حسن پاسیار: خشم اجتماعی یکی از پدیده های اجتناب ناپذیر جوامع مدرن است. تجربه نشان داده است مناسب ترین برخورد جوامع مدرن در مواجه با این پدیده آن است که به خوبی مدیریت شود.

  • چکیده

خشم اجتماعی یکی از پدیده های اجتناب ناپذیر جوامع مدرن است. تجربه نشان داده است مناسب ترین برخورد جوامع مدرن در مواجه با این پدیده آن است که به خوبی مدیریت شود. چنین مدیریتی دارای دو کارکرد مهم وهم عرض است :

1- زمینه‌های مساعدی را برای بروز و ظهور خشم اجتماعی فراهم می‌کند و در نتیجه از زیرزمینی شدن آن که برای منافع ملی کشور بسیار مخرب است جلوگیری می‌کند.

2- با استفاده از شیوه‌های دقیق مانع از تبدیل شدن خشم اجتماعی به خشونت اجتماعی می‌شود و یا آن را به حداقل کاهش می‌دهد.

به نظر می‌رسد بر خلاف برداشت‌های سنتی که در این زمینه وجود دارد ، اجازه و امکان بروز خشم اجتماعی یکی از معیارهای مهم در سنجش عملکرد موفق نظام‌های سیاسی و مدیریت در جوامع مدرن است. از این رو نوشته پیش رو کوششی است که نشان دهد در حال حاضر برخی از کشورها تهدید خشم اجتماعی را به فرصتی برای کمک به منافع ملی خود تبدیل می‌کنند. در این زمینه نگاهی به جنبش برایان در بریتانیا می‌تواند نمونه مناسبی برای واکاوی این پدیده اجتماعی محسوب شود.

کلید واژه‌ها
مدیریت خشم اجتماعی، جنبش برایان، خشونت اجتماعی، منافع ملی

  • مقدمه

وقتی برای اولین بار در سال 2005  آن مرد میان سال را دیدم ویژگی‌های اجتماعی‌اش با معیارهای ذهنی من از فعالین سیاسی جامعۀ بریتانیا به‌درستی قابل انطباق نبود. حتی چهره‌اش به انگلیسی‌های که من تصور می‌کردم شبیه نبود و رفتارش نیز با آنها متفاوت بود. ولی به‌تدریج که با نظام اجتماعی و سیاسی انگلستان بیشتر آشنا شدم نسبت به این شخص و کارکرد فعالیتش در جامعۀ مدرن بریتانیا درک و فهم بهتری پیدا کردم.

برایان ویلیام هو (Brian William Haw) فعال ضد جنگ و صلح طلبی بود که از سال 2001 به مدت ده سال به سیاست‌های انگلیس در حمله به عراق و افغانستان اعتراض می‌کرد. او برای آنکه نارضایتی و خشم خود را از این سیاست‌ها نشان دهد در مقابل پارلمان انگلیس چادری برپا کرده بود و به صورت شبانه روزی در گرما و سرما در آنجا حضور داشت. با توجه به اینکه جنبش برایان در اوج مخالفت‌های ضد جنگ در انگلستان ظهور کرد و استمرار پیدا کرد از این رو این نوشته درصدد است تا با نگاهی به این جنبش اهمیت موضوع مدیریت خشم اجتماعی (Social Anger Management) را با هدف جلوگیری از تبدیل آن به خشونت اجتماعی (Social Violence) در جوامع مدرن نشان دهد.

  • ویژگی‌های جنبش برایان

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های جنبش برایان قائم به شخص بودن آن بود.(1) یک شهروند تصمیم می گیرد که نارضایتی و خشم خود را نسبت به سیاست‌های دولت بریتانیا به شکلی عریان مطرح کند. سمبل او چادری بود که در مقابل پارلمان نصب کرده بود. علاوه بر این یک بلندگوی دستی نیز داشت که هر روز از طریق آن مقامات بلند پایۀ انگلیس را مخاطب قرار می داد و قبل از ورود و پس از خروج شان از پارلمان ، با کلماتی خشن و تند از آنها استقبال و بدرقه می کرد. برایان یک نمایشگاه کوچک تصویری نیز از آثار جنایات سربازان غربی در عراق و افغانستان و همچنین وضعیت اسفبار کودکان غزه در کنار چادر خود برپا کرده بود.

