همشهری آنلاین - ثریا روزبهانی، روزنامهنگار: جوانان داوطلب در گروه جهادی جنوب غرب تهران با همت و تلاشی خالصانه، پرچم خدمترسانی را برافراشته و مرهمی بر این زخم میگذارند.این گروه جهادی با همکاری شهرداری منطقه۱۸کارگاهی مجهز که برای برش شیشه در خیابان بافان راهاندازی کرده است تا به خانوادههای خسارتدیده خدمت کنند.
از همان روز نخست تمامی تجهیزات مورد نیاز از جمله میزهای کار، دستگاههای برش و ابزارهای فنی در اختیار گروه جهادی قرار گرفت تا هیچ مانعی در مسیر خدمت نباشد. نیروهای شیشهبری قرارگاه جنوب غرب تهران عمدتاً از طریق اطلاعیههای ثبتنام قرارگاه معرفی میشوند. حسین صادق، مسئول شیشهبری قرارگاه جنوب غرب تهران، درباره فعالیت این گروه جهادی میگوید: «پس از ثبتنام هر دوره ، بر اساس فرصت زمانی ، افراد مورد نیاز به گروههای مختلف تقسیم میشوند. بسیاری از داوطلبان حتی اگر تخصص مستقیم در کار شیشهانداختن و شیشهبری نداشته باشند، خیلی سریع آموزش میبینند و وارد چرخه کار میشوند. مهارت کار در اندازه زدن درست و کار با ابزار باعث میشود این افراد در مدت کوتاهی در نصب و فراهم کردن شیشههای مناسب با اندازههای مختلف مسلط شوند. به این ترتیب، کارگاه نه تنها یک محل تولید، بلکه یک مدرسه مهارتآموزی جهادی شده است؛ جایی که هر روز نیروهای تازهنفس وارد میشوند، آموزش میبینند، تجربه کسب میکنند تا با همه توان در خدمت مردم باشیم.»
آموزش، تحول، خدمت بیمنت
در این مجموعه، نیروهای داوطلب جهادی بهصورت دورهای به کار گرفته میشوند. هر گروه حدود ۱۰روز در محل میماند و پیش از آغاز به کار، آموزشهای لازم در سه مرحله را فرامیگیرند؛ اندازهگیری و نصب شیشه، آموزش نرمافزار برش، و فرایند بستهبندی و کدگذاری برای ارسال. حتی نیروهایی که صرفاً مسئول چیدن و ارسال هستند، با دقت آموزش دیدهاند تا هیچ خطایی در روند خدمت به مردم پیش نیاید. امروز، این کارگاه نه تنها محلی برای کمک به مردم، بلکه نمادی از اتحاد، تخصص، خلاقیت و روحیه جهادی جوانان ایرانی است.»
ابتکار در کار جهادی
در این کارگاه هر مرحله از کار، با نظم و برنامهریزی دقیق انجام میشود. از اندازهگیری و ثبت اطلاعات منازل آسیبدیده گرفته تا برش دقیق شیشهها با نرمافزارهای تخصصی؛ جهادیها تمام تلاش خود را کردهاند تا کمترین میزان پرتی و هدررفت شیشه را داشته باشند. صادق از ابتکار این گروه میگوید: «با تجمیع اندازههای چند منزل در نرمافزار و برنامهریزی هوشمندانه، میزان پرتی شیشه به کمتر از پنج درصد رسیده؛ رقمی که در میان کارگاههای مشابه سراسر تهران بینظیر است. تمامی شیشهها پیش از ارسال، کدگذاری و برچسبگذاری دقیق میشوند؛ روی هر قطعه شیشه ابعاد و آدرس منزل درج شده تا هنگام نصب، تیمها بدون سردرگمی بتوانند در کمترین زمان ممکن کار را به پایان برسانند. حتی فرایند ارسال نیز بر اساس مسیر خیابانها تنظیم شده تا هیچ اتلاف زمانی در رفتوبرگشتها رخ ندهد.»
نیروهای داوطلب توانمند می شوند
یکی از جذابترین جنبههای فعالیت کارگاه جهادی، فضای آموزشی و یادگیری در آن است. جوانان و داوطلبان از سراسر کشور وارد کارگاه میشوند و تنها در دو روز، مهارت کامل کار با دستگاه برش و نصب شیشه دوجداره را فرا میگیرند. همین انتقال سریع تجربه و تخصص باعث شده بسیاری از نیروهای داوطلب نهتنها برای خدمترسانی، بلکه برای یادگیری و رشد شخصی نیز مشتاقانه به این مجموعه بپیوندند .آموزشهای کاربردی در کارگاه باعث شده حتی کسانی که پیشتر هیچ تجربهای در کار فنی نداشتند، در مدت کوتاهی توانمند شوند و بتوانند وارد عرصه ساختوساز یا بازسازی منازل آسیبدیده شوند.»
