تاریخ انتشار: ۳۱ تیر ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۵

عباسعلی سپاهی‌یونسی: پرتقال خونی بزرگ گفت: «من، از تمام میوه‌ها سرم!»...

موز گفت:
«اشتباه می‌کنی
من که بهترم!»
ناگهان یکی رسید
خسته بود
پرتقال خونی، اول از همه
قاچ شد
بعد موز...
چند لحظه بعد
نه جناب موز مانده بود
نه جناب پرتقال
زندگی دقیقه‌ای است
بی‌خیال!