در طول این ده سال ، روز های زیادی بود که مردم و فعالان ضد جنگ برای همبستگی با برایان در کنار او جمع می شدند و علیه سیاست های جنگ طلبانۀ کشورههای غربی در خاورمیانه شعار می دادند. آنها در یک حرکت جمعی بعضی شب ها چادر های تک نفره ای نیز برپا می کردند تا به نشانۀ همبستگی با او شبی را در کنارش به صبح پیوند دهند. بتدریج شهرت برایان جهانی شد(2) و به یکی از جاذبه های توریستی لندن تبدیل شد. جهانگردانی که از لندن دیدن می کردند علاقمند بودند با این چهره جنجالی آشنا شوند و عکسی به یادگار با او بگیرند.

پس ازآنکه پای نشریات و شبکه های تلویزیونی برای معرفی برایان به میان آمد(3) کمپین تک نفره او به نماد تمام عیار جنبش ضد جنگ تبدیل شد. شبکه چهار تلویزیونی انگلستان در سال 2007 لقب الهام بخش ترین شخصیت سیاسی سال را به او اعطا کرد.(4) البته تلویزیون ایران نیز از انعکاس این جنبش بی نصیب نشد. محمود شولیزاده مستند ساز ایرانی فیلم مستندی در مورد برایان ساخت(5) تا به مخاطبین ایرانی نشان دهد که موج رو به گسترش افکار عمومی ضد جنگ در غرب به درب پارلمان انگلیس محکم می کوبد.

کمپین برایان دقیقا در میدان پارلمان و منطقۀ وست مینستر (City of Westminster) در قلب لندن مستقر بود. یعنی منطقه ای که یکی از مهمترین مکان ها برای بازدید گردشگران خارجی است. بنابراین حضور روزافزون تعداد زیادی از مردم در کنار این فعال ضد جنگ باعث شده بود ترافیک سنگینی در این محدوده از شهر ایجاد شود. از این رو این موضوع و همچنین نگرانی های امنیتی پس از یک رشته بمب گذاری های تروریستی در لندن ، بهانه ای شد که نمایندگان پارلمان ، قانونی را به تصویب برسانند که بر اساس آن برایان را مجبور کنند که مقداری از درب اصلی پارلمان فاصله بگیرد.

با این همه برایان که حالا به چهره ای شناخته شده تبدیل شده بود در مقابل این قانون ایستاد و پس از طی مراحل نفس گیرحقوقی ، در نهایت پیروز این میدان شد. (6) رای دادگاه و حمایت طرفداران جنبش ضد جنگ از برایان موجب شد که کماکان محل استقرار کمپین او در روبروی پارلمان تثبیت شود و همچنان خشم و فریاد خود را بر سر دولتمردانی خالی کند که آنها را مسبب جنگ و ویرانی در خاورمیانه می دانست.

  • یافته های از جنبش برایان 

آنچه که ممکن است دربررسی اولیۀ جنبش برایان به فکر خطور کند این است که ظاهرا این جنبش ، اقدامی علیه دولت انگلیس بود زیرا سیاست های جنگی آن را در خاورمیانه با صدای بلند به چالش می کشید. به استناد این فرضیه طبیعی بود که نارضایتی دولت از برایان  بتواند انگیزه لازم را برای رهایی از این دردسر روزمره فراهم کند . در واقع آنچه این فرضیه را تقویت می کرد آن بود که نظام های سیاسی به لحاظ سنتی اقدامات مخالفین خود را بویژه در شرایط جنگی برنمی تابند. در نتیجه ، با توجه به اینکه برایان در زمانی پرچم مخالفت با نظام سیاسی حاکم را برافراشته بود که نیروههای نظامی انگلیس عملا" در خاورمیانه وارد جنگ شده بودند و هر روز کشته و یا مجروح شدن تعدادی از آنها در راس اخبار رسانه های گروهی این کشور قرار می گرفت. بنابراین شاید طبیعی به نظر می رسید که دولت انتظار نداشته باشد که اقداماتی از قبیل آنچه برایان به راه انداخته بود موجب شود که در حمایت افکار عمومی از سیاست خارجی اش در خاورمیانه ، شکاف عمیق تری ایجاد کند.

