هوش مصنوعی با سرعتی چشمگیر در حال تغییر اقتصاد، صنعت و زندگی روزمره مردم است، اما ایران هنوز با مسئله‌ای اساسی روبه‌روست: تعدد متولیان و نبود پاسخ‌گویی روشن. در شرایطی که کشورها برای سهم گرفتن از اقتصاد هوشمند آینده رقابت می‌کنند، اما آیا ایران می‌تواند از ظرفیت علمی و انسانی خود استفاده کند؟

همشهری آنلاین -یکتا فراهانی: هوش مصنوعی دیگر فناوری متعلق به آینده نیست؛ این فناوری همین حالا در حال تغییر صنعت، پزشکی، آموزش، اقتصاد و زندگی روزمره مردم است. کشورها برای عقب‌مانده از این تحول، به دنبال توسعه زیرساخت، جذب استعدادها و تبدیل دستاوردهای علمی به محصولات اقتصادی هستند. در ایران نیز طی سال‌های اخیر شوراها، کارگروه‌ها و برنامه‌های مختلفی برای توسعه این فناوری شکل‌گرفته‌اند، اما یک پرسش همچنان بی‌پاسخ مانده است: وقتی دستگاه‌های مختلف هرکدام خود را متولی هوش مصنوعی می‌دانند، چه کسی مسئول تحقق اهداف و پاسخ‌گویی درباره نتایج است؟


دکتر اباذر کریمی پنابندانی، پژوهشگر حوزه هوش مصنوعی





وقتی همه متولی‌اند، چه کسی مسئول است؟

دکتر اباذر کریمی پنابندانی، عضو کمیسیون هوش مصنوعی سازمان نظام صنفی رایانه‌ای کشور و پژوهشگر حوزه هوش مصنوعی، معتقد است یکی از مهم‌ترین موانع توسعه این فناوری در ایران، پراکندگی تصمیم‌گیری و نبود هماهنگی مؤثر میان دستگاه‌هاست.

به اعتقاد او، مشکل فقط کمبود منابع مالی یا نیروی متخصص نیست؛ بلکه فاصله میان برنامه‌هایی که اعلام می‌شوند و اقداماتی که در عمل به نتیجه می‌رسند، نیز اهمیت زیادی دارد.

در سال‌های اخیر، نهادها و دستگاه‌های مختلفی با تشکیل شوراها، کارگروه‌ها و برنامه‌های گوناگون وارد این حوزه شده‌اند. اصل ورود دستگاه‌ها به موضوع هوش مصنوعی مثبت است، اما وقتی مسئولیت‌ها به‌درستی تفکیک نشوند و هر مجموعه مسیر مستقلی را دنبال کند، نتیجه می‌تواند موازی‌کاری، اتلاف منابع و کندشدن حرکت کشور باشد.



بیشتر بخوانید :


هوش مصنوعی فقط خرید تجهیزات نیست

کریمی چند پرسش اساسی مطرح می‌کند: چه تعداد از صنایع بزرگ کشور واقعاً از سامانه‌های هوشمند استفاده می‌کنند؟ چه میزان از داده‌های دستگاه‌های اجرایی با رعایت امنیت و حریم خصوصی در اختیار پژوهشگران و شرکت‌های فناور قرار گرفته است؟ چه برنامه مشخصی برای تأمین توان پردازشی موردنیاز شرکت‌های ایرانی وجود دارد؟ و مهم‌تر از همه، چه نهادی مسئول ارزیابی نتایج و پاسخ‌گویی درباره اهداف تعیین‌شده است؟

به گفته او، تعداد جلسات، تفاهم‌نامه‌ها و همایش‌ها نمی‌تواند معیار واقعی موفقیت باشد؛ آنچه اهمیت دارد، دستاوردهایی است که در اقتصاد، صنعت و زندگی مردم قابل‌مشاهده باشد

یکی از برداشت‌های نادرست درباره توسعه این فناوری، محدودکردن آن به خرید تجهیزات، راه‌اندازی مرکز داده یا معرفی یک مدل زبانی است. درحالی‌که هوش مصنوعی به یک زیست‌بوم کامل نیاز دارد؛ زیست‌بومی متشکل از نیروی انسانی متخصص، داده باکیفیت، زیرساخت پایدار، سرمایه‌گذاری، قوانین روشن و بازار واقعی.






هوش مصنوعی منتظر نظام اداری نمی‌ماند

سرعت تحولات جهانی در این حوزه بسیار بالاست. شرکت‌های بزرگ فناوری در فاصله‌های زمانی کوتاه محصولات و مدل‌های جدیدی عرضه می‌کنند و کاربردهای تازه‌ای برای هوش مصنوعی به وجود می‌آورند. در چنین شرایطی، طولانی‌شدن تصمیم‌گیری‌ها، مکاتبات اداری و اختلاف‌نظرهای سازمانی می‌تواند فرصت رقابت را از شرکت‌های داخلی بگیرد.

از نگاه این پژوهشگر، نمی‌توان انتظار داشت کسب‌وکارهای ایرانی در بازاری رقابت کنند که هر روز تغییر می‌کند، اما برای دریافت مجوز، دسترسی به داده یا حل مشکلات سازمانی ماه‌ها و حتی سال‌ها منتظر بمانند.





سرمایه انسانی؛ ظرفیتی که نباید از دست برود

ایران از نیروهای مستعدی در حوزه ریاضیات، برنامه‌نویسی، علوم داده و یادگیری ماشین برخوردار است، اما استعداد زمانی به ثروت ملی تبدیل می‌شود که امکان فعالیت، رشد حرفه‌ای و دسترسی به امکانات لازم فراهم باشد.

این کارشناس هوش مصنوعی هشدار می‌دهد که اگر متخصصان با امکانات محدود و آینده شغلی نامطمئن مواجه باشند، خطر ازدست‌رفتن سرمایه انسانی کشور و افزایش وابستگی به فناوری‌های خارجی جدی‌تر خواهد شد.

به همین دلیل، توسعه هوش مصنوعی فقط به تأمین تجهیزات و زیرساخت محدود نمی‌شود؛ ایجاد محیط مناسب برای فعالیت متخصصان و فراهم‌کردن امکان مشارکت شرکت‌های فناور نیز ضروری است.





پنج سال دیگر چه پاسخی خواهیم داشت؟

توسعه هوش مصنوعی فقط یک رقابت علمی و فناورانه نیست؛ آینده اقتصادی کشور در حوزه‌هایی مانند کشاورزی، انرژی، سلامت، صنعت و خدمات عمومی نیز به توانایی استفاده از این فناوری وابسته است. صرف برخورداری از مقالات علمی، رتبه‌های دانشگاهی یا حضور در رویدادهای بین‌المللی برای ایجاد مزیت اقتصادی کافی نیست؛ این دانش باید وارد فرآیندهای واقعی تولید و تصمیم‌گیری شود.

کریمی معتقد است هنوز برای اصلاح مسیر فرصت وجود دارد، اما این فرصت نامحدود نیست. تأخیرهای چندساله در حوزه‌ای با چنین سرعت تحولی می‌تواند فاصله‌ای ایجاد کند که جبران آن بسیار دشوار و پرهزینه باشد.

در نهایت، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: اگر پنج سال دیگر درباره سهم ایران از یکی از مهم‌ترین تحولات فناوری تاریخ سؤال شود، آیا پاسخی فراتر از تعداد جلسات، اسناد، احکام و همایش‌ها خواهیم داشت؟