در روزهایی که جامعه همچنان درگیر تبعات بحران بزرگی مثل جنگ است، بازگشت به زندگی عادی برای بسیاری از مردم با چالش‌های روانی متعددی همراه شده است. در این میان روانشناسان یک توصیه مهم برای برگشت به زندگی نسبتا عادی دارند.

همشهری‌آنلاین - پروانه بندپی: در روزهایی که جامعه همچنان درگیر تبعات بحران بزرگی مثل جنگ است، بازگشت به زندگی عادی برای بسیاری از مردم با چالش‌های روانی متعددی همراه شده است. در این شرایط، از بین توصیه‌های متعددی که روانشناسان برای بازگشت به زندگی عادی دارند، یکی از توصیه‌ها نقش «معنای زندگی» در ترمیم وضعیت روانی است. به گفته روانشناسان، بحران‌های بزرگ اغلب زمینه‌ساز طرح دوباره پرسش‌های بنیادین درباره هدف و معنای زندگی می‌شوند. مفهومی که می‌تواند در فرآیند بازسازی روانی افراد، نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشد.

طَهورا جَربان، روانشناس و مشاور نیز در گفت‌وگو با همشهری‌آنلاین، «بازتعریف معنای زندگی» را یکی از راهکارهای مهم برای بازسازی وضعیت روانی افراد بعد از بحران جنگ چهل‌روزه عنوان می‌کند. این روانشناس به کتاب مشهور «انسان در جستجوی معنا» اثر «ویکتور فرانکل» (روانپزشک اتریشی و بنیانگذار شیوه درمانی معنادرمانی) اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد: این کتاب روایت تجربه شخصی فرانکل در دوران اسارت در جنگ جهانی دوم است؛ جایی که او تلاش می‌کند پاسخ این پرسش را پیدا کند که چطور در سخت‌ترین شرایط، امکان ادامه زندگی وجود دارد. به گفته این روانشناس، مطالعه این اثر به‌ویژه بعد از بحران‌های عمیقی مانند جنگ می‌تواند به افراد کمک کند تا با پدیده‌ای به نام «بحران معنا» مواجه شوند.

جربان می‌گوید: بعد از انتشار این کتاب، رویکردی در روانشناسی با عنوان «معنادرمانی» شکل گرفت که بر کمک به افرادی تمرکز دارد که احساس می‌کنند معنای زندگی خود را از دست داده‌اند. این رویکرد در بازیابی هویت فردی نقش مهمی دارد و به افراد کمک می‌کند تا دوباره این پرسش را از خود مطرح کنند که «از این پس می‌خواهم چه چیزی بسازم؟»

بیشتر بخوانید؛

او با توضیح مفهوم «درآمیختن رنج با معنا» اظهار می‌کند: در این نگاه، رنج به ‌عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی انسانی در نظر گرفته می‌شود و این انسان است که با مواجهه با رنج، می‌تواند به زندگی خود معنا بدهد. به گفته او، در نبود رنج و چالش، انگیزه رشد و حرکت هم کاهش می‌یابد و نوعی رکود و بی‌معنایی در زندگی شکل می‌گیرد.

این روانشناس در توضیح بیشتر می‌گوید: انسان زمانی رشد می‌کند که هدفی برای دستیابی داشته باشد و برای رسیدن به آن هدف، ناگزیر از تلاش و تحمل دشواری‌ها است. به باور او، حتی در شرایطی که همه امکانات به‌طور کامل فراهم باشد، فقدان چالش می‌تواند به احساس پوچی و بی‌معنایی منجر شود.

جربان در این زمینه به یک پژوهش روانشناختی اشاره می‌کند: در یکی از آزمایش‌های مشهور رفتارشناسی که توسط جان کال‌هون انجام شد، محیطی بسیار امن و پرمنبع برای گروهی از موش‌ها طراحی شد؛ به‌گونه‌ای که غذا و آب به‌وفور در دسترس بود، شکارچی وجود نداشت و شرایط زیستی آن‌ها به ‌طور کامل کنترل می‌شد. در این وضعیت، ابتدا جمعیت موش‌ها به ‌سرعت افزایش یافت، اما با گذشت زمان و افزایش تراکم جمعیت، الگوهای رفتاری آن‌ها دچار اختلال شد. در این مرحله رفتارهایی مثل افزایش پرخاشگری، اختلال در روابط اجتماعی، بی‌توجهی برخی مادران به نوزادان و کاهش تدریجی تولیدمثل مشاهده شد؛ پدیده‌ای که پژوهشگر آن را «فروپاشی رفتاری» نامید. این یافته‌ها نشان می‌دهد صرف فراهم بودن همه امکانات مادی، لزوماً به سلامت روانی و پویایی اجتماعی منجر نمی‌شود و نبود چالش‌ها یا اختلال در ساختارهای طبیعی تعامل می‌تواند به نوعی بی‌نظمی و کاهش انگیزه در موجودات زنده بینجامد.

این روانشناس با اشاره به چنین یافته‌هایی تأکید می‌کند: زندگی انسان هم بدون چالش و رنج، به سمت نوعی بی‌معنایی و اختلال پیش می‌رود. در رویکرد «معنادرمانی» بر این نکته تأکید می‌شود که معنا در بستر مواجهه با رنج شکل می‌گیرد و نباید نقش رنج را در تجربه انسانی ناچیز یا شعاری تلقی کرد.

جبان تاکید می‌کند که پذیرش رنج و تلاش برای معنا بخشیدن به آن، یکی از مسیرهای مهم برگشت به تعادل روانی بعد از بحران‌های بزرگ به شمار می‌رود.

منبع: همشهری آنلاین