اما به گمانم اگر با نگاهی دقیق تر به این جنبش نگریسته شود مشخص می گردد نکته مهمی که در این فرضیۀ اولیه نادیده گرفته شده این است که مفاهیم و کارکردهای اقدامات و فعالیت های سیاسی در جهان امروز تغییر کرده است. بر این اساس نمی توان از روش های سنتی برای توصیف و تحلیل شرایط جدیدی که در جوامع مدرن حاکم شده است استفاده کرد. در نتیجه همانگونه که توضیح داده خواهد شد به نظر می رسد که از دیدگاه جامعه شناسی سیاسی جنبش برایان در دهۀ نخست قرن بیست ویکم توانست دستاوردهای مثبت و با ارزشی نیز برای نظام سیاسی انگلیس به ارمغان بیاورد. به عبارتی می توان گفت این جنبش تهدیدی بود که نظام سیاسی توانست آن را به فرصتی در جهت تقویت منافع ملی کشور در حوزه دیپلماسی عمومی تبدیل کند. برای روشن شدن این موضوع در اینجا به برخی از این دستاورد ها اشاره می شود:

1- جهانگردانی که از نزدیک برایان را ملاقات می کردند و یا مخاطبینی که از راه دور در مناطق و کشورهای دیگر جنبش او را بر قاب جعبۀ جادویی ( تلویزیون ) رصد می کردند اولین تصوری که در ذهنشان نقش می بست این بود که رواداری(7) دولت در قبال مخالفین خود در بریتانیا به آن حدی است که اجازه می دهد یک نفر ناراضی در مقابل پارلمان آن کشور برای مدت طولانی بیاستد و هر روز مقامات بلند پایۀ دولتی ، نمایندگان پارلمان و سیاست های کشور را با شعارهای تند خود مورد حمله قرار دهد. بنابراین به نظر می رسد که مخاطبین این موضوع را ناشی از ضعف نظام سیاسی تلقی نمی کردند بلکه آن را نمایانگر استحکام و اعتماد به نفس نظام حاکم در مقابل مخالفین خود می دانستند. و این درحالی بود که به گمانم تهیه کننده فیلم مستند برایان شاید قصد نداشت که مخاطبین ایرانی نیز از فیلم او چنین برداشتی داشته باشند ولی برداشت و قضاوت مخاطبین لزوما" تابع خواست و آرزوی تهیه کننده و کارگردان یک برنامه یا مستند تلویزیونی نیست.

2- برایان شهرداری لندن را در قوه قضاییۀ بریتانیا به چالش کشید. در نتیجه احکامی که دادگاههای بریتانیا به سود این فعال ضد سیاست های انگلیس در عراق و افغانستان و علیه شهردار ( و یا در حقیقت دولت و پارلمان این کشور ) صادر کرد در افکار عمومی داخلی و خارجی این ذهنیت را ایجاد نمود که قوه قضاییه انگلستان مستقل است و از حقوق شهروندی یک نفرانگلیسی در مقابل دولتمردان این کشور حمایت می کند و اجازه می دهد که صدای آن مخالف وناراضی شنیده شود. بر این اساس جنبش برایان نه اینکه قوه قضاییه را تضعیف نمی کرد بلکه بی طرفی آن را در حوزه دیپلماسی عمومی به رخ همگان می کشاند.

3- حضور برایان در روبروی پارلمان و تجمع مخالفین جنگ در خاورمیانه در اطراف او در واقع به یک کاتالیزور اجتماعی در خدمت نظام سیاسی تبدیل شده بود. کارکرد این کاتالیزور آن بود که خشم فرو خفته در زیر پوست جامعه را عریان می نمود و حتی الامکان از انفجار احتمالی آن به اشکال خشونت آمیزجلوگیری می کرد. علاوه بر این دولت را قادر می ساخت که دائما" درجۀ تب افکار عمومی را در قبال سیاست هایش اندازه گیری کند.

4- تجربۀ مواجه با مخالفینی مانند برایان نشان داده است اگر مدیریت جامعه به آنها اجازه بدهد که مخالفت خود را آشکارا مطرح کنند و از زیر زمینی شدن آن پرهیز نمایند این مدیریت می تواند نسبت به انگیزه و دلایل مخالفت ها و نارضایتی ها و همچنین میزان آن در جامعه ، برداشت دقیق تری داشته باشد. در نتیجه در زمان های بحرانی قادر است برای کاهش ، پیشگیری و یا هدایت این نارضایتی ها ، سیاست ها و راه حل های واقع بینانه و دقیق تری را اتخاذ کند.(8)

5- وقتی مدیریت خشم اجتماعی می تواند به نارضایت های جامعه اجازه ظهور و بروز دهد و همزمان آن را از طریق شیوه های غیر خشونت آمیز مدیریت کند ؛ این شیوه به عنوان یک الگوی عرفی در جامعه برجسته و به یک رفتار شهروندی تبدیل می شود. در این صورت شهروندان و بطورکلی افکار عمومی ، هرگونه حرکت احتمالی خشونت آمیز و پرخاشگرایانه را برنمی تابند و انجام دهندگان آن را در جامعه منزوی می سازند. در چنین شرایطی است که اقدامات خشونت آمیز برای مرتکبینش در عرف جوامع مدرن پرهزینه می شود.

