اوایل دهه ۲۰ بیماری تیفوس در تهران شیوع پیدا کرد. برخی از اهالی و پزشکان شهر برای جلوگیری از گسترش آن در تهران دست به اقدامات جهادی زدند. از جمله آنها فعالیت گروهی از پزشکان در محله عودلاجان برای گندزدایی و سم‌پاشی محله بود.

همشهری آنلاین- ثریا روزبهانی : اوایل دهه ۲۰ بیماری تیفوس در تهران شیوع پیدا کرد. برخی از اهالی و پزشکان شهر برای جلوگیری از گسترش آن در تهران دست به اقدامات جهادی زدند. از جمله آنها فعالیت گروهی از پزشکان در محله عودلاجان برای گندزدایی و سم‌پاشی محله بود. همچنین در حمام سنگلج انجمن جلوگیری از بیماران تیفوسی برای ارائه خدمات رایگان دایر شد تا لباس استحمام کنندگان در دستگاه مخصوص دفع شپش گذاشته شده و پاک شود.

هارون یشایایی، تهیه‌کننده سرشناس سینما و از اهالی قدیمی محله عودلاجان تهران، درباره این اتفاق تاریخی می‌گوید: «در آن زمان من کودکی هفت، هشت ساله بودم و در محله سنتی کلیمیان در مرکز عودلاجان ساکن بودیم. در همان زمان کلیمیان یک مرکز درمانی داشتند که مربوط به یکی از کنیسه‌ها بود. این مرکز که هم‌اکنون به بیمارستان دکتر سَپیر تبدیل شده است، یک درمانگاه کوچک بود. رئیس این درمانگاه که خودش از اولین فارغ‌التحصیلان رشته پزشکی دانشگاه تهران بود، دکتر روح‌الله سپیر نام داشت. او و اعضای درمانگاه نمی‌توانستند برای درمان مبتلایان تیفوس کاری انجام دهند و بیماران به بیمارستان سینا منتقل می‌شدند؛ اما دکتر سپیر طرحی دیگر را برنامه‌ریزی کرد. همان‌طور که می‌دانید ناقل بیماری تیفوس، شپش بود. در نتیجه، دکتر سپیر عده‌ای از جوانان را گرد هم آورد و با امکانات و تجهیزاتی که فراهم کرده بود گندزدایی از خانه‌ها را هدف قرار داد تا از شیوع بیماری تیفوس جلوگیری کند.»

تلف شدن پزشکان جوان

«گروه‌های دو، سه نفره مرکب از دختران و پسرانی جوان اعم از کلیمی و مسلمان به‌طور داوطلبانه شکل گرفت و دکتر سپیر این گروه‌ها را به همراه کیسه‌های حاوی مواد ضدعفونی‌کننده راهی خانه‌ها می‌کرد.» یاشاییان با بیا ن این موضوع در ادامه فعالیت این جوانان اینطور روایت می‌کند: «آنان رختخواب‌ها و حتی لباس‌ها را بیرون می‌ریختند و اقدام به سمپاشی می‌کردند. شخص دکتر سپیر نیز در راس این گروه‌ها قرار داشت و همراه آنان در خانه‌ها حضور پیدا می‌کرد. متاسفانه چند تن از همین بچه‌ها و خود دکتر سپیر به تیفوس مبتلا شدند که چند نفر نجات پیدا کردند اما دکتر سپیر به‌دلیل نزدیکی به این مساله و با وجود آنکه بسیار جوان بود، در سال ۱۳۲۲ و در ۳۲ سالگی درگذشت. مردم در خانه‌ها نیز با این گروه‌ها همکاری می‌کردند. چون تیفوس بیماری بسیار وحشتناکی بود و مردم نیز به هم نزدیک‌تر بودند. در نظر داشته باشید که جمعیت به اندازه امروز زیاد نبود و مثل حالا این‌قدر گستردگی وجود نداشت، در نتیجه بلافاصله با همدیگر جمع می‌شدند و سعی بر همدلی داشتند تا مشکل را رفع کنند. اکنون اما وضع به‌گونه‌ای است که برخی توجه نکردن به گفته‌های مسوولان را به‌نوعی نشانه شجاعت قلمداد می‌کنند درحالی‌که آن‌موقع و در پاسخ به درخواست همکاری دکتر سپیر، در همان کنیسه محل، ۳۰-۴۰ نفر جمع شدند و گروه‌های دو، سه نفره تشکیل دادند و با کیسه‌های ضدعفونی‌کننده راهی خانه‌ها شدند. البته بیمارستان سینا به‌عنوان بیمارستان بزرگ در این قضیه نقش‌آفرینی می‌کرد. عده‌ای از کلیمیان در کار دارو بودند و دکتر سپیر نیز از آنان محلول‌های ضدعفونی‌کننده را می‌گرفت و توزیع می‌کرد، به بیان دیگر، همکاری مردم این بحران را رفع کرد. تاجایی که من بعدا تحقیق کردم شعاع ابتلا سراسر شهر را نگرفته بود یعنی در محدوده جنوب شهر از مولوی تا ناصرخسرو و خیابان ری بود. این امر شاید به این دلیل بود که آمدوشد زیادی وجود نداشت با وجود این اما تقریبا تا سال ۱۳۲۴ طول کشید تا این بیماری مهار شد چون ملت ایران فرهنگ و قابلیت مواجهه با تیفوس را داشت. به عبارت دیگر، شیوع این بیماری از سال ۱۹۴۲ تا آخر ۱۹۴۵ طول کشید.»

