همشهری آنلاین: مادر شهید ابوطالبی گفت: از زمانی که مجید به شهادت رسید، یک روز نبود که منتظر او نباشم. وقتی به خوابم آمد، در عالم خواب اتاقکی را به من نشان داد و گله‌مند بود که من در این اتاقک هستم؛ چرا به من سر نمی‌زنید.

مادر شهید مجید ابوطالبی با بیان خاطراتی از روابط عاطفی خود و فرزندش به فارس گفت: وقتی مجید از بیرون به منزل می‌آمد از همان ابتدا مرا صدا می‌زد تا همدیگر را ملاقات کنیم و اگر به منزل می‌آمد و می‌دید که در خانه نیستم جلوی در حیاط می‌ایستاد تا مرا ببیند. وقتی که سر کوچه مرا می‌دید از خوشحالی بال در می‌آورد؛ اگر هم وسیله‌ خرید در دست داشتم آن را از دستم می‌گرفت.

وی در خصوص تربیت فرزندان خود گفت: بنده همیشه مراقب لقمه‌ای که می‌خوردم بودم. در دوران بارداری هم توجه بیشتری به این موضوع داشتم و سعی می‌کردم هر لقمه‌ای را نخورم؛ برای اینکه در میهمانی‌ها کسی از بنده ناراحت نشود آن روز را روزه می‌گرفتم؛ پدر شهید هم خیلی به مسائل حلال و حرام توجه داشت.

وی ادامه داد: بعد از اینکه بچه‌ها کم کم بزرگ می‌شدند به جای برخی شعرهای بی‌محتوایی که امروزه به بچه‌ها یاد می‌دهند، در گوش آنها سوره‌های قرآن را زمزمه می‌کردم و آنها در دوران کودکی آیة‌الکرسی، سوره‌های توحید، حمد و نماز را می‌آموختند.

مادر شهیدان مجید و فرید ابوطالبی بیان داشت: مجید از ابتدا علاقه‌مند به اهل بیت (ع) بود. زمانی که او در کلاس اول درس می‌خواند به او گفته بودم اسامی مبارک 12 امام را به همراه داشته باشد. یک بار دیدم که جیب پیراهن او برجسته است؛ پرسیدم: «مجید این چیه در جیب شما»؟ 12 برگه از جیب خود در آورد؛ او با همان دست‌ خط کودکانه‌اش اسم 12 امام را روی 12 برگ نوشته بود تا همراهش باشد.

مادر شهید مجید ابوطالبی بیان داشت: از زمانی که مجید به شهادت رسید تاکنون انتظار آمدنش را کشیدم. یک روز نبود که منتظر او نباشم. وقتی که به خوابم آمد در عالم خواب اتاقکی را به من نشان داد و گله‌مند بود که من در این اتاقک هستم چرا به من سر نمی‌زنید؟ بعد از دیدن آن خواب تا روزی که مزار پسرم را زیارت کردم فقط توکلم به خدا بود و او بود که مرا در این سال‌های سخت مرا یاری کرد.

وی با اشاره به وضعیت حجاب در جامعه بیان داشت: وقتی می‌بینم که زنان و دخترانمان حجاب کامل دارند و چادر سرشان است، به قدری خوشحال می‌شوم که گویی حضرت زهرا (س) را می‌بینم؛ اما با دیدن بی‌حجابی‌ها انگار کسی با چاقو قلب مرا پاره پاره می‌کند؛ به خصوص وقتی در گلزار شهدا می‌بینم که زنان بی‌حجاب به راحتی از کنار این شهدا عبور می‌کنند می‌گویم: «خواهرم، کجا می‌خواهی بروی، فردا روزی هم شما به زیر خاک خواهی رفت پس طوری باش که شرمنده خون این شهدا نشوی».

منبع: همشهری آنلاین

برچسب‌ها