به گزارش همشهری آنلاین یک چشم خود را ببندید و بدون حرکت دادن چشمانتان، مستقیماً به جلو تمرکز کنید.آنگاه متوجه بینیتان به صورت یک تاری گوشتی در دید محیطی خود خواهید شد. این تاری در هر لحظه بیداری وجود دارد، اما شما به ندرت از آن آگاه هستید.
چرا نمیتوانیم بینیهای خود را ببینیم، حتی با اینکه آنها به معنای واقعی کلمه درست جلوی ما هستند؟
در واقع ما میتوانیم بینی خود را ببینیم، اما فقط در بیشتر اوقات از این موضوع آگاه نیستیم.
دلیل اصلی اینکه بینیهای ما در بینایی ما فضایی را اشغال نمیکنند، به یک واقعیت تا حدودی تکاندهنده برمیگردد: ما دنیا را آنطور که هست نمیبینیم، بلکه آن را به عنوان مدلی میبینیم که مغز ما برای کمک به بقا ساخته است.
بینایی ما در واقع پیشبینی ما از چگونگی جهان است. شما میخواهید از این موضوع آگاه باشید که «جهان چه تفاوتی دارد؟» «چه شگفتیها و خطاها و چیزهایی که من پیشبینی نکردهام وجود دارد؟» معمولاً شما از بینی خود آگاه نیستید زیرا از قبل در مورد آن میدانید و فقط نمیخواهید از آن آگاه باشید.این که مقداری از انرژی خود را صرف این کار کنید، برای شما فایدهای ندارد.
این از دیدگاه بقا منطقی است؛ پردازش مداوم ویژگیهای تغییرناپذیر، مانند بینی شما، اتلاف منابع ذهنی محدود شما خواهد بود، زمانی که نیاز به تشخیص تهدیدها، یافتن غذا یا جهتیابی در محیط خود دارید. در واقع، مغز شما انواع اطلاعات مربوط به بدن خود را حذف میکند تا به شما در درک دنیای بیرون کمک کند.
به عنوان مثال، رگهای خونی چشم خود را در نظر بگیرید. گیرندههای نوری که نور را از دنیای بیرون جمعآوری میکنند، در پشت چشم، پشت مجموعهای از رگهای خونی قرار دارند.
مغز شما معمولاً این تصویر رگهای خونی را حذف میکند، اما راههایی وجود دارد که رگهای خونی چشم شما ظاهر شوند تا هوشیاری شما حفظ شود. ذهن میتواند آنها را ببیند. اگر تا به حال معاینه چشم انجام داده باشید، ممکن است وقتی چشمپزشک نوری را از روی چشم شما عبور داده است، متوجه خطوط تیرهای در بینایی خود شده باشید. اینها سایههایی هستند که توسط رگهای خونی چشم شما ایجاد میشوند.
مغز شما فقط اطلاعات ناخواسته را حذف نمیکند - گاهی اوقات اطلاعات را از ابتدا ایجاد میکند. «نقطه کور» خود را در نظر بگیرید: ناحیه خالی در بینایی شما که مربوط به جایی است که عصب بینایی از چشم خارج میشود. نقطه کور شما حدود ۵ درجه عرض دارد، یا بیش از دو برابر اندازه ظاهر ماه کامل در آسمان. با این حال ما معمولاً از این شکاف بزرگ در بینایی خود آگاه نیستیم.
مغز ما در واقع این ناحیه خالی را برای ما پر میکند. ما به جای دیدن فقدان، از آنچه در اطراف نقطه کور است سرنخهایی داریم که آن ناحیه خالی هم مشابه آنها است. برای مثال اگر به یک کاغد سفید نگاه میکنید، مغز شما چنین تفسیر میکند که فسمتی که در نقطه کور قرار دارد، نیز سفید است.
این به اصطلاح ناپدید شدن بینی چیزی عمیق در مورد نحوه تجربه ما از واقعیت آشکار میکنند: بینایی ما مانند دوربینی نیست که آنچه را که واقعاً وجود دارد ضبط کند؛ بلکه بیشتر شبیه به هنرمندی است که مدلی از جهان را خلق میکند که برای ما مفیدترین است.
حتی شاید بتوان ایده را حتی فراتر برد. ما ممکن است اصلاً واقعیت را درک نکنیم. حتی خود این مدل در واقع فقط اطلاعاتی است که برای ادامه زندگی به آن نیاز دارید. این مدل واقعاً به شما نمیگوید که واقعیت جهان چیست.