لحظههای شیرین روزهای تلخ
در میان صدها خاطره از روزهای سخت کار، یکی از لحظات زیبا هنوز در ذهن اعضا مانده است؛ دیدار با خانوادهای که پدر جانباز ۸۰ درصد شیمیایی آن در بیمارستان بستری بود. خانهشان در سرمای بدون شیشه مانده بود. وقتی تیم جهادی شیشههای دوجداره را نصب کرد و گرما به خانه برگشت، اشک شوق و لبخند آن خانواده، همه خستگیها را از دل بچهها برد و دعای خیرشان بدرقه راهشان شد. صادق میگوید: «آنها به گردن ما حق دارند، نه ما به گردنشان. ما فقط وظیفهمان را انجام دادیم. جملههای سادهای که میشنویم برای ما همهچیز است؛ مثلا، برای نصب شیشه به یک خانه رفتیم. یک دختربچه سه چهار ساله داشتند. همینکه ما وارد شدیم و دختربچه فهمید قرار است شیشه نصب شود، با خوشحالی گفت: "آخ جون، دیگه از امشب سردم نمیشه." این صحنههاست که خستگی را از تن جهادگران بیرون میبرد. بسیاری از نیروها وقتی دوره حضورشان تمام میشود، حاضر نیستند بهراحتی کارگاه را ترک کنند. حتی اگر برگردند شهر خودشان، بعد از یکی دو روز، با اولین فراخوان دوباره اعلام آمادگی میکنند.» این جملهها شاید خلاصهای از تمام معنای جهاد باشد؛ کاری که از دل مردم برمیآید برای مردم، بیمزد، بیادعا و با عشق.»
تغییر مسیر زندگی در فضای جهادی
در کارگاه، هیچ محدودیت سنی وجود ندارد. از جوان بیستساله تا مرد هفتادساله، همه در کنار هم کار میکنند. همکاری نسلها در اینجا معنای تازهای یافته است؛ همافزایی تجربه پیشکسوتان و انرژی جوانان، کارگاه را به محیطی پویا و الهامبخش بدل کرده است. در میان داوطلبان، داستانهای تأثیرگذار فراوان است. مسئول کارگاه از اتفاقات تاثیرگذار در این گروه جهادی برایمان روایت میکند: «یکی از نیروها که روزگاری به دلایل مختلف مسیر زندگیاش با مشکلاتی همراه بود و حتی اعتقادات و باورهای متفاوتی هم نسبت به اعضای گروه داشت، در دوران جنگ تحمیلی سوم، داوطلبانه به جمع جهادگران پیوسته و اکنون شبانهروز با تمام توان برای کمک به هموطنانش کار میکند. او میگفت:" قبلاً فکر میکردم این کارهای جهادی فقط توی فیلمهاست. اما وقتی آمدم و دیدم چطور همه برای مردم کار میکنن، دیدم اشتباه میکردم. اینجا آدم، خودش را دوباره پیدا میکند. " نمونههای دیگری هم هستند؛ مردی از روستای رشتخوار که با وجود داشتن خانواده، تصمیم گرفته تا پایان کارگاه بماند و بگوید تا وقتی شما کار دارید، من هستم. چنین حضورهایی نشان از ایمان، تعهد، و دلباختگی به خدمت دارند.»
خدمت در دل شرایط سخت
شرایط کاری برای نیروهای جهادی آسان نیست؛ بعضاً روزی ۱۰ تا ۱۲ ساعت کار مداوم، با حداقل استراحت. اما فضای کار، رنگ و بوی دیگری دارد. حسین صادق ،مسئول شیشهبری قرارگاه جنوب غرب تهران میگوید: «کارگاه شیشهبری و نصب ما هر روز از ساعت ۸ صبح تا ۶ بعد از ظهر فعال است و در این بازه زمانی، هم عملیات برش و آمادهسازی شیشه انجام میشود، هم تیمهای نصاب برای خدمترسانی به منازل اعزام میشوند. با وجود خستگی شدید، وقتی آخر شب به خوابگاه برمیگردیم، وجدانمان آسوده است و روحیهمان شاد. چون میدانیم امروز برای خانوادههایی کار کردهایم که در شرایط جنگی، با همه سختیها صبورند؛ مخصوصاً خانههایی که بچههای کوچک دارند و خوشحالی شان برای ما بزرگترین پاداش است.» برای عضویت در این کارگاه، هیچ محدودیت سنی وجود ندارد. از جوان بیستساله تا مرد هفتادساله، همه در کنار هم کار میکنند. همکاری نسلها در اینجا معنای تازهای یافته است؛ همافزایی تجربه پیشکسوتان و انرژی جوانان، کارگاه را به محیطی پویا و الهامبخش بدل کرده است. در میان داوطلبان، داستانهای تأثیرگذار فراوان است. مسئول کارگاه از اتفاقات تاثیرگذار در این گروه جهادی برایمان روایت میکند: «یکی از نیروها که روزگاری به دلایل مختلف مسیر زندگیاش با مشکلاتی همراه بود و حتی اعتقادات و باورهای متفاوتی هم نسبت به اعضای گروه داشت، در دوران جنگ تحمیلی سوم، داوطلبانه به جمع جهادگران پیوسته و اکنون شبانهروز با تمام توان برای کمک به هموطنانش کار میکند. او میگفت: قبلاً فکر میکردم این کارهای جهادی فقط توی فیلمهاست. اما وقتی آمدم و دیدم چطور همه برای مردم کار میکنن، دیدم اشتباه میکردم. اینجا آدم، خودش را دوباره پیدا میکند. نمونههای دیگری هم هستند؛ مردی از روستای رشتخوار که با وجود داشتن خانواده، تصمیم گرفته تا پایان کارگاه بماند و بگوید تا وقتی شما کار دارید، من هستم. چنین حضورهایی نشان از ایمان، تعهد، و دلباختگی به خدمت دارند.»
