همشهری آنلاین-سحر جعفریان عصر: یکی از پیکرها، کالبد یا جسم جوانی سی و چند ساله است که بر اثر تصادف جان باخته، پیکر دیگر، کالبد مرد چهل و چند سالهایست که در کشاکش درگیری قلبش از تپش ایستاده و پیکر آخر نیز به پسری حدودا ۲۰ ساله تعلق داشته که مدتی در بیمارستان بستری بودهاست. علاوه بر پیکرهای خوابانده در محلول فیکس، بافتهایی مانند قرنیهچشم، دریچه قلب، استخوان لگن و چند عضو دیگر از اجساد دیگر، اینجا در این بانک متفاوت دیده میشود. این پیکرها، اهدایی صاحبانشان پیش از مرگ و یا اولیایشان پس از مرگ هستند که قرار است به کار پیوند برای نجات جان بیماری و یا آموزش پزشکی بیایند. کالبدهای اهدایی راه دانشگاه را برای آموزش علوم تشریح به دانشجویان پیش میگیرند و بافت و اعضای اهدایی اجساد نیز براساس پروتکلهای پزشکی قانونی و علوم پزشکی به بیماران پیوند داده میشود. در این باره با محسن صابری، رئیس مرکز تحقیقات پزشکی قانونی به گفتگو نشستیم.
بانکی برای اعضای بدن مردگان
تابلوی «بانک سلول، بافت و عضو» سر درِ اتاقی بزرگ در یکی از راهروهای تنگ و سرد مرکز تشخیصی و آزمایشگاهی پزشکی قانونی تهران، کهریزک به چشم میآید. جز، یکی دو پزشک، کسی اجازه ورود به اتاق بانک را ندارد. داخل اتاق بانک، گاهی بویی تند و تلخ از لای درزِهای اطراف در ورودیاش میگذرد و به هوایسنگین راهرو میرسد. پشت در، یک سالن تقریبا بزرگ و چند اتاق تو در توست؛ اتاقهای جراحی و آمادهسازی پیکر یا همان کالبدهای اهدایی. سازه و وسایل پرشمار در هر یک از اتاقها، تختهای فلزی و مشبک، قفسههایی سرتاسری و انباشته از انواع مولاژ طبیعی و ساختگی، دبههای ۲۰ و ۳۰ لیتری اقسام محلولهای شیمیایی، بسیاری تجهیزات جراحی و تعدادی یخچال اجسادند.
سکوت همه اتاقهای بانک اغلب اوقات با صدای قیژقیژ هواکش صنعتی و فن قوی که شبانهروز روشن است -تا ریههایجراح عمومی، متخصص پزشکی قانونی و علوم تشریحی و فوقتخصص آناتومی آسیب نبیند- شکسته میشود. این چند پزشک هر صبح تا عصر در بانک سلول، بافت و عضو مشغول برداشت تعدادی سلول، بافت و عضو و همچنین مهیا کردن پیکرهایی برای آموزش تشریح به دانشجویان پزشکی در دانشگاهها هستند.
چند استخوان و تاندون و برشی پوست
هر صبح، آناتومیست (متخصص کالبدشناسی) بانک به وضعیت کالبدهای خوابانده در حوضچههای لبریز از محلول فیکس رسیدگی میکند تا خیالش از فرآیند تخلیه تدریجی و کامل عروق از خون، مایعات و آنزیمهای تخریبکننده کالبد راحت شود. نگاهی هم به پرونده ۹ اهداکننده کالبد (آمار ۶ ماهه نخست ۱۴۰۵) میاندازد که به تازگی فرم ثبتنام اهدای کالبد آموزشی را پر کردهاند تا بعد از مرگ، جسدشان به کار علم و دانشجو بیاید. این همان وقتیست که آقای آناتومیست زیر لب زمزمه میکند: «انشالله حالا حالاها، تنتون سالم و عمرتون بلند باشه». خاطرش است که سال گذشته، ۴۵۰ نفر قبل از فوت پرونده برای اهدای جسم و جسدشان تشکیل دادهبودند. زمزمه معمول دیگری هم دارد؛ فاتحهخوانی آن هم وقتی که پیکری را تازه به واحد آمادهسازی کالبد انتقال میدهند.
محسن صابری در این باره توضیح میدهد: «همزمان با آناتومیست، جراح عمومی همراه یکی، دو دستیار در اتاق جراحی، سرگرم برداشتن قرنیه چشمی، دریچه قلبی، استخوان لگنی، تاندون دستی، برش پوست یا نسوج دیگر از پیکر متوفیانیست که پیشتر مددکاران پزشکی قانونی، رضایتاولیایشان را برای اهدای بافت و عضو جلب کردهاند.» به گواه آخرین آمار انتشار یافته از سوی مرکز تحقیقات پزشکی قانونی، جراح و دستیارانش بیشتر، قرینه چشم و دریچه قلب و بعد بافتهای استخوانی از پیکرهای اهدایی، برداشت میکنند.
