تاریخ انتشار: ۴ مهر ۱۳۹۸ - ۰۱:۱۵

الهه صابر: من از یک حیاط بزرگ حرف‌ می‌زنم. از یک زنگ تفریح شلوغ، در یک هوای تازه. من رفیقِ دیگری پیدا کرده‌ام، در گوشه‌ای آرام، با دوستی‌ای بی‌قهر. او دارد لقمه‌ی «نان و ریحان و پنیرش»* را با من نصف می‌کند و من هم به او می‌گویم بیا زنگ تفریح بعدی خوراکی‌ام را با هم بخوریم.گوش من دارد با او صدایی مطمئن می‌شنود، حرفی تازه، شعری بی‌نقص.

من قبل از او هیچ‌وقت از کسی سؤال نمی‌کردم، هرچند درس‌هایم تعریفی نداشت و معلم‌ها جریمه‌ام می‌کردند و البته من جریمه‌ها را هم نمی‌نوشتم. یک‌روز دوست تازه‌ام به من گفت:  «زندگی سؤال بزرگی است؛ پس تو چرا چیزی نمی‌پرسی؟» و من به او حرفی نزدم اما در سکوت دلم گفتم: «سؤال من که معلوم نیست. سؤال من در من پنهان شده‌ و من حتی نمی‌دانم این جواب‌ها یعنی چه.»

دوست دیگرم، سؤال ناگفته‌ام را شنید. لبخندی زد و گفت: «زندگی در وجود خود توست. برای همین است که می‌گویم سؤال بزرگی است وگرنه سؤال‌های دنیا را که با هندسه و ریاضی یا فلسفه و زیست‌شناسی می‌شود پاسخ‌ داد. سؤال‌های دنیا که سخت نیستند. حتی جواب‌هایشان هم روز به ‌روز تغییر می‌کنند و ساده بگویم، اعتمادی به آن‌ها نیست. او به من گفت: «این سؤالی را که می‌گویم کسی نمی‌داند چیست، اما جوابش همه‌جا پیداست و تو فقط باید سؤال را پیدا کنی.»

من به جواب او فکرکردم و با خودم گفتم: «این جمله یعنی چه؟!» و انگار از همان‌جا بود که سؤال‌های دیگرم شروع ‌شد. از خودم پرسیدم دنیا از کجا آمده؟ خدا را چگونه می‌توان دید؟ اصلاً زندگی یعنی چه و من در کجای خودم هستم؟

من همیشه با خودم بودم، اما خودم را نمی‌دیدم. دنیا هم در وجود من بود، اما نمی‌یافتمش. هرروز خدا صدایم می‌زد، اما او را نمی‌شنیدم و تمام زندگی همین جواب‌ها بود، اما نمی‌دانم چرا همیشه از سؤال‌هایش می‌ترسیدم.

به دور و برم که بهتر نگاه‌کردم، دیدم زنگ تفریح تمام ‌شده، اما من هنوز دارم به یک حیات بزرگ فکر می‌کنم. دوست دیگرم با اشاره به من گفت: «بیا با هم‌کلاسی‌های بیش‌تری دوست بشویم» و من هم که قبول کرده‌ بودم، داشتم هم‌چنان از خودم می‌پرسیدم که نکند این دوست دیگر، خودم هستم؟ همین کسی که در وجود من است و من دارم با تمام خودم او را نفس می‌کشم.

------------------------------------------------------------------

* اشاره به سطری از سهراب سپهری: «نان و ریحان و پنیر، آسمانی بی‌ابر، اطلسی‌هایی تر»