6- نباید فراموش کرد که برایان ویلیام هو یک حزب، گروه ، سازمان و جناح خاصی را نمایندگی نمی کرد. او یک نفر بود که حداقل یک دهه از زندگی خود را برای مبارزه علنی با سیاست انگلیس در خاورمیانه وقف کرده بود. انعکاس این جنبش با محوریت یک نفر که در نوع خود کم نظیر بود تا حدودی می تواند منعکس کننده رواداری مدیریت جامعه در قبال مخالفت های باشد که توسط یک فرد، ظهور و بروز پیدا می کند.

7- رسانه های گروهی بریتانیا بویژه رسانه های تصویری تلاش کردند جنبش برایان را برجسته سازند و ابعاد آشکار و پنهان این نارضایتی را نشان دهند و آن را بررسی کنند. این ناراضی خشمگین که دولتمردان انگلیسی را جنایتکار جنگی در عراق و افغانستان خطاب می کرد و خواهان محاکمه آنها بود در برنامه های شبکه های تلویزیونی انگلیس حضور می یافت و از اهداف و آرمان های خود دفاع می کرد. در واقع این حضور و پوشش خبرهای او در رسانه های بومی و داخلی موجب می شد اعتماد عمومی نسبت به این رسانه ها تقویت شود و در نتیجه این رسانه ها نیز به بازوان موثری در خدمت مدیریت خشم اجتماعی تبدیل شوند. این فرایندی بود که در نهایت به سیاست جلوگیری از خشونت اجتماعی کمک می کرد.

  • مدیریت خشم اجتماعی در جوامع مدرن

اشاره این نوشته به موضوع جنبش برایان از این جهت برای جامعۀ امروز ایران با اهمیت تلقی می شود که یادآوری شود یکی از مهمترین مسائلی که در جوامع مدرن بوجود آمده است بحث مدیریت خشم اجتماعی است. بسیاری از صاحب نظران بر اجتناب ناپذیر بودن خشم اجتماعی تاکید می ورزند. آنها معتقدند بروز خشم اجتماعی یک امر ذاتی و بدون علت نیست بلکه ناشی از طبیعت شهروندان یک جامعه است که به دلایلی متفاوت و متنوع نسبت به شرایطی و یا سیاستی ، ناراحت ، عصبانی و حتی خشمگین می شوند از این روضروری نیست برای جلوگیری از بروز چنین احساسی در جامعه به اقداماتی دست زد.بلکه به نظر می رسد که باید زمینه های مساعد برای بروز و ظهور علنی آن را فراهم کرد. اما برای ممانعت از تبدیل این خشم به خشونت (Violence) (9)و در نتیجه آسیب زدن به منافع ملی می توان و باید سیاست ها ، شیوه ها و اقدامات سنجیده و ظریفی بکار گرفت. در واقع در چنین وضعیتی است که مدیریت " خشم اجتماعی " در حیات جوامع مدرن نقش مهمی ایفا می کند. از یک سو چنین مدیریتی زمینه های مناسب را برای روبرو شدن با بروز نارضایتی و خشم اجتماعی مهیا می سازد و از سوی دیگر از سازوکارهای لازم نیزبرای مدیریت و هدایت و درنتیجه جلوگیری از تبدیل آن به خشونت اجتماعی بهره می برد.

  • ایران و مدیریت خشم اجتماعی

در سال های اخیر درجۀ تب خشم اجتماعی در جامعه ما نیز همانند بسیاری از جوامع مدرن بالا رفته است. ولی در بسیاری از مواقع ما شاهد تبدیل شدن این خشم اجتماعی به رفتارهای پرخاشگرانه وخشونت آمیزیم. یکی از نمونه های آن را می توان در حمله به سفارت عربستان سعودی در تهران در سال 1394مشاهده کرد. گروهی از مردم به هر دلیلی نسبت به اعدام یکی از رهبران دینی عربستان ناراضی و خشمگین شده اند. به نظر می رسد که در این مرحله این حق طبیعی و شهروندی آنها است که به نحوی مخالفت و خشم خود را نسبت به این بی عدالتی به جامعه جهانی نشان دهند.

