هنر > نمایشگاه
- آتوسا رقمی:
استخوانهای مرغ، دانههای عدس قرمز، سر ماهی ساردین و... اینها مواد اولیه لازم برای پخت یک غذای مخصوص نیستند، بلکه مواد اولیه آثار هنریای هستند که در موزه «هنرها و طراحیها»ی نیویورک با عنوان «زنده یا مرده» بهنمایش درآمدهاند.
هدف این نمایشگاه این است که آگاهی و توجه مردم را نسبت به موضوعهای محیطزیستی و مسائل مربوط به موجودات روی کره زمین جلب کند؛ موضوعهایی مثل تنوع گونههای موجودات زنده، منابع غذاییای که ژن آنها را تغییر دادهاند، تغییر وضعیت آبوهوای کره زمین، رشد جمعیت بیش از حد و... در این نمایشگاه شش هنرمند آثار خودشان را بهنمایش گذاشتهاند و دانشمندان را به تلاش برای پاسخگویی به این مشکلات و مسائل زندگی روی کره زمین دعوت کردهاند.اینجا با دو نمونه از این آثار آشنا میشویم.
«دودوی موریتیوس»، ساخته «کریستی راپ»
ساخته شده از استخوانهای مرغی که برای رستورانهای فستفود پرورش یافته بود
کریستی راپ:«من این مجسمه دودو را در اندازه واقعی آن و از استخوانهای یک مرغ کارخانهای درست کردهام. حدود شش هفته طول میکشد تا در کارخانه پرورش مرغ، یک تخممرغ به یک بسته مرغ خوراکی آماده پخت تبدیل شود. اما طبق آمار، هر 20 دقیقه یکی از گونههای موجودات زنده روی زمین منقرض میشوند. چرا ما این گونههای منقرض شده را ستایش میکنیم و با احترام از آنها حرف میزنیم در حالی که قدر آنهایی را که هنوز وجود دارند و ما کره زمین را با آنها شریک هستیم، نمیدانیم؟»
دودو، نوعی پرنده بیپرواز، با یک متر قد است که در جزیره موریتیوس در اقیانوس هند زندگی میکرده و نسل آن در نیمه قرن هفدهم میلادی منقرض شده. دودو نماد جانوران منقرض شده است، چون تنها دلیل انقراضش کارهای نادرست انسانها بوده است. دودو وارد ضربالمثلهای زبانهای مختلف هم شده.

«مرغهای مگسخوار در میان شکوفههای درخت کویچ»، اثر «یان داوی»
نقاشی روی پر قو
یان داوی :«من از طرفداران پروپاقرص حفظ منابع طبیعی هستم و از این که آدمها از روی حرص و طمع، محیط زیست و موجودات ساکن کره زمین و مکانهای زندگی آنها را تخریب میکنند، آزار میبینم.
برای همین هر کاری که از دستم بر بیاید انجام میدهم تا این روند متوقف شود و در جهت عکس آن برگردد؛ از حمایت از گروههای حفظ محیط زیست گرفته تا استفاده از یک بوم نقاشی که در آن هیچ ماده شیمیاییای به کار نرفته یا برای درست کردن آن از نیروی برق استفاده نشده باشد و ...
... پرهایی را که رویشان نقاشی کردهام از نگهبانی گرفتم که آنها را در فصل پرریزی قوها جمع کرده و در انباری نگه داشته بود.»