یک بررسی مقطعی بزرگ ارتباطات بالقوه‌ای میان الگوهای دریافت مواد مغذی و اختلال‌های روانی رایج مانند افسردگی و اضطراب را نشان می‌دهد.

به گزارش همشهری آنلاین این بررسی بوسیله پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی تهران با استفاده از یک پرسشنامه معتبر فراوانی خوراک رابطه میان دریافت مواد مغذی اصلی در حدود ۳۰۰۰ بزرگسال را که کارمندان دانشگاه بودند با علائم اختلال‌های روانی رایج ارزیابی کردند.

این پژوهشگران که یافته‌هایشان در ژورنال «سلامت جمعیت و تغذیه» منتشر کرده‌اند، دو الگوی غالب در دریافت مغذی را در این شرکت‌کنندگان شناسایی کردند:

یک- الگویی که با مصرف بالای اسیدهای چرب، پروتئین، مواد معدنی (از جمله روی، آهن، کلسیم، منیزیم)، ویتامین‌های گروه B (ریبوفلاوین، تیامین، نیاسین، بیوتین)، کلسترول، فسفر و سدیم مشخص می‌شود.

دو- الگویی که با میزان بیشتر مصرف بتاکاروتن، ویتامین A، قندهای ساده (گلوکز، فروکتوز، ساکارز)، فیبر، ویتامین B6، پتاسیم و ویتامین C مشخص می‌شود

یافته‌های این بررسی پس از تعدیل عوامل مخدوش‌کننده بالقوه مانند سن و جنس و شاخص توده بدنی و میزا کالری دریافتی نشان داد که هیچکدام از این دو الگوی دریافت مواد مغذی با افسردگی در زنان یا مردان ارتباطی ندارد.

از طرف دیگر، الگوی اول دریافت مواد مغذی با احتمال کمتر اضطراب و پریشانی روانی (psychological distress) در زنان مرتبط بود و بنابراین مصرف بیشتر چربی‌ها، پروتئین‌ها و طیف گسترده‌ای از مواد معدنی و ویتامین‌ها ممکن است با پیامدهای بهتر سلامت روان برای این گروه مرتبط اما الگوی دوم دریافت مواد مغذی هیچ ارتباط قابل‌توجهی با اضطراب، افسردگی یا پریشانی روانی نه در زنان و نه در مردان نداشت.

این پژوهشگران می‌گویند یافته‌هایشان تاییدکننده شواهد فزاینده‌ای است که هنگام بررسی تاثیرات تغذیه بر سلامت روان به جای اجزایی غذایی منفرد باید مشخصات کل مواد مغذی دریافت‌شده بوسیله افراد توجه داشت.

همچنین باید تفاوت‌های میان زنان و مردان از لحاظ رابطه میان تغذیه و پاسخ‌های روانی را در نظر داشت.

این پژوهشگران همچنین با توجه مقطعی بودن نوع تحقیق‌شان که فقط همراهی و نه رابطه علت و معلولی را تایید می‌کند، بر نیاز به انجام تحقیق‌های طولی و مداخله‌ای تاکید می‌کنند که می‌توانند نشان دهند آیا مصرف مواد مغذی خاص می‌توانند واقعاً به پیشگیری یا کاهش اختلالات سلامت روان کمک کنند یا نه.