آوا زمانی: سال که نو می‌شود، طبیعت که نو می‌شود، با خودمان هزار و یک تصمیم می‌گیریم. از برنامه‌های کوچک و بزرگ. از کارهایی که باید بکنیم و آرزوهایی که برای به‌واقعیت تبدیل‌شدنشان، باید قدمی برداریم.

چه برای خودمان و چه برای محیط پیرامونمان. برای زندگی و زمینمان. برای نگاهمان! مگر نه این که اگر طبیعت نو نمی‌شد، شاید هرگز یادمان نمی‌ماند که سال نو شده؟ مگر نشانه‌ی تازه‌شدن و جشن دوباره‌ی زندگی را از زمین وام نگرفته‌ایم؟ مگر نه این که این همان «حول حالنا»ست؟ در نگاه و رفتار و کردارمان؟!

 

  • تغییر باید در نگاه تو باشد!

اگر 100 کتاب 10 جلدی و هزاران مقاله درباره‌ی محیط‌زیست و راه‌های مراقبت از آن خوانده باشی و به ده‌ها کنفرانس و سخنرانی رفته باشی، تا نگاه و حساسیتت را آگاهانه تغییر ندهی، باز هم در دو قدمی‌ات فردی زباله می‌ریزد یا درختی را می‌کَند تا بساط آتش سیزده به درش را درست کند و تو نمی‌بینی!

باید تغییر در نگاه تو باشد؛ که اهمیت بدهی، که درباره‌اش حرف بزنی. که بی‌تفاوت از کنارش رد نشوی. که به اشتراک بگذاری،‌ نه فقط زیبایی‌ها را که زشتی‌ها را هم. خوبی‌اش این است که در دنیایی زندگی‌ می‌کنیم که با شبکه‌های مجازی به راحتی می‌توانیم افکار و دیده‌ها و شنیده‌هایمان را به اشتراک بگذاریم و بحث و گفت‌وگو کنیم.

 

  • دست به کار شو!

کنار ساحل رفته‌ای؛ پر از بطری و کیسه است؟! نچ‌نچ نکن و سری تکان نده؛ غر نزن! از بدی زمانه و بدشدن آدم‌ها گلایه نکن! دست به‌کار شو و آن‌ها را جمع کن.

مهم نیست خیلی‌ها نگاهت کنند یا به تو بخندند. یکی را هم همراه کنی کافی‌ست. منتظر نباش تا همه مثل تو شوند و مثل تو فکر کنند.

به جای گله و شکایت، خودت دست به کار شو. در مدرسه، در خانه، شیری چکه می‌کند؟! چراغی روشن مانده؟ کاغذی در سطل معمولی می‌رود؟! از جایت بلند شو و خودت آن تغییری باش که انتظار داری بیفتد!

 

  • بسیار سفر باید!

باید به کویر رفته باشی تا خشم و آرامشش را بشناسی. باید یک شب را در چادر خوابیده باشی تا بدانی که هر قطره‌ی آب چه‌قدر مهم است. باید ساعت‌ها در کوه و دشت راه رفته باشی تا ببینی که چه‌طور طبیعت ارکستر سمفونی‌اش را خوش می‌نوازد و هرساز مخالفی که ما  ایجادش می‌کنیم چه‌طور باعث می‌شود نوای به گوش رسیده دلخراش شود.

باید عظمت دریا را دیده باشی تا بدانی که چه‌طور چرخه‌ی زندگی اهالی‌اش در گرو چرخه‌ی آب است. باید در دل روستا و بالای کوه سر سفره نشسته باشی تا ببینی که مردمانش چه‌طور با طبیعت رفیق‌اند. به خودت قول بده امسال سفرهای بیش‌تری بروی و هرجا هم که رفتی به طبیعت و محیط‌زیست آن منطقه توجه کنی.

 

  • سهل و آسان نگیر!

راحت‌ترین راه را انتخاب نکن. برای هرکاری چه کوچک و چه بزرگ تلاش کن، جست‌وجو کن، بخوان. خوشحال باش گوگلی داری که در کسری از ثانیه هر آن‌چه راکه جست‌وجو می‌کنی برایت پیدا می‌کند!

دنبال راهکاری برای صرفه‌جویی در مصرف آب در مدرسه هستی؟! بخوان و اولین نفر باش که کاری می‌کند. از مضرات چیزی آگاهی نداری؟! بپرس. می‌خواهی بدانی برای سفرت باید از مغازه‌های محلی خرید کرد یا فروشگاه‌های بزرگ؟ تحقیق کن.

بهای آگاهی و تغییر، صرف انرژی و وقت است و اگر آن را به درستی بپردازی، همانی که می‌شوی که با خودش و دنیایش در صلح است و مفید...

 

  • هم‌کاری کن!

همیشه جاهایی هستند که به طور تخصصی روی موضوعی کار می‌کنند و دغدغه‌ی اصلی‌شان موضوعی خاص است. اصلاً قرار نیست که همه‌ی ما بتوانیم بخش زیادی از وقت و برنامه‌هایمان را به محیط‌زیست و طبیعت اختصاص بدهیم. اما کاری که می‌توانیم بکنیم همکاری با آن‌هاست.

لازم نیست سخت و پیچیده باشد. هم‌کاری‌های داوطلبانه حتی کم‌ترینش هم عالی‌ست! در شهر و دیارت با این گروه‌ها و برنامه‌هايشان آشنا شو و ببین چه‌طور می‌توانی حتی ماهی چند ساعت با آن‌ها هم‌کاری کنی. می‌خواهد کمک به آگاهی‌رسانی درباره‌ی یک گونه جانوری باشد یا پاک‌سازی یا برگزاری یک مراسم.

 

*از شعر گارسیا لورکا