دیدگاه > ایران
- یوسف مجتهد:
ارائه دیدگاه و تضارب افکار از منظر اسلامی امری پسندیده است زیرا قرآنکریم میفرماید: «فبشر عبادیالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه».
شاید سخنان اسفندیار رحیممشایی در مراسم افتتاحیه همایش بزرگ ایرانیان مقیم خارج کشور، در حد یک سخنرانی و بیان اندیشههای یک ایرانی در جمع ایرانیان مقیم خارج از کشور تلقی شود که سالها از فرهنگ اصیل ایرانی به دور بوده و با فرهنگ غنی اسلام بیگانهاند و بنابراین حساسیتی ایجاد نکند.
ولی برای فرزندان انقلاب که سالها با اندیشههای حضرت امام(ره) رشد کرده و شخصیتشان در تمامی مراحل انقلاب با نفس گرم ایشان شکل گرفته، سخت است که آقای مشایی در پاسخ به خبرنگاران درباره هدف وی از تاکید بر لزوم جایگزینی ترویج مکتب ایرانی به جای مکتب اسلامی، ادعا میکند که این حرف امام(ره) است! آیا آقای مشایی با اندیشههای تابناک آن پیر سفرکرده بیگانه است یا به استحالهکنندگان اندیشههای امام(ره) پیوسته است؟
جناب مشایی، شما در سخنان خود گفتهاید من اصرار دارم بر مکتب ایران، بعضیها ممکن است بر من خرده بگیرند که تو چرا نمیگویی مکتب اسلام؟ مکتب اسلامی دریافتهای متنوعی از آن وجود دارد.
در مقابله با ارائه چنین اندیشههایی موضع حضرت امام راحل روشن است، حضرت امام(ره) میفرمایند: اینکه ما ایرانی هستیم و آنها لبنانی هستند یا جای دیگری هستند، در اسلام مطرح نیست اسلام همه افرادی که ایمان به خدا آوردهاند، همه آنها را برادر میداند و حساب جداگانهای ندارد که حسابی برای عرب باز کرده باشد، یک حسابی برای عجم بازکرده باشد، یک حسابی برای ایران باز کرده باشد و یک حسابی برای کجا. این حسابهایی که پیش مردم مادی مطرح است که ما ایرانی هستیم و برای ایران باید چه بکنیم و آنی که بگوید ما عراقی هستیم و برای چه، این حسابها در اسلام نیست... این یک امر بیاساس است در اسلام، بلکه مضاد با اسلام است.(1)
منطوق کلام شما این است که از مکتب ایرانی دریافت واحدی وجود دارد. این سخن ادعایی بیش نیست. اگر به نهضتهای اخیر در ایران نظری میانداختید ناکامی آنان را در ایجاد انقلابی بزرگ و واحد (که فقط در پرتو مکتب اسلامی به وجود آمد) مشاهده میکردید.
حضرت امام(ره) درباره مکتب اسلامی میفرمایند: مکتب بزرگترین چیزی است که برای ما مطرح است. نباید راجع به مکتب یک کلمهای کسی بگوید. اشتباه میکنند، اگر میگویند مکتب چطور. تمام مقصد ما مکتب ماست و مسلمانهای ما برای مکتب ماست که اینطور قدرت دارند و اینطور در مقابل دیگران میایستند... اگر مکتب اسلام را حفظ بکنند، مطمئن باشند که هیچ قدرتی به آنها آسیب نمیرساند.(2)
البته شعار مکتب ایران، ما را به یاد جمهوری ایرانی کژاندیشانی میاندازد که شایسته شما نیست شعارهایی همسو با آنان را در جامعه اشاعه دهید.
حضرت امام(ره) درباره شاخصه کارگزار حکومت اسلامی میگویند: در رأس همه صفات، مکتبی بودن است؛ فکر بکند، فکر مکتب اسلام؛ در صدد باشد که اسلام را تقویت بکند؛ درصدد باشد که احکام اسلام را پیاده کند، نه در صدد این باشد که ملیت را احیا بکند. آنهایی که میگویند ما ملیت را میخواهیم احیا بکنیم آنها مقابل اسلام ایستادهاند. اسلام آمده است این حرفهای نامربوط را از بین ببرد.(3)آقای مشایی، شما در بخشی از سخنان خود گفتهاید: حقیقت ملیت ایرانی، حقیقت دینی است.
حضرت امام(ره) میفرمایند:
اسلام با ملیت مخالف است. معنی ملیت این است که ما ملت را میخواهیم. ملیت را میخواهیم و اسلام را نمیخواهیم. آن مرد که در خارج گفت که اول من ایرانی هستم، ملی هستم، دوم ایرانی هستم، سوم اسلام، این اسلام نیست.(4)
در جایی دیگر ایشان میفرمایند:
ما چقدر سیلی خوردیم از این ملیت... بروند کنار اینها ... ما اسلام را میخواهیم، غیر اسلام را نمیخواهیم.(5)
آقای مشایی، شما در بخشی دیگر گفتهاید: اهل این هم نیستم که حرفی را بگویم که پیش خودم منطق نداشته باشد و بیاستدلال باشد. شاید این سخنان از نظر شما منطق و استدلال داشته باشد اما یک تنه به قاضیرفتن ادعای منطقیون نیست پس سعی کنید چنان سخن بگویید که استدلال و منطق شما را دیگران بپذیرند.
در سخنان خود اشاره داشتهاید: برخی میگویند این مشایی «اومانیست» است... نه اندیشههای من را فهمیدهاند متأسفانه، حتی اندیشههای او را نفهمیدهاند.شاید از اندیشههای شما هم مانند مکتب اسلامی مورد ادعای شما، دریافتهای متنوعی ازآن وجود دارد، پس بهتر است سخنان خود را طوری تنظیم کنید که دریافت واحدی از آن به وجود آید یا هرگز سخن نگویید که دیگران ناچار به پاسخگویی باشند.
پینوشت:
1) صحیفه امام(ره) صص167 و 168 ج13
2) صحیفه امام(ره) صص76 و 77 ج13
3) صحیفه امام(ره) ص78 ج13
4) صحیفه امام(ره) ص78 ج13
5) صحیفه امام(ره) ص52 ج13