همشهری آنلاین-سحر جعفریان عصر: حوالی خیابانهای انقلاب اسلامی و ولیعصر (عج)، میان شلوغی بازار دستفروشان که صدای چوب حراج بساطشان بلندتر از پیش شنیده میشود و فروشگاه تخصصی «تمبر نوین فرحبخش»، تافتهای جدا بافته است که هنوز هم مشتریهای خود را دارد. فروشگاهی قدیمی با سقفی مرتفع و قفسههایی چوبی و کهنه که وسط هر کدامشان، سِری تمبرهای چند صد میلیون تا میلیارد تومانی رونالد هیل، پدر تمبر جهان، بلوکهای ۴ قطعهای شاهی قاجاری از نخستین تمبرهای ایرانی و آلبوم تمبرهای پرفروش کلاسیک و معاصر جاخوش کردهاند. اینجا با تمبر، پرت میشوید به تاریخ؛ به ایران زمان قاجار، به قصر ملکه ویکتوریا، به روسیه تزاری و به میدان جنگ ویتنام. گزارش زیر حاصل چند ساعت حضور در تنها فروشگاه تخصصی تمبر ایران است.
تیک آبی پیام اینترنتی به جای تمبر
لابهلای آن همه تمبرِ اوراق شده (دستهبندی شده به تفکیک سال) و آلبومهای جورواجور تمبرهای پستی، هوایی، یادگاری، یادبود، باقری یا همان نخستین تمبرهای ایران، شیر و خورشید و جوایز بینالمللی؛ ۲ قاب عکس قدیمی، سینهکش یکی از دیوارهای مغازه به خوبی نمایان است؛ در قاب بالاتر، عکس حسین نوین فرحبخش بنیانگذارنخستین موسسه تمبر ایران و میان قاب پایینتر، عکس فریدون نوین فرحبخش پدر تمبر ایران جای گرفتهاست. چند قاب کوچک دیگر با عکسهای سیاه و سفید هم پیداست؛ قابهایی مربوط به افتتاح نخستین نمایشگاه تمبرهای کلاسیک ایرانی در سال ۱۳۲۹ و دورهمی بزرگان تمبرشناس ایرانی مربوط به سال ۱۳۳۱. محمود باقری، مدیر داخلی فروشگاه تخصصی تمبر نوین فرحبخش با دستمال نخی و نمداری غبار قابها را میگیرد: «اوایل، یعنی حدود سال ۱۲۹۵، کار و بار حاج حسین، کشیدن نقشههای قالی و تذهیبکاری قباله (زرنگاری بنچاغ عقد) بود. به جمع کردن اشیای خاص هم علاقه داشت؛ مثل تمبر که اون وقتا بیشتر سِری تمبرای یه قِرونی میرزاکوچکخان جنگلی و شاهیهای ۴ رنگ قاجار بودن. معمولا باطله و مُهر خوردههاش میرسید دست کلکسیونبازای اشیای لوکس اون زمانا.»
صدای قُلقل سماور که بلند میشود، نخستین مشتری هم میرسد؛ مردی ۶۰ و خردهای ساله است و خریدار سری تمبرهای دهه ۸۰. همان دهه که پیامهای اینترنتی بتدریج جای نامهنگاری را تنگ کردند و تیکهای آبی دریافتشان نیز در جای تمبرهای رنگارنگ نشستند.
کلکسیونهایی با قیمت میلیاردی
بسیاری از مشتریان، ثابتند و قدیمی. این را محمود در حالی میگوید که سعی دارد سری تمبرهای دهه ۸۰ را برای مشتری ۶۰ و خردهای ساله، جور کند: «اولین تمبرفروشی را حاجحسین حوالی پارکشهر فعلی در سال ۱۳۰۵ راه انداخت. بعد، اسباب کشید به خیابان ناصرخسرو یعنی حوالی ۱۳۱۲ و بعدتر هم در سال ۱۳۴۱رفت خیابان لالهزار...که الان خیلی از مشتریامون از سالهای لالهزار برامون موندن.»
مشتریان جوانتر، معمولا ورثه همان مشتریان قدیمیاند که علاوه بر کلکسیون تمبر، عشق تمبر را هم به ارث بردهاند: «به هر حال، کلکسیونای تمبر، بسته به تعداد سالای جمعآوری و تعداد تمبرای کمیابی که ممکنه بینشون باشن، قیمتین؛ از چند ۱۰۰ میلیون تومن تا چند ۱۰ میلیارد تومن. البته توی بعضی قیمتگذاریها کمی اغراق وجود داره و اون دیگه به توافق و رضایت طرفین برمیگرده.»
به سری ۳ قطعهای سعدی اشاره میکند و میگوید: «اینا سال ۱۳۳۱ به مناسبت هفتصد و هفتادمین سال تولد سعدی چاپ شدن؛ میدونی، چندن؟ بلوک ۴ قطعهایشون بیشتر از چند ۱۰ میلیون تومنه.»
البته یکی از گرانترین تمبرهای ایران، تمبر «یک تومان برنز» است با نشان شیر و خورشید و رنگ برنزی روی کاغذ آبی. این را محمود میگوید که حالا سرگرم آمادهسازی سفارش یکی دیگر از مشتریهاست که دیروز در تماس تلفنی گفتهبود: «پس سری تمبرای ۱۳۷۱، به اضافه برگههای اوراقشون توی یه آلبوم خوشگل...».