باقیاتالصالحات با قرنیه چشم و دریچه قلب
بیرون از اتاقهای بانک سلول، بافت و عضو در مجتمع عروجیان بهشتزهرا، مددکاران پزشکی قانونی نیز گوشهای از کار را بر عهده گرفتهاند. مددکاران به آنها که برای غسل و دفن متوفی خود آمدهاند بعد از تسلیت و طلب صبر، با رعایت همه مسایل اخلاقی، شرعی و قانونی توضیح میدهند: «خدا رحمتشون کنه...اینم یه جور باقیاتالصالحاته...میدونید همین الان چند نفر تو صف انتظار برای پیوند دریچه قبل یا قرنیه چشمن؟ باورتون میشه سالای قبل بیشتر از ۴هزار بیمار از مرگ نجات پیدا کردن چون بعضی از اولیای متوفی رضایت به اهدایبافت متوفاشون دادن!» و بعد صحبتهایشان با جملاتی شبیه «نگران جای تخلیه و برداشت بافت اهدایی هم نباشید؛ با پروتز پر میشن...اگه اهدای کامل کالبد متوفیتون رو هم بپذیرید، بعد از چند سال، بقایای متوفیتون توی قطعهای خاص از بهشتزهرا دفن میشه...» به پایان میرسد.
واکنش متداول اولیای متوفیان نیز چنین است؛ یا میپذیرند و یا با داد و هوار میگویند: «یعنی جسدفروشی کنم؟ اونم جسد مادرم، پدرم...». رئیس مرکز تحقیقات پزشکی قانونی میگوید: «مددکاران، حواسشان به حدود ۵۰ جسدی که روزانه به دستور قضایی سر از پزشکی قانونی درمیآورند، هست. از میان آن اجساد به طور میانگین فقط ۳ یا ۴ جسد با توجه به استانداردهای بانک، شرایط اهدای بافت و عضو را دارند؛ اجساد آقایان باید زیر ۶۵ سال و خانمها زیر ۵۵ سال باشد و همچنین اثری از ابتلا به بیماریهایی مانند سرطان، خودایمنی، عفونتهای خونی واعتیاد در اجساد کاندید، دیدهنشود. مددکاران حتی به سابقه کیفری و حضور صاحبان اجساد در کمپهای ترک اعتیاد هم توجه میکنند.»
پزشکان و آنزیمهای مفسدِ جسمی
در ادامه، مددکاران با فرمهای امضا شده و اعلام رضایت اولیای متوفیان به اهدای چند بافت و عضو از پیکر متوفیان به بانک بازمیگردند. در کمتر از ۲۴ ساعت باید بافت و عضو اهدایی از پیکر خارج شود تا از آسیب آنزیمهای مرگ، در امان بمانند. از اینروست که جراح عمومی و دستیارانش اغلب، چاقو و قیچی و سوزن به دست، حاضر به یراقند تا بافتها و عضوهای اهدایی رابه مصارف پزشکی و درمانی و آموزشی برسانند. آنها خوب میدانند که باید زودتر از تخریب آنزیمی جسد کار را تمام کنند. در اتاق مجاورشان، آقای آناتومیست هنوز سرگرم ۳ پیکر در حال فیکس شدن است و غلظت نسبتهای ترکیبی محلول حوضچههایرا دوباره بررسی میکند تا آسیب بافتی اتفاق نیفتد. به روزی فکر میکند که هر یک از این پیکرها بر تخت سرد و مرطوب سالن تشریح دانشگاهی دراز کشیدهاند و دانشجویانی هیجانزده و رنگپریده، دورشان جمع شدهاند؛ عضوی از پیکرها را لایهلایه برُش میزنند، به بافتهای نادیده زیرپوستی میرسند و با کنجکاوی گوش به درسهای استاد میدهند.
حوالی عصر، نمایندگان ۲ شرکت فرآوری نسوج، پشت درِ بانک در راهرویپزشکی قانونی کهریزک منتظر میایستند تا بافت و عضوهای برداشت روز را تحویل بگیرند و ببرند به جایی که با فرآوری، آماده پیوند شوند و یا با تبدیل به پودر استخوان به کار کاشت ایمپلنت بیایند و یا تکه پوستی شوند بر پوست سوخته بیماری…نجات زندگی، صدها و شاید هزاران بیمار، پایان سفر یک تکه از بافت و یا عضوی از یک جسد است…همچنان که آموزش و تعلیم نیز پایان سفر کالبدهای اهداییست. با این همه هنوز مسایل ناگفته مانند واردات نسوج، افزایش تعداد دانشجویان پزشکی و کمبود کالبد برای آموزش عملی علوم تشریح بسیار است.