تاریخ انتشار: ۳ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۱۷:۴۳

اولی: برادرت توی خارج چی‌کار می‌کنه؟ شغلش چیه؟ از چه راهی پول درمی‌آره؟

دومی: نویسنده است.

اولی: ئه؟ آفرین! چی می‌نویسه؟

دومی: به پدرم نامه می‌نویسه که پولش تموم شده و براش پول بفرسته!

امیر قربانی

از رباط‌کریم

* * *

جلوگیری

مردی با سرعت زیاد در حال دویدن بود. دوستش از او پرسید: چی شده که این‌قدر تند می‌ری؟

مرد گفت: باید عجله کنم تا بتونم از دعوای شدید دو نفر جلوگیری کنم.

دوستش پرسید: دعوای کی و کی؟

مرد گفت: خودم و اون مرد قوی‌هیکلی که داره تعقیبم می‌کنه!

رامین علی‌پور

از تهران

* * *

خبر

اولی: از داداشت چه خبر؟

دومی: هیچی، دیروز رفت زیر ماشین من.

اولی: چی؟! وای خدای من! مُرد یا زخمی شد؟

دومی: نه بابا، رفت زیر ماشینم و مشکل ماشین رو حل کرد و اومد بالا!

بهار کامرانی‌فر

از تهران

*‌ * *

سیب

دانش‌آموز: به نظر شما این درسته که کسی به‌خاطر کاری که انجام نداده، جریمه یا مجازات بشه؟

معلم: خب، البته که نه.

دانش‌آموز: خب پس من امروز نتونستم تکالیفم رو بنویسم!

شقایق درخشان

از همدان

* * *

سؤال مهم

اولی: الو؟ سلام. ببخشید مزاحمت شدم. یه سؤال خیلی خیلی مهم برام پیش اومده بود.

دومی: چی؟ ولی الآن ساعت سه و نیم صبحه.

اولی: خیلی ممنون، همین رو می‌خواستم بدونم!

مصطفی فرجی

از گرگان

* * *

قرض

اولی: سلام قرض می‌کنم!

دومی: درست صحبت کن. این چه مدلشه؟ باید بگی سلام عرض می‌کنم.

اولی: خودم بلدم بابا! مخصوصاً این‌طوری گفتم که یاد بدهی‌ات به من بیفتی!

ابراهیم لشگری

از تهران

منبع: همشهری آنلاین