بنابراین گمان نمی رود بسیاری از شخصیت های که این افراد را نفوذی و یا جاسوس و غیره خطاب کرده اند به این گفتۀ خویش کاملا" باور و اطمینان داشته باشند. اگر این فرض را در نظر بگیریم که این حمله بدون سازماندهی و دست های پنهان انجام گرفته باشد و دست های پنهانی ، آن را ایجاد و هدایت نکرده باشند در این صورت شکل ساده مسئله این است که عده ای خشمگین ، کنترل از کف نهاده اند و به سفارت یک کشور خارجی حمله کرده و به آن خسارت وارد کرده اند. این اقدام بر خلاف حقوق و عرف نظام بین الملل بوده است در نتیجه هزینۀ زیادی به کشور تحمیل نموده و چهره کشور میزبان را در جهان مخدوش کرده است.

براین اساس کشور ما که رکورد جدیدی را در حمله به سفارتخانه های خارجی به ثبت رسانده است اگر اقداماتی اساسی و ساختاری انجام ندهد ممکن است این رکورد را در آینده نیز همچنان در اختیار خود داشته باشد و فراتر از آن حتی به نظر می رسد که در این زمینه کشورمان رکورد جدید دیگری را در عرصۀ روابط بین الملل به ثبت برساند .در صورتی که چنین اقداماتی استمرار یابد لاجرم هزینه های دیگری نیز به نظام سیاسی ایران و بویژه در حوزه دیپلماسی عمومی آن تحمیل شود. حالا سوال این است که در برابر چنین پدیده ای چه اقداماتی باید انجام داد ؟ این اقدامات چیست ؟ و در این مورد چه باید کرد؟

به گمانم آنچه که در این زمینه نادیده گرفته شده است ناتوانی مدیران کشور در مدیریت دقیق خشم اجتماعی است. به نظر می رسد هنوز آنها این واقعیت را به عنوان یک پدیده اجتماعی بویژه در جوامع مدرن به درستی درک نکرده اند. بنابراین تعریف دقیقی نیز از خشم اجتماعی ندارند و نمی توانند با آن چگونه روبرو شوند . آنها قادر نیستند که این خشم معطوف به خشونت را بدرستی به خشم مقدسی تبدیل کنند که جوامع امروز برای بقاء و استمرار حیات سیاسی و اجتماعی خود ( یعنی چند صدایی بودن جوامع ) به آن نیازمندند. مدیریت خشم اجتماعی در دنیای جدید ، یک علم است که باید آن را آموخت و یک هنر است که به ظرافت هایش نیز در مرحلۀ اجرا باید توجه کرد و آنها را به دقت بکار گرفت.

البته پدیده خشونت اجتماعی فقط مختص به حوزه سیاست نیست بلکه در سایر حوزه های اجتماعی نیز به وقوع می پیوندد و شیوه مدیریت خاص خود را طلب می کند. در اینجا به موردی در حوزه فعالیت های ورزشی اشاره می شود که می تواند به نحوۀ برخورد با خشونت های اجتماعی از نوع فوتبالی آن نیز در جامعه کمک کند. در سال 2005 پس از آنکه مسابقۀ فوتبال بین تیم ملی ایران با تیم ملی ژاپن پایان یافت تعدادی از طرفداران این ورزش محبوب ایرانی ها در هنگام خروج از ورزشگاه کشته و زخمی شدند. پس از این حادثه ، تعداد از طرفدار خشمگین فوتبال به اماکن عمومی حمله کردند و خسارت‌های زیادی برجای گذاشتند. پس از آن فدراسیون فوتبال آسیا ، به فدراسیون ایران هشدار داد که در صورت تکرار چنین اتفاقاتی ممکن است ایران میزبانی خود را برای مسابقه با تیم های فوتبال خارجی از دست بدهد.