باقری، مدیر داخلی فروشگاه سر حوصله، هر ۵۶ تمبر سال ۱۳۷۱ را در کاور برگههای اوراق میگذارد: «این سال چون نامهنگاری خیلی مرسوم بود، بیشترین تعداد تمبر براش طراحی و چاپ شده.» سالی پُر تمبر مانند همان سال که فریدون از میان ۴ برادر و خواهر خود، پیشه پدر را دست گرفت؛ یعنی سال ۱۳۳۵: «از بچگی سر و کارش با تمبر بود. با طراحای معروف و مجموعهدارای بزرگی که هر کدومشون یا مدال طلای جهانی تمبر داشتن و یا کارشناس تمبر بودن.»
هدیهای متفاوت در روزگار اینترنت
روز به نیمه نرسیده، محمود پاسخگوی مشتریان دیگر است؛ هاشم برزگر، همراه مرضیه خانم، همسرش که سالهاست به مناسبتهای مختلف برای یکییکدانه دختر مهاجرت کردهیشان، تمبر هدیه میگیرند. آنها از سال ١٣۴٧ که فریدون نوین فرحبخش، تمبرفروشی پدری را به نشانی فعلی یعنی جنوب تقاطع ولیعصر (عج) انتقال داد، خریدار تمبرند. هاشم، سری تمبرهای سالهای پس از انقلاب اسلامی چیده شده در پیشخوان شیشهای فروشگاه را با دقت نگاه میکند: «صدقه سر دخترمون، تمبرباز شدیم دیگه...خب؛ حاج خانوم، الان باید بلوکای کدوم سال رو بخریم؟» محمود باقری، خوش زبانی میکند: «یادتونه رفته اون اولا که تازه شروع کرده بودید تا کلکسیون تمبر واسه دخترتون درست کنید، چند تمبر تقلبی گرون از دستفروشای خیابون منوچهری خریده بودید...ولی حالا حساب جنس کاغذ، نوع چسب و دندونههای دور و بَر همه تمبرا رو دارید!» این بار مرضیه خانم به حرف میآید: «اونم که به لطف راهنمایی و مشورتای شما بوده.» در همین وقت، محمود باقری به راهاندازی نخستین انجمن دوستداران تمبر ایران و تالیف و نشر نخستین راهنمای تمبر ایران توسط فریدون نوین فرحبخش اشاره میکند: «اما واقعیت اینه که اینا همه از تمبردوستی و یه عمر تلاش حاج فریدون، پدر تمبر ایرانه...».
از فیک و مافیای تمبر تا تمبربازان تازهکار
میان مشتریانی که به فروشگاه تخصصی تمبر نوین فرحبخش، آمد و شد دارند، تعداد کارشناسان تمبر کم نیست. یکی مثل امید صابری که هم کلکسیوندار و هم کارشناس تمبر است. هر هفته، سری به فروشگاه دوستداشتنیاش میزند و کمی از پساندازش را صرف خرید چند تایی تمبر خاص میکند. امروز هم آمده: «کاری که ما مجموعهدارای تمبر انجام میدیم، کار بیخود و غیرضروری نیست. در واقع ما داریم با هزینه شخصی، بخشی از تاریخ، فرهنگ و هنر کشورمون رو آرشیو میکنیم.» نگاهی به ردیف تمبرهای منتخب دوران اول و دوم پهلوی در قفسههای چوبی تکیه داده به دیوار فروشگاه میاندازد و دوباره ادامه میدهد: «درست برعکس یک عده دیگه که با جعل تمبر و یا ایجاد بازار سیاه و مافیا برای خرید و فروش تمبرای فیک، فقط دنبال سودجویی خودشونن.»
صابری به روال مجموعهداری تمبر، تهیه و آرشیو تمبرها را به سال تولد خود یعنی سال ۱۳۶۵ شروع کرده: «کلکسیون تمبرای ورزشی رو دارم...چیزی حدود ۹۰۰ تمبر ایرانی و خارجی...ارزش مالیش بیشتر از ۱۰۰ میلیون تومنه که برای من بیشتر ارزش معنویش مهمه.»
کارن، پسر او نیز یک تمبرباز نوجوان است که به سری تمبرهای ۱۰۰ سال اخیر ایران با موضوع کودک علاقه دارد و حالا صابری به مناسبت تولد پسرش، تمبر روز جهانی کودک و نوجوان سال ۱۳۷۵ را با تخفیف، میخرد ۵۰۰ هزار تومان. حوالی غروب، آخرین مشتری از راه میرسد؛ زنی میانسال که قصد قیمتگذاری روی آلبوم تمبرهایش را دارد. محمود توضیح میدهد: «قیمت تمبرا رو با توجه به قدمت و کمیابی، وضعیت فیزیکی، تعداد تیراژ و حتی خطاهای چاپ یا به اصطلاح «اِرور» تعیین میکنن...آلبومتون باید بیارید تا بتونم دقیق، قیمت بگم؛ درست مطابق تعرفه شورای تمبر شرکت ملی پست.» بعد از فوت فریدون نوین فرحبخش در سال ۱۳۹۱، محمود گزارش کار روزانه فروشگاه را به مسعود نوین فرحبخش، فرزند او ارائه میدهد.