اطلاعرسانی و ثبتنام داوطلبان
قرارگاه جهادی جنوب غرب تهران، برای جذب نیروهای داوطلب و همچنین اطلاعرسانی به مردم، از بسترهای رسانهای و پیامرسانهایی مانند ایتا و بله استفاده میکند. تصاویر فعالیتها، شیوه ثبتنام، و گزارشهای روزانه از همین طریق منتشر میشود تا هم مردم در جریان کار قرار بگیرند، هم داوطلبانی که مایل به همکاری هستند، با شرایط حضور آشنا شوند.
کار ما تعطیلی ندارد
در کنار همه تلاشها و فعالیتهای شیشهبری قرارگاه جنوب غرب تهران، یکی از نکات مهمی که مسئول قرارگاه جهادی بر آن تأکید دارد، لزوم رعایت فرایند اداری و ثبت اطلاعات است. او میگوید: «بعضی از شهروندان، با نیت خوب و اعتماد به جهادگران، بهصورت حضوری به کارگاه مراجعه میکنند و توقع دارند همان لحظه کارشان انجام شود. گاهی اگر کار فوری انجام نشود، ممکن است ناراحت یا دلخور شوند، اما واقعیت این است که برای اینکه کار منظم، عادلانه و بدون خطا پیش برود، لازم است همه چیز در یک چارچوب مشخص انجام شود. اینطور نیست که کسی نخواهد کار مردم را راه بیندازد. اما هر خدمتی باید در قالب یک پروسه مشخص انجام شود؛ فرمها باید تکمیل شود، کارشناس تأیید کند، محل حادثه و میزان آسیب ثبت شود، آمار و گزارش کار دقیق تهیه شود. اگر این نظم نباشد، ممکن است برای یک خانه دو بار شیشه ارسال شود، یا شیشه اشتباه بریده شود، یا کاری خارج از محدوده تعیینشده انجام شود. برای همین، ما بدون هماهنگی با ناحیه و بدون طی کردن روند اداری، اجازه شروع کار نداریم. خوشبختانه این روند اداری بهگونهای طراحی شده که کاملاً کوتاه و سریع باشد.
از لحظه پر کردن فرم تا حضور کارشناس و انجام اندازهگیری، معمولاً کمتر از یک روز زمان میبرد. پس از شناسایی، گروه جهادی با هماهنگی کامل وارد عمل میشود تا حقی از کسی ضایع نشود و کمکها دقیقاً به دست آسیبدیدگان واقعی برسد. از هفتم فروردین که کارگاه راهاندازی شد و از نهم ماه که رسماً وارد مرحله بهرهبرداری شد، اعضای گروه جهادی حتی یک روز تعطیلی نداشتهاند. نه تعطیلات رسمی، نه مناسبتها، نه روزهای جمعه؛ جهادگران هر روز پای کار بودهاند. این حضور مستمر، علاوه بر سرعتبخشی به کار، رضایت مردم را به شکلی چشمگیر افزایش داده است. اکنون، کارگاه شیشه دوجداره با چهار نفر نیروی ثابت فعالیت میکند. کارگاه برش و ارسال نیز چهار نفر نیروی ثابت دارد. علاوه بر آن، چهار تیم نصاب فعال هستند و هر تیم سهنفر عضو دارد. در مجموع، حدود ۲۰نیروی ثابت در کارگاه مشغولاند. در روزهای تعطیل که نیروهای بومی تهران امکان حضور بیشتری دارند، ظرفیت کارگاه افزایش پیدا میکند. همچنین برخی از داوطلبان تهرانی که در ساعات صبح مشغله کاری دارند، عصرها چند ساعت به کارگاه میآیند و پس از آموزش کوتاه، در نصب یا حمل کمک میکنند تا خدمترسانی متوقف نشود.»