در واقع این حادثه بهانه ای شد که نگارنده پژوهشی را در مورد شیوه های مدیریت خشونت های فوتبال در انگلستان ( Football Hooliganism ) انجام دهد. در اینجا هدف آن نیست که یافته های آن پژوهش مطرح شود ولی فقط به این نکته اشاره می شود که در جریان آن تحقیق مشخص شد که اقدامات نسبتا جامعی برای مدیریت خشونت های که در جریان و پس از مسابقات فوتبال در بریتانیا به وقوع می پیوندند در این کشور انجام می شود. بر این اساس یکی از مهمترین دپارتمان های " دانشگاه لیستر انگلستان" (University of Leicester) فقط به این موضوع اختصاص یافته است و مدت طولانی است که ابعاد مختلف خشونت های ورزشی و راههای مدیریت آن در این دانشگاه تدریس می شود. هرسال تعداد قابل توجهی دانشجو از این دپارتمان فارغ التحصیل می شوند تا به مدیریت خشونت در صنعت فوتبال بریتانیا کمک کنند. وقتی با دوتن از اساتید برجستۀ خشونت های ورزشی در دانشگاه لیستر به نام های اریک دونیک (Eric Dunning) و جان ویلیامز(John Williams) مصاحبه و گفتگوی مفصلی انجام دادم (10) در آنجا پی بردم که آنها به درستی وجود خشم و اجتناب ناپذیر بودن آن را در حوزه فوتبال پذیرفته اند و تمام تلاش خود را بر مدیریت و هدایت آن متمرکز کرده اند تا حتی الامکان به خشونت های اجتماعی منجر نشود.

  • شورش‌های سال 2011 انگلستان و مدیریت مهار خشونت‌ها

کشته شدن مارک دوگان توسط پلیس انگلستان و در پی آن گسترش موج شورش و آتش سوزی در لندن در سال 2011 به نظر می رسد به رغم تلاش های زیادی که در بریتانیا انجام شده است که حتی الامکان از تبدیل خشم اجتماعی به خشونت های احتمالی جلوگیری کند ولی کماکان این کشور با چالش های جدی در این فرایند روبرو است. بر این اساس ، انگلستان در سال های اخیر یک تجربۀ ناموفق را در جلوگیری از خشونت های اجتماعی درکارنامۀ خود به ثبت رسانده است. در واقع اشاره به این تجربه می تواند به اهمیت و فهم بهتر " مدیریت خشم اجتماعی " در مواجهه با بحران های پیش رو کمک کند. در سال 2011 کشته شدن یک جوان سیاه پوست با نام  مارک دوگان ( Mark Duggan ) به وسیله پلیس لندن موجب شد که موجی از آشوب، غارت، سرقت، تعرض و ناآرامی های اعتراض آمیز و خشونت بار مناطقی از لندن ، منجستر ، میدلندز غربی ، مرزیساید ، یورکشایر غربی ، بریستول و چندین منطقه دیگر را در بر بگیرد. (11) و(12) ، مقامات دولتی و امنیتی انگلیس در برابر این شورش ها اقدامات مختلفی انجام دادند تا ضمن فرونشاندن آنها از تکرارشان نیز جلوگیری کنند. در این میان می توان به سه دسته از این اقدامات اشاره کرد:

1- استفاده از مشت آهنین در حمایت رسانه های جمعی برای کنترل شورش ها
رسانه های گروهی و بویژه رسانه های تصویری انگلستان درصدد برآمدند که از همان آغاز ابعاد مختلف شورش را برای مخاطبین خود به تصویر بکشند تا از بروز هر گونه شایعۀ احتمالی جلوگیری کنند. آنها در گزارش های خود و مصاحبه های که با مردم انجام دادند تلاش کردند که در لایۀ دوم پیام گزارش ها و برنامه های خود نشان دهند که افکار عمومی با اقدامات خشونت آمیز مخالف است و عرف جامعه چنین حرکت های را برنمی تابد. سپس نیروهای انتظامی و امنیتی در بستر چنین زمینه سازی های وارد عمل شدند و از طریق مدارک ، شواهد ، عکس ها و تصاویری که از شورشیان جمع آوری کرده بودند تقریبا اکثریت آنها را دستگیر کردند. تعداد زیادی از دستگیر شدگان بلافاصله محاکمه شدند و از جمله احکامی که برای آنها صادر شد می توان به این موارد اشاره کرد: چهار سال زندان برای دعوت مردم به خیابان از طریق رسانه های اجتماعی بویژه فیس بوک، شش ماه حبس برای دزدیدن یک بطری آب، پنج ماه زندان برای زنی که یک جفت کفش دزدیده بود.(13)

2- واکاوی دلایل و انگیزه شورشیان تابستان سال 2011
به نظر می رسد مدیریت خشم اجتماعی در انگلستان بدرستی بر این امر واقف است که شاید بتوان با سرکوب و زندان خشونت های کف خیابان را موقتا از سطح شهر جمع آوری کرد ولی نمی توان انتظار داشت که از این طریق آن را برای همیشه حل وفصل نمود. از این رو از فردای شورش های لندن ، شماری از مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی بسیج شدند تا در مورد ابعاد مختلف این شورش ها تحقیق کنند و نتایج آن را در اختیار مردم و مسئولین قرار دهند. هم اکنون پس از تزدیک به شش سال که از شورش های لندن می گذرد کماکان پژوهش های جدیدتری در مورد ابعاد مختلف شورش های تابستان سال 2011 منتشر می شود.در این پژوهش ها طیف گسترده ای از انگیزه ها ، دلایل اصلی و فرعی مطرح شده اند و برای جلوگیری از وقوع موارد مشابه راه حل های متنوعی به مدیریت جامعه ارائه شده است.

