گفتی: «بنده‌ی من، هرگاه خواستی مرا صدا کن.» بارها این جمله را از تو شنیدم، بارها. و بعد هم فراموش کردم و در مشکلات به جای متوسل‌شدن به تو، به بنده‌هایت توسل کردم.

باز صدایم کردی: «بنده‌ی من، هر آن‌چه را که می‌خواهی نزد من بازگو که تمام نیازهایت را، اگر به سودت باشند، پاسخ خواهم داد.»

از آن روز شروع کردم به صدا‌ کردنت. تلاشم را می‌کردم و در نهایت، نتیجه‌ی خوب را از تو طلب می‌کردم.

از آن روز بودنت را بیش از پیش می‌پرستم. خیلی دوستت دارم پروردگار من.

متینا عروجی، ۱۵ساله

خبرنگار افتخاری نشریه‌ی دوچرخه از شهریار