزيابي و بررسي روانشناختي تئاتر كودك و نوجوان و تكنيك سايكودرام (روان‌تماشا) در مدرسه مي‌پردازد و در 3فصل تدوين شده است؛ «كودكي و نمايش» داراي نوشتاري تفصيلي درباره پيامدهاي آموزشي، پرورشي و روانشناختي نمايش‌هاي دبستاني است. در اين فصل، تئاتر كودك با نگاهي روانشناسانه تحليل شده است. در فصل دوم با عنوان «نوجواني و نمايش» به سنين نوجواني و حضور در دبيرستان به‌عنوان بزنگاهي براي بروز و ظهور توانمندي‌هاي فردي و گروهي كودك و ابراز آن با استفاده از هنر نمايش پرداخته شده و نويسنده تلاش كرده اين مسئله را تبيين كند كه نياز به دانستن و آزاديخواهي و بروز آن در جامعه امري است پيوسته كه بايد آن را در تمام گروه‌ها و رده‌هاي سني دنبال كرد. «سايكودراما در مدرسه» عنوان فصل سوم است كه در آن پديده روان‌تماشا به‌عنوان يك شيوه درماني متداول در قرن بيستم معرفي شده است. نويسنده سعي كرده اين موضوع را به‌عنوان ابزاري براي بيان مسائل و تشريح‌كننده دردهاي روحي و تنش‌هاي مزمن و احساس باطني دانش‌آموزان معرفي كند. 7نمايشنامه تازه به قلم نويسنده هم در انتهاي كتاب ارائه شده است كه عبارتند از «تارتاج»، «نمك»، «گرگ يوسف»، «كفتر و كفتار»، «سيا و سيا»، «پيل و پلنگ» و «زال و سيمرغ». چاپ اول كتاب 276صفحه‌اي نما با نمايش در شمارگان 1200نسخه به قيمت 16هزار و 500تومان منتشر شده است.

  • 2 رمان تحسين‌شده از آمريكا و كانادا

ترجمه رمان‌هاي «يابنده نگهبان» نوشته استفن كينگ و «پانزده سگ» نوشته آندره الكسيس از سوي انتشارات ماهابه در دسترس علاقه‌مندان داستان‌هاي خارجي قرار گرفت. به گزارش همشهري، يابنده نگهبان كه از پرفروش‌ترين آثار داستاني سال 2015 از نگاه روزنامه نيويورك‌تايمز و سايت‌هاي آمازون و گاردين است، تازه‌ترين داستان نويسنده نامدار آمريكايي به شمار مي‌رود. كينگ در ايران بيش از همه با نگارش داستان فيلم‌هاي محبوب «رستگاري در شاوشنك» و «مسير سبز» شناخته مي‌شود. برخي از منتقدان يابنده نگهبان را از شاهكارهاي او مي‌دانند كه جزو پرفروش‌هاي يكي، دو سال اخير هم بود. سميه داننده اين كتاب 496صفحه‌اي را براي مخاطبان ايراني نويسنده نامدار آمريكايي ترجمه كرده و ماهابه آن را در شمارگان هزار نسخه به قيمت 28هزار تومان به بازار فرستاده است. كتاب ديگر اين انتشارات، پانزده سگ نويسنده كانادايي با ترجمه نجمه برومندي است. در اين كتاب، داستان با شرط‌بندي 2خداي اساطير يونان يعني آپولو و هرمس آغاز مي‌شود. آنها درباره زبان انسان‌ها با هم بحث مي‌كنند و در نهايت به اين پرسش برمي‌خورند كه اگر هوشمندي انسان‌ها به حيوانات اعطا شود، آيا آنها مي‌توانند يك مرگ سعادتمندانه را تجربه كنند يا نه؟ به اين ترتيب، هوش انسان را به 15سگ يك كلينيك دامپزشكي هديه مي‌كنند و.... پانزده سگ سال گذشته ميلادي برنده جايزه 100هزار دلاري گيلر شد كه از گران‌ترين جوايز ادبي دنيا براي نويسندگان كانادايي است. چاپ اول اين كتاب 266صفحه‌اي در شمارگان هزار نسخه به بهاي 16هزار تومان منتشر شده است.

  • فلسفه هنر و زندگي نيما يوشيج

انتشارات مرواريد كتاب «زخمه بر ساز زمان» با عنوان فرعي «فلسفه هنر و زندگي و نظريه ادبي نيما يوشيج» را به قلم ايليا ديانوش منتشر و روانه بازار كرد. به گزارش همشهري، اين كتاب 484صفحه‌اي چهارمين مجلد از مجموعه فرهنگ گزين‌گويه‌هاي شعراي معاصر است كه بسان تمام فرهنگ‌ها، زندگي و آثار نيما را براي علاقه‌مندان شعر معاصر به‌ترتيب حروف الفباي فارسي فهرست كرده است. كتاب با يكي از نامه‌هاي نيما يوشيج به اين شرح آغاز مي‌شود: «خودتان حدس مي‌زنيد كي هستم؛ در يوش در محله معروف به لاله‌وي منزل دارم. عمارت من بهترين عمارت آن كوهستان و دولت‌منزل خاني است كه بر تمام اطراف تسلط داشته اما حالا بيش از من غمگين است. من خيلي از افكار خود را باخته و در عوض احساسات ديگر گرفته‌ام. در آستارا معلمي مي‌كنم. صنعت من شاعري است. با كمترين درآمدها مي‌سازم. زندگي خود را با افكاري كه دارم، تلخ مي‌كنم. من سم مهلكم براي خودم و مفيد هستم براي ديگران. بيشتر چيزهايي كه مردم از آن راحت مي‌برند، اسباب زحمت من‌اند. بيشتر يك جدال در مغز من است. عمر من با اين جدال گذشته است. به آن اسم زندگي ادبي مي‌دهند اما زندگي ادبي من غير از زندگي‌هاي ادبي ديگر است. خودم بيشتر خودم را مي‌شناسم تا مردم.» كتاب بر پايه يادگاران منثور مهم‌ترين شاعران معاصر ايران تاليف شده و ديگر مجلدهاي آن به فروغ فرخزاد، احمد شاملو، سهراب سپهري و مهدي اخوان‌ثالث اختصاص دارد. چاپ اول اين كتاب در شمارگان 550نسخه و بهاي 32هزار تومان منتشر شده و تصوير روي جلد آن از آثار زنده‌ياد مرتضي مميز است.

  • بررسي روند كالايي‌شدن فيلم در هاليوود

مطالعات فیلم حوزه‌اي بسیار گسترده است اما انبوه کتاب‌ها و متون مرتبط با این رشته غالبا به نقد و تحلیل محتوایی و فنی فیلم، زیبایی‌شناسی و تطور تاریخی و صنایع فیلمسازی محدود شده است. فضای اجتماعی و اقتصادی حاکم بر دنیای هالیوود از موضوع‌هاي حاشیه‌اي این حوزه است و این کمبود يافتن منابع تجربی و داده‌محور را برای علاقه‌مندان و پژوهشگران دشوار می‌کند. «هالیوود چگونه کار می‌کند» نوشته جانت واسكو از جمله این منابع کم‌شمار است. نویسنده در دنیای انگلیسی‌زبان یک چهره برجسته و سرشناس اما گمنام براي ايراني‌هاست. او در خود می‌خواهد با تکیه بر رویکرد اقتصاد سیاسی و داده‌های ارزشمند، دنیایی را که صنعت هالیوود در آن کار می‌کند به مخاطب بشناساند. واسکو در این کتاب مانند آثار دیگر خود به سنت تفکر انتقادی دل‌بسته است و هالیوود را به مثابه یک صنعت و کسب و کار در نظر می‌گیرد. اصول حاکم بر دنیای هالیوود غالبا از جنس اصول حاکم بر صنایع تجاری دیگر است و خاصیت نمادی و محتوای فیلم تاثیري چندان روی این اصل کلیدی ندارد. ایده اولیه فیلم‌ها بعد از عبور از چند مرحله به کالا تبدیل مي‌شود و در بازارهای داخلی و خارجی به فروش می‌رسد. کتاب به پنج فصل تقسیم و در هر کدام بعدی از فرایند کالایی‌شدن بررسی و تحلیل شده است. چاپ اول كتاب 372 صفحه‌اي هاليوود چگونه كار مي‌كند نوشته خانم جانت واسكو با ترجمه شاپور پشابادي از سوي انتشارات تيسا در شمارگان هزار نسخه منتشر شده و به بهاي 17 هزار و 500 تومان در دسترس علاقه‌مندان به ويژه دانشجويان رشته مطالعات فرهنگي و رسانه قرار گرفته است.‎

کد خبر 346558

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 15 =