به گزارش همشهری آنلاین، پژوهشگران دانشگاه کلمبیا در آمریکا گزارش دادند که در میان مردان، سابقه شغلی ناپیوسته (غیرمستمر) با داشتن مغزی که بر اساس آزمونهای شناختی حدود هفت سال پیرتر از حد معمول است، برابری میکرد.
یافتههای این پژوهشگران همچنین نشان میدهد که بازنشستگی زودهنگام، آسیبپذیری در برابر زوال عملکرد مغز را افزایش میدهد. این مطالعه نشان داد که برای زنان، بازنشستگی زودهنگام یا دورههای طولانی دوری از بازار کار، تا شش سال به روند پیری مغز میافزود.
در مجموع، پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که حفظ شغل ثابت، مهمترین عامل شغلی برای محافظت از سلامت شناختی است. به عبارت دیگر، داشتن شغل به سلامت مغز کمک میکرد، حتی اگر فرد نگران بود که ممکن است هر لحظه شغل خود را از دست بدهد. نتایج مطالعه حاکی از آن است که تداوم اشتغال — و نه احساس ذهنی امنیت شغلی — ممکن است عامل محافظتی مهمتری در برابر پیری شناختی باشد.
این پژوهشگران برای انجام این مطالعه جدید دادههای یک پژوهش در حال اجرا درباره سلامت و بازنشستگی آمریکاییها را تحلیل کردند و سوابق شغلی و عملکرد مغزی بیش از ۲۴۰۰ نفر را مورد بررسی قرار دادند. این تیم تحقیقاتی، افراد مذکور را به مدت ۱۶ سال، از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۱۴، زیر نظر داشت.
هدف تیم پژوهشی این بود که دریابد آیا احساس ناامنی شغلی در فرد، تأثیر منفی بیشتری بر سلامت مغز او دارد یا سابقه واقعی اشتغال او. در پایان مطالعه، حدود ۳۰ درصد از زنان و ۳۱ درصد از مردان دچار اختلال شناختی خفیف یا زوال عقل شده بودند.
نتایج نشان داد مردانی که سابقه شغلی ناپیوسته داشتند، معمولاً نمرات شناختی پایینتر و احتمال بیشتری برای ابتلا به اختلال شناختی نشان میدادند.
به همین ترتیب، زنانی که زود بازنشسته شده یا دورههای طولانی بدون شغل سپری کرده بودند، نمرههای حافظه پایینتر و اختلال در عملکرد اجرایی (فعالیت مغزی مرتبط با برنامهریزی و تصمیمگیری) داشتند.
به گفته این پژوهشگران، این مطالعه با در نظر گرفتن احساس ذهنی ناامنی شغلی در کنار سوابق شغلی بلندمدت، تصویر روشنتری از چگونگی تأثیر ابعاد روانی-اجتماعی کار در طول چندین دهه ارائه میدهد.
این یافتهها همچنین پیامدهای مهمی برای پیشگیری از زوال عقل و سیاستگذاریهای بهداشت عمومی دارند. تداوم اشتغال در دوران میانسالی ممکن است عاملی قابلتغییر و مرتبط با وضعیت شناختی در دهههای بعد باشد. سیاستهایی که از حفظ پیوند با بازار کار حمایت میکنند، جابهجاییهای شغلی ناخواسته را کاهش میدهند و دسترسی به مشاغل نیازمند فعالیتهای ذهنی را در طول میانسالی گسترش میدهند، میتوانند به ارتقای سلامت شناختی در دوران سالمندی کمک کنند.