3- گفتگو با شورشیان
مدیریت خشم در بریتانیا پذیرفته است که به هرحال شورشیان نیز شهروندان این کشورند بر این اساس نادیده گرفتن آنها نه اینکه مشکلی را حل نخواهد کرد بلکه به آتشی در زیر خاکستر شورش های سال 2011 تبدیل خواهد شد. از این رو در سالهای اخیر شبکه های معتبر تلویزیونی در انگلستان بستری را فراهم کرده اند تا شورشیان لندن در فیلم های مستند و یا میزگردههای تلویزیونی شرکت کنند و با آزادی از دلایل و انگیزه های نارضایتی خود سخن بگویند و حتی گاهی اوقات از اقدامات خویش نیز دفاع کنند. البته پیامد تحقیقات و گفتگوهای که مطرح شد به اقدامات و سیاست های اجرایی نیز در جامعه منجر شده است با این هدف که از شورش های احتمالی جلوگیری شود. زیرا این تحقیقات و گفتگو ها نشان می دهند همزمان با تحولات و دگرگونی های که در عرصۀ جامعه رخ می دهد و زمینه های از نارضایتی ها و خشم عمومی را به اشکال جدیدی فراهم می کنند همین موضوع این واقعیت را ضروری می سازد که مدیریت خشم اجتماعی باید به موازات رویدادهای جاری دائما به روز شود.

  • نتیجه گیری

خشم اجتماعی یکی از پدیده های اجتناب ناپذیر در جوامع مدرن است. در صورتیکه این خشم به درستی مدیریت نشود ممکن است به خشونت و پرخاشگری فیزیکی تبدیل شود و در نتیجه هزینه ها و خسارت های زیادی به منافع ملی کشور تحمیل کند. در مقابل اگر مدیریت خشم اجتماعی در جامعه مناسب و سنجیده عمل کند در آن صورت می توان انتظار داشت که از تبدیل شدن خشم اجتماعی به خشونت اجتماعی جلوگیری کند و بعلاوه این خشم را که می تواند تهدیدی باالقوه محسوب شود به فرصتی بالفعلی برای تقویت منافع ملی کشورآن را تبدیل کند و در نتیجه دستاوردهای سودمندی را در حوزه دیپلماسی عمومی برای کشور به ارمغان آورد. در این زمینه می توان به جنبش برایان به عنوان نمونه ای در جامعه مدرن بریتانیا اشاره کرد. مدیریت خشم اجتماعی توانست با ظرافت خاصی این پدیده را به یک فرصت تبدیل کند. از آنجا که جوامع مدرن در برابر پدیده خشونت اجتماعی دارای ویژگی های مشترکی اند از این رو به نظر می رسد که استفاده از تجربۀ سایر کشورهها در مدیریت خشونت اجتماعی مهم به شمار می آید. بررسی های که در این زمینه انجام شده است نشان می دهد که نهادهای علمی و تحقیقاتی در برخی از جوامع مدرن موضوع مدیریت خشونت اجتماعی را در حوزه های مختلف جامعه جدی گرفته اند و پژوهشگران ، کارشناسان و دانشجویانی را برای نحوه برخورد با این پدیده تربیت می کنند.

