خانه فیروزه‌ای > لاله جهانگرد: ما درخت دانشمان را از دست دادیم او سایه‌های بلندی داشت

و شاخه‌هاي نفس‌گيري.

هركس سؤالي داشت

به‌سراغ درخت دانش مي‌رفت

او برگ‌هاي مهرباني داشت

و قلب صادقي

براي تمام پرسش‌ها

پرسشي ديگر

و جوابي ديگر داشت

براي تمام ترديدها

پاسخي

براي بي‌راهه‌ها

راهي

و از ميان بن‌بست‌ها

ما را به كوچه‌باغ‌ها مي‌برد

كوچه‌باغ‌هايي كه خوب مي‌شناخت.

ما

درخت دانشمان را از دست داديم

هرچند هنوز

آن‌چنان كه بايد

ميوه‌هايش را نچشيده بوديم

و سايه‌اش را

به‌تمامي درك نكرده‌ بوديم