کتاب جدید اوون جونز روزنامه‌نگار تاریخچه‌ای از بلندپروازی‌های ژئوپلیتیک، افراط اقتصادی و فروپاشی قطعیت‌های غرب را به تصویر می‌کشد.

همشهری آنلاین: جهان سیاسی آغاز هزاره سوم بر مجموعه‌ای از قطعیت‌ها استوار بود؛ پیروزی نهایی ایدئولوژی بازار آزاد، برتری نظامی آمریکا و شکل‌گیری یک نظم جهانی مبتنی بر قواعد. اما اوون جونز، روزنامه‌نگار و ستون‌نویس گاردین، در کتاب جدید خود نشان می‌دهد که این باورها طی ربع قرن گذشته، در پی مجموعه‌ای از شکست‌های اقتصادی، فاجعه‌های سیاست خارجی و بحران‌های سیاسی، یکی پس از دیگری فرو ریخته‌اند.

جونز، که مانند بسیاری از بریتانیایی‌های متولد دهه ۱۹۸۰ دوران بلوغ سیاسی خود را با سخنان تونی بلر سپری کرده، به دوره‌ای بازمی‌گردد که در آن «غرب» ــ به‌عنوان تعبیری برای آمریکا و کشورهای ثروتمند اروپای غربی ــ همچنان یک مفهوم سیاسی رایج بود. اما امروز، با افزایش یک‌جانبه‌گرایی دولت آمریکا، این تعبیر بیش از گذشته رنگی از گذشته دارد.

جنگ‌هایی که به شکست راهبردی انجامیدند

بخش مهمی از کتاب به جنگ‌های تحت رهبری آمریکا در افغانستان و عراق اختصاص دارد. جونز علاوه بر یادآوری شمار بالای قربانیان این جنگ‌ها ــ که بر اساس برآوردهای محافظه‌کارانه مجموعاً به نیم میلیون نفر می‌رسد ــ بر شکست راهبردی آنها تأکید می‌کند. از نگاه او، تخلیه فرودگاه کابل در سال ۲۰۲۱ یکی از آشکارترین تصاویر افول آمریکا بود که در برابر چشمان جهان قرار گرفت. این مداخلات، به روایت کتاب، تنها به بی‌ثباتی منطقه منجر نشدند، بلکه پایه‌های نظام حقوق بین‌الملل را نیز تضعیف کردند.

جونز یادآوری می‌کند که در سال ۱۹۹۹، ناتو بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل یوگسلاوی را بمباران کرد و در سال ۲۰۰۳ نیز حمله به عراق بدون چنین مجوزی انجام شد؛ اقدامی که بیش از پیش جایگاه سازمان ملل را تضعیف کرد. از همین منظر، زمانی که ولادیمیر پوتین بعداً با استدلالی مورد تردید به اوکراین حمله کرد، اعتراض‌های غرب را می‌شد به ریاکاری متهم کرد.

جونز یکی از بحث‌برانگیزترین نمونه‌های بی‌اعتنایی غرب به حاکمیت قانون بین‌المللی را موضع کی‌یر استارمر درباره جنگ غزه می‌داند. او به اظهارات استارمر اشاره می‌کند که اسرائیل را محق دانسته بود آب و برق دو میلیون غیرنظامی در غزه را در واکنش به حملات حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ قطع کند.

بحران اقتصادی در داخل

در کنار بحران‌های ژئوپلیتیک، جونز روایت دیگری را نیز دنبال می‌کند: افول داخلی و شکل‌گیری اقتصادهایی که بر ناامنی مزمن و اشتغال بی‌ثبات بنا شده‌اند. او معتقد است سیاست‌های دوره تاچری که دولت «نیو لیبر» نیز دنبال کرد، خدمات عمومی را به دارایی‌هایی برای تولید بازده مالی تبدیل کرد. در نتیجه، مسافران هزینه بیشتری برای قطارهای شلوغ پرداختند، در حالی که رودخانه‌ها و دریاها آلوده شدند و شرکت‌های آب با افزایش بدهی، سود سهام پرداخت کردند. سپس بحران مالی سال ۲۰۰۸ فرا رسید و نجات بانک‌ها از طریق طرح‌های حمایتی، هزینه‌ای بود که در نهایت با سیاست‌های ریاضتی پرداخت شد. جونز در بریتانیا و دیگر کشورها میان ناتوانی دولت‌های میانه‌رو در مقابله معنادار با افول اقتصادی و افزایش نفوذ راست افراطی ارتباطی مشاهده می‌کند.

روایت شاهدان بحران

کتاب با بخش‌هایی از گفت‌وگو با شاهدان، روزنامه‌نگاران، پژوهشگران و فعالان نیز همراه شده است. در میان آنها مدیر موزه ملی عراق در بغداد، یکی از کارکنان سابق بانک لمن برادرز، رئیس پیشین هلال احمر افغانستان، اقتصاددان یونانی یانیس واروفاکیس و اندرو سالیوان، مفسر محافظه‌کار و یکی از حامیان پیشین جنگ عراق، حضور دارند. سالیوان درباره حمایت خود از جنگ عراق می‌گوید که در مسائل اصلی، از جمله اخلاق، عملی بودن و دلایل آن، اشتباه کرده است./

بخش قابل‌توجهی از موضوعات کتاب ــ جنگ‌های بوش و بلر، بحران مالی و موج پوپولیسم ــ پیش‌تر به‌طور گسترده بررسی شده‌اند. شاید خواننده‌ای که از قبل اطلاعات خوبی داشته باشد مطالب کاملاً جدیدی در کتاب پیدا نکند. با این حال، دیدن رویدادهایی که زمانی بخشی از چرخه روزمره اخبار بودند، اکنون در قالب یک روایت تاریخی گسترده، تصویری تکان‌دهنده ایجاد می‌کند. محور اصلی تحلیل جونز، بنیادگرایی بازار آزاد است. او دولت دوم ترامپ را، با تمام منفعت‌طلبی سیاسی آن، «نقطه پایانی منطقی» این فلسفه می‌داند. جونز همچنین یادآوری می‌کند که خصوصی‌سازی تهاجمی اقتصاد روسیه در دهه ۱۹۹۰، فشار اقتصادی شدیدی بر جامعه این کشور وارد کرد و در نهایت به تقویت ناسیونالیسم تجدیدنظرطلبانه ولادیمیر پوتین انجامید.

ایدئولوژی بازار آزاد و امیدی تازه

از نگاه جونز، رأی‌دهندگان برای دهه‌ها با ایدئولوژی‌ای روبه‌رو بوده‌اند که بر اساس آن، منافع بخش خصوصی باید بر منافع جمعی غلبه داشته باشد و هر چیزی کمتر از این، هم‌سنگ استالینیسم تلقی شود. او معتقد است این دیدگاه همچنان یک باور مسلط است؛ اما ظهور زهران ممدانی، شهردار آشکارا سوسیالیست نیویورک، برای کسانی مانند جونز نشانه‌ای از امید است؛ کسانی که جامعه‌ای مبتنی بر «تأمین مشترک، قدرت دموکراتیک، تعهد متقابل و پذیرش درهم‌تنیدگی سرنوشت انسان‌ها» را ترجیح می‌دهند.

منبع: همشهری آنلاین