در مقابل به نظر می رسد تا کنون موضوع مدیریت خشم اجتماعی در کشورمان به شکل علمی مطرح نشده است ولذا همین موضوع موجب می گردد پیامدهای خشم های اجتماعی که به خشونت و پرخاشگری منجر می شوند؛ زمینه ساز زیان های جبران ناپذیری برای منافع ملی ایران باشند. در سالهای اخیر در کشور ما اتفاقاتی رخ داده است که پیامد آنها خشم اجتماعی بوده است ولی بدون آنکه این پدیده ( خشم اجتماعی ) به درستی مدیریت شود در برخی موارد به خشونت و پرخاشگری فیزیکی نیز منجر شده است . ویژگی جامعه جوان ایران بستر مساعدی را برای حرکت سریع از خشم به خشونت و پرخاشگری فراهم می کند. این اتفاق می تواند به بهانۀ شکست در یک مسابقۀ فوتبال ، اقدامات و سیاست های کشور در منطقه ، مشکلات محیط زیست و یا حتی درگذشت غیر مترقبۀ یک هنرمند جوان به وقوع بپیوندد. نباید فراموش کرد که فقدان مدیریت کارآمد خشم اجتماعی علاوه بر داخل می تواند در عرصۀ روابط بین الملل نیز تبعات زیان بار و هزینه های زیادی را برای کشور در پی داشته باشد. به گمانم فراهم شدن بسترهای مناسب و مسالمت آمیز برای ابراز خشم اجتماعی احتمالی ، یکی از اقدامات ضروری جامعۀ امروز ایران است زیرا این اقدام نه تنها به منافع ملی خللی وارد نمی کند بلکه تقویت کننده آن است.

  • پانوشت ها:


(1)- Jerome Taylor, "3000 days and counting...The lonely life of Brian", The Independent, 19 August 2009, p. 14.
(2)-John,Rees, "Haw, Brian William ( 1949-2011)" Oxford dDictionary of National Biography, Oxford University Press, Jan 2015, accessed 22 January 2016.
(3)-E.g, "As Long as It Take "Director by Raj Yagnik , 2004, Todesstaub ( 2007) , TerrorStorm: A History of Government- Director and narrator by Alex Jones ( 2006) and taking Liberties.
(4)- Channel 4 award for Brian Haw, The Daily Telegraph, 8 February 2007.
(5)- www.bpmedia.org/shownewsitem.aspx?newsid=30 A review of the film on BP News
(6)-John Rees ( Jan 2015 ). "Haw. Brian William (1949-2011)". Oxford Dictionary of National Biography (online ed) Oxford University Press.

(7)- Tolerance


(8)- یکی از تفاوت های که میان شیوه انگلیسی مدیریت خشم اجتماعی به سبک فرانسوی با سبک انگلیسی وجود دارد آن است که محدودیت های را که فرانسوی ها برای ابراز برخی از مخالفت های شهروندان خود بکار می گیرند موجب می شود برخی از نارضایتی ها به شکل زیر زمینی ابراز شوند و در نتیجه به صورت اقدامات خشونت آمیز ظهور پیداکنند. در مقابل امکان برپایی تظاهرات سالانۀ روز قدس در انگلستان و اختصاص یکی از خیابان های اصلی در مرکز لندن برای ابراز مخالفت های مسلمان در این روز یکی از دهها نمونه های از سبک مدیریت شهری انگلیسی برای مدیریت خشم اجتماعی است.
(9)- خشونت" استفاده از زور فیزیکی علیه فرد ، گروه و یا جامعه ای به منظور قرار دادن دیگران در وضعیتی برخلاف خواست شان است. نتیجه این رفتار می تواند موجب خراب کردن ، آتش زدن ، مجروح کردن و حتی کشتن افراد باشد.

 Krug et al, " World report on violence and health, world Health Organization, 2002

- التبه برخی نیز معتقدتد که فقدان مدیریت خشم می‌تواند به پرخاشگری منجر شود. برای اطلاع بیشتر در مورد "پرخاشگری" به منابع زیر مراجعه شود

-Buss, A.H. ( 1961 ), The psychology of aggression, Hoboken, NJ:John Wlley.
-Anderson, C.A: Bushan, B.J.( 2002), " Human aggression" , Annual Review of Psychology 53 (1) : 27-51.
- Akert, R.M, Aronson, E., & Wilson, T.D. (2010 ) , Social Psychology ( 7th ed.) Upper Saddle River, NJ:Prentice Hall.

(10)- این مصاحبه ها دستمایۀ تولید دو مستند تلویزیونی به نام " Hooliganism " شد که موضوع خشونت در فوتبال را از زوایای مختلف بررسی می کرد و راهکارهای را نیز برای جلوگیری از تبدیل شده خشونت به پرخاشگری مطرح می‌كرد.


(11)- "Riots in Tottenham after Mark Duggan shooting protest" BBC News. 7 August 2011, Accessed 23/January/2016.
(12)- "UK riots: the key facts and figures" the Guardian, 19 August 2011, by Simon Rogers and Lisa Evans, Accessed, 23/01/2016.
(13)- " London riots: Lidl Water thief jaild for six months" The Telegraph, by John-Paul Ford Rojas, 11/ August/2011, accessed 27/1/2016.