تاریخ انتشار: ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۱۲:۴۹

شما هم می‌توانید لطیفه‌های دست‌اولتان را برای هفته‌نامه‌ی دوچرخه به نشانی «تهران، صندوق پستی: ۵۴۴۶-۱۹۳۹۵» بفرستید.

*

ولخرجی

اولی: من همسر ولخرجی دارم که صبح به صبح پول زیادی از من می‌خواد.

دومی: خب با این پول‌ها چی‌کار می‌کنه؟

اولی: نمی‌دونم، چون هیچ‌وقت بهش پول نمی‌دم!

روزبه سماواتی از شهرکرد

*

تکلیف

اولی: این‌قدر روی اعصاب من راه نرو. یه لگد بهت می‌زنم، بری آسمون و با برف سال دیگه بیای پایین ها!

دومی: حالا اگه سال بعد برف نیومد، تکلیف من اون بالا چی می‌شه؟!

فرشته دوستی از رباط‌کریم

*

قند

دکتر: جواب آزمایش شما نشون می‌ده که شما قند دارین.

بیمار: به به! چه عالی! حالا قند حبه‌ای یا کله‌ای؟!

لیلا میرزاییان از تهران

*

ناچاری

دانش‌آموز: آقا، اجازه؟ من فکر می‌کنم که شما نباید به من نمره‌ی صفر می‌دادین.

معلم: بله، منم با تو موافقم. اما چه کنم که نمره‌ی کم‌تر از صفر نداریم!

ریحانه عباس‌زاده از تهران

*

نهایت ادب

اولی: پسر من به اندازه‌ای مؤدب است که هروقت می‌خواهد وارد جایی بشود، حتماً در می‌زند.

دومی: پسر من از پسر تو هم مؤدب‌تر است، چون هروقت می‌خواهد از توی گنجه هم چیزی بردارد، اول در می‌زند!

علیرضا زارع از گنبد

*

کمک

اولی: بزرگ‌ترین دشمن بشر، پوله.

دومی:‌ پس هر‌چی دشمن داری زود بده من و خودت را خلاص کن!

مینا امیدی از سنندج

*

نصیحت

پدر: پسرجان! همیشه سعی کن روی پای خودت بایستی.

پسر:‌ چرا پدر؟

پدر: چون الآن روی پای من ایستاده‌ای، پسرجان!

امین دلاوری از بندرعباس

*

کوچ پرستوها

اولی: پرستوها چه زمانی به طرف جنوب حرکت می‌کنند؟

دومی:‌ وقتی دمشان به طرف شمال است!

مرضیه محمدی از تهران

*

نظریه

اولی: تو دوست داری معلم‌ها چه‌طوری باشن؟

دومی:‌ مثل بقال‌ها!

اولی: چرا؟!

دومی: برای این‌که بالای سرشون بنویسن «درس داده شده، پس گرفته نمی‌شود!»

پردیس نیک‌منش از شیراز

*

فایده

معلم: چرا بعضی از ماهی‌ها بچه‌های خودشان رو می‌خورن؟

دانش‌آموز:‌ چون خوردن ماهی برای بدن مفید است!

مارال امیری از تهران

منبع: همشهری آنلاین