سه شنبه 29 خرداد 1397 | به روز شده: 2 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
چهارشنبه 7 شهریور 1386 - 22:23:36 | کد مطلب: 30121 چاپ

آشنایی با آرای شهید محمدعلی رجایی

دین و اندیشه > دین - همشهری ‌آنلاین:
شهید رجایی در طول دوران خدمت خود دغدغه خدمت به مردم را داشت.

به گزارش خبرگزاری فارس، محمد علی رجایی رئیس جمهور شهید در دوران مسئولیت کوتاه مدت نخست وزیری و ریاست جمهوری خود مهمترین وطیفه خود را احساس مسئولیت در قبال دین و مردم می‌دانست. نگاهی کوتاه به مواضع این عزیر سفر کرده بخوبی مبین دغدغه‌های این کارگزار مومن و معتقد جمهوری اسلامی ایران بود.

رهبری:
طبیعت حکومت ما این است که رهبر حکومت یک انسانی است که وقتی به اوج قدرت می رسد و همه مردم در مقابلش خضوع می کنند، می گوید من خدمتگزار شما هستم.

قانون:
تاریخ ، این قضاوت را خواهد کرد که من در برابر اولین رئیس جمهوری که به تجاوز از اصول قانون اساسی برای کسب قدرت بیشتر تمایل فراوان داشت، ایستادگی و مقاومت کردم. من اگر در برابر این جریان ناحق ، مقاومت نکنم در پیشگاه خدا و مردم مسئول هستم.

وحدت:
این را بارها تکرار کرده ایم که جامعه ما به آنچه نیاز دارد، نقاط مشترک اصولی است، نه نقاط مورد اختلاف.

عدالت اسلامی:
رسالت ما دستگیری از مستضعفین و رساندن آنان به حد عدالت اسلامی است.

کشاورزان:
دولت با عزم راسخ ، مصمم است که جامعه مصرف زده و طاغوت زده را به یک کشور تولید کننده بدل سازد. برای این کار دست استمداد خود را به سوی زحمتکشان و دهقانان مسلمان دراز می کنم.
قلب من همواره برای دهقانان و روستائیان زحمتکش و مسلمان و انقلابی می تپد. من بر دست های پربرکت و پینه بسته آنها که با خلوص به تولید مشغول است، بوسه می زنم.

هنر:
هنر وقتی شایسته صفت " مردمی" است که منعکس کننده خواست ها و آمال انسانهای محروم و ستمدیده باشد.

شهادت:
ما را هراسی از مرگ نیست.

معلمی:
من از آموزش و پرورش نمی روم ولو اینکه به من اجازه بدهند بیایم در یک مدرسه ای جارو کنم یا فقط تخته پاک کنم. به نظر من اگر در مملکت خدمتی معنی دارد، معلمی است.

انتقاد سازنده:
من امیدوارم که در آینده، کشور ما به صورت یک خانواده بزرگ درآید که انتقادمان از هم و خدای نکرده بدگویی هایمان از هم و یا بی اطلاعی مان از قوانین ، دقیقاً در رابطه با افراد یک خانواده باشد که اشتباه می کنند ولی هرگز سوء ظن و کینه ای به یکدیگر ندارند و ما در حال تشکیل یک چنین خانواده ای هستیم.

شکنجه‌ها:
من زمانی در زندان کارتر و دولت آمریکا ، زندانی و تحت شکنجه بودم و حال بعد از چهار سال آثار آن هنوز بر بدنم نمایان است. من که در سن چهل سالگی زندان بودم، دو سال تمام ضربات شلاق های کارتر را در پای خود احساس می کردم( دراین هنگام رجایی آثارشکنجه ها را بر پایش به خبرنگاران نشان داد) بدانید که من ، هنگامی که ضربات شلاق بر بدنم می خورد و وقتی ناخن هایم کشیده می شد و تحت شکنجه های شدید روحی قرار داشتم، خانواده ام از حال من بی اطلاع بودند و نمی دانستند در کجا هستم.

تکنولوژی:
ما طالب زندگی سالم و مستقلی هستیم. از تکنولوژی به عنوان پیشرفت بیشتراستقبال می کنیم. اما این تکنولوژی را با از دست دادن استقلال و عدم وابستگی ِ خود ، نخواهیم پذیرفت.

معیارها:
ما برای درک انقلابی بودن افراد ملاک و معیار داریم و آن اسلام و امام است.

غرب زده‌ها:
انقلاب ما فرمول هایی دارد که مخصوص خودش است. ما حرفهایی داریم که به حرف فرنگی ها شباهت ندارد قبلی های ما خیال می کردند که برای موفقیت باید خودشان را به فرنگی ها شبیه کنند و خیلی هم در این راه سرمایه گذاری کردند ولی هم آنها و هم معاصرین، دریافتند که اسلام مکتبی است که در تمام زمینه ها دارای دستورالعمل است و اگر این دستورالعمل ها درست به کار گرفته شود، قدرت اجرایی جهانی دارد.

تخصص بدون تعهد:
آمریکا پس از شکستی که از انقلاب اسلامی ما خورد چگونگی حاکمیت معیارهای مکتبی و اسلامی را بر جامعه، افکار و مردم مسلمان متوجه شد و به دنبال یک مجرای نفوذی و ارتباط دیگری می گشت، تا بتواند خمیرمایه اصلی انقلاب اسلامی که همانا بر ایمان و تقوی و معیارهای مکتبی حاکم بر جامعه است، دست یافته و نفوذ کند، لذا به دنبال کسانی رفت که وجودشان پرازمعیارهای غربی بوده و از این جهت بهترین راه را همان طرح مسأله ی " تخصص " یافته و مطرح کرد.

خداترسی:
من که نخست وزیرهستم فکر می کنم که خداوند بزرگترین جایی را که در جهنم ممکن است، برای نخست وزیر آماده کرده، به خاطر اینکه هر جمله ای که می‌گوید و هر حرکتی که می کند با سرنوشت 36 میلیون انسان پیوند دارد.

آزادی:
ما آزادی را بر مبنای آنچه که قرآن به ما اجازه می دهد قبول داریم و بر اساس آن نیز عمل می کنیم. ما آزادی در محدوده مکتب را قبول داریم و از نظر اسلامی آزادیم تا بنده خدا باشیم.

توسعه:
برای تداوم انقلاب احتیاج به کار و تولید بیشتر از یک سو و هزینه و مصرف کمتر از سوی دیگر می باشد، انقلاب فقط با شعار و تظاهر، قوام و تداوم نمی یابد.

در همین زمینه: