همشهریآنلاین - پروانه بندپی: یک میلیون و پانصد هزار نفر در ایران با آلزایمر زندگی میکنند و پیشبینیها نشان میدهد تا ۳۰ سال آینده، آمار آن ۳ برابر خواهد شد. این بیماری مختص شهرنشینان نیست و حتی اهالی روستاها هم که دور از آلودگی هوا و هیاهوی شهر زندگی میکنند، از ابتلا در امان نیستند.
عجیب اینکه آلزایمر ممکن است سالها پیش از آنکه فرد اولین نشانههای فراموشی را تجربه کند، در مغز او شروع شده باشد؛ یعنی زمانی که فرد هنوز کاملا سالم به نظر میآید. اما آیا میتوان بیماری را قبل از بروز علائم شناسایی و مهار کرد؟ آیا در ابتلا به این بیماری، پای ژنتیک در میان است یا سبک زندگی؟ همشهری در گفتگو با دکتر مصطفی الماسی دوغایی، متخصص مغز و اعصاب و فعال در حوزه اختلالات شناختی درباره پیشگیری، تشخیص و درمان آلزایمر پرسیده است.
علت اصلی آن، بهبود وضعیت پزشکی و شرایط عمومی جوامع است که باعث افزایش امید به زندگی و در نتیجه پیرتر شدن جمعیت شده است. هرچه جامعه سالمندتر شود، شیوع بیماریهای دمانس یا زوال عقل و به دنبال آن آلزایمر هم افزایش پیدا میکند. در ۳۰ سال آینده افزایش سن جمعیت، یکی از عوامل اصلی افزایش شیوع دمانس و آلزایمر خواهد بود.
پس سن، یکی از فاکتورهای خطر ابتلا به آلزایمر است؟
سن، مهمترین عامل خطر دمانس شناخته میشود. تقریبا به ازای هر ۵.۵ سال افزایش سن، شیوع دمانس و بیماری آلزایمر ۲ برابر میشود. به طوری که در افراد زیر ۶۰ سال، شیوع آلزایمر حدود یک تا ۲ درصد است، اما این میزان در افراد بالای ۸۵ سال به حدود ۴۰ درصد میرسد. به همین دلیل هرچه جمعیت سالمندتر شود، شیوع دمانس و آلزایمر هم افزایش پیدا میکند.
با این اوصاف، آیا پیشبینی میشود که آمار آلزایمر در آینده همچنان افزایشی باشد؟
بله، آمار بیماری آلزایمر در کل دنیا در ۳۰ سال آینده حدود ۳ برابر خواهد شد. این افزایش تقریبا در تمام قارهها رخ خواهد داد. بهطوری که در آسیا، آمریکای شمالی و جنوبی و آفریقا شیوع بیماری حدود ۳ تا ۴ برابر خواهد شد و در اروپا هم نزدیک به ۲ برابر میشود. درمجموع و به طور میانگین، آمار ابتلا به این بیماری در جهان حدود ۳ برابر خواهد شد.
آیا دمانس همان آلزایمر است؟ خیلی از افراد، این دو را به جای هم به کار میبرند.
خیر، دمانس یک عنوان کلیتر است که به مجموعهای از اختلالات ناشی از آسیب یا تغییرات مغزی و کاهش عملکردهای شناختی گفته میشود. آلزایمر، شناختهشدهترین نوع دمانس است و حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد موارد دمانس را در تمام سنین شامل میشود. انواع دیگری از دمانس هم وجود دارند که آنها هم با کاهش عملکردهای شناختی همراه هستند.
آلزایمر بیماری ژنتیکی است؟
ببینید بیماریهای دمانس - دستکم انواع اصلی آنها - معمولا بیماریهای ژنتیکی یا Familial محسوب نمیشوند. در بیماری آلزایمر تنها حدود ۲ درصد موارد، تحت تأثیر عوامل ژنتیکی قرار دارند و بیشتر موارد، تکگیر یا Sporadic هستند. یعنی الگوی خانوادگی مشخص یا علت ژنتیکی قطعی ندارند. البته این به معنای نقش نداشتن ژنتیک نیست. شیوع آلزایمر در افرادی که سابقه این بیماری را در خانواده خود دارند، بیشتر از سایر افراد جامعه است و حدود ۲ برابر میشود. همچنین احتمال انتقال عوامل ژنتیکی مرتبط با این بیماری از سمت مادر بیشتر از سمت پدر گزارش شده است. با این حال، ژنتیک فقط یکی از عوامل مؤثر است. آلزایمر، یک بیماری چندعاملی یا مولتیفاکتوریال محسوب میشود و وراثت تنها یکی از عوامل متعددی است که در بروز آن نقش دارد.
پس سبک زندگی هم مشخصاً در ابتلا نقش دارد؟
فاکتورهای محیطی و سبک زندگی قطعا در ابتلا به آلزایمر مؤثرند. مثلا دومین نوع شایع دمانس بعد از آلزایمر، دمانس عروقی است که حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد موارد را شامل میشود. ابتلا به این دمانس با عواملی مثل چاقی، رژیم غذایی نامناسب، افزایش چربی خون، فشار خون بالا و دیابت ارتباط مستقیم دارد. درواقع سبک زندگی از این جهت اهمیت دارد که میتواند زمینهساز این بیماریها شود. مجموعه این عوامل را به طور کلی «سندرم متابولیک» مینامیم.
دقیقا چه اتفاقی در مغز ما رخ میدهد که ناگهان به آلزایمر مبتلا میشویم؟
ابتلا به آلزایمر اصلا ناگهانی نیست. درباره تغییرات مرتبط با آلزایمر و آسیبهایی که در مغز رخ میدهد، باید گفت یک سری پروتئینهای غیرطبیعی که «آمیلوئید» یکی از مهمترین آنها است، در مغز افراد مبتلا به آلزایمر رسوب میکنند. این فرایند ممکن است حدود ۱۰ سال قبل از بروز علائم بالینی آغاز شود و بهتدریج افزایش پیدا کند تا به مرحلهای برسد که علائم بیماری ظاهر شوند. پس ابتلا ناگهانی نیست. این روند همچنان ادامه پیدا میکند و رسوب پروتئینهای غیرطبیعی درنهایت به آسیب و از بین رفتن سلولهای مغزی منجر میشود.
آیا میتوان این پروتئینهای غیرطبیعی را قبل از بروز علائم در مغز شناسایی کرد؟
بله. در حال حاضر روشهایی برای این کار وجود دارد. تصویربرداریهای بسیار تخصصی امکان شناسایی و ردیابی پروتئین آمیلوئید را در مغز فراهم میکنند و این روشها در کشور ما هم امکانپذیر هستند.
خب آیا لازم است همه افراد جامعه برای بررسی این پروتئینها اقدام کنند تا مشخص شود در آینده به آلزایمر مبتلا خواهند شد یا نه؟
در حال حاضر چنین توصیهای برای جمعیت عمومی وجود ندارد. این بررسیها در موارد خاص، از جمله خانوادههایی که سابقه آلزایمر فامیلی با شروع زودرس دارند، میتواند مورد توجه قرار گیرد. منظور از شروع زودرس در این زمینه، ابتلا به این بیماری قبل از ۴۰ سالگی است. اما چنین توصیهای برای کل جمعیت وجود ندارد. توصیه عمومی در حال حاضر این است که تشخیص پیشبالینی، یعنی بررسی و ردیابی