خبرهای دست اول تیفوسی

جراید برای اطلاع رسانی تهرانی‌ها در فواصل زمانی در سال ۱۳۲۲گزارشات و اخبارهای متعددی را منتشر کردند. روایتی که از حمام‌های سنگلج وجود دارد مربوط به خبری است که در روزنامه اطلاعات سال ۱۳۲۲ درج و همچنین گزارشی دیگر در تاریخ ۹فروردین همین سال درباره شیوع این بیماری در تهران هم منتشر شده است. خبری با این مضمون بود: «حمام میدان سنگلج که انجمن جلوگیری از بیماران تیفوسی ساخته و دائر نموده است، ‌افتتاح شد. کسانی که مایل باشند می‌توانند مجانا استفاده نمایند. لباس استحمام‌کنندگان در دستگاه مخصوص دفع شپش گذاشته ‌شده و پاک می‌شود.» همچنین در ۹فروردین گزارش دیگری از وضعیت شهر منتشر و در آن نوشته شده بود: «شیوع بیماری تیفوس که متاسفانه در اغلب نقاط شهر شدت یافته است اسباب نگرانی و اضطراب عمومی شده و مشکل نازهای بر مشکلات مردم افزوده است. مرض تیفوس از چندی پیش بطور اپیدمی در تهران وجود داشت و تاکنون تلفات زیادی هم به طبقات مختلف مردم وارد کرده و حتی چند تن از پزشکان و عده ای از جوانان که در دانشکده پزشکی مشغول تحصیل بوده اند و در بیمارستان ها به معالجه بیماران تیفوسی اشتغال داشته اند به این مرض مهلک مبتلا شده و جان خود را فدای صحت عمومی نموده اند. آنچه که مشهود است سرایت تیفوس از مجامع عمومی است. جمعی که برای تهیه نان و نفت از سر و روی هم بالا می روند، قهوه خانه ها و کاروانسراها و سایر محل هایی که محل اقامت مردم مستمند است، عامل موثری برای انتقال شپش بوده و از همین نقاط است که شپش تیفوس به وسیله اشخاص به سایر جاها منتقل می‌شود. وظیفه دولت است که کلیه مجامع عمومی و قهوه خانه ها را که بیشتر سرایت این مرض خطرناک از آنجاها است موقتا ببندد و در گرمابه ها مراقبت و بازرسی دقیقی بشود که نظافت کامل برقرار گردد. موضوع دیگر برای جلوگیری از این بیماری آتش زدن لباس های بیماران تیفوسی در اداره متوفیات است. وزارت فرهنگ نیز بهتر است دبستان های دختران و یا پسران را برای مدت ۲۰ الی ۳۰ روز تعطیل کرده و برای اینکه به امر تحصیلی شاگردان لطمه ای وارد نیاید امتحانات نهایی آنها را در این سال یک ماه به عقب بیاندازد یا اینکه برای نظافت کلیه اطفال دبستانها ترتیب خاص یا مراقبت پزشکان اتخاذ نمایند. کافه‌ها، مهمانخانه‌ها و حتی سینماها هم بایستی برای مدتی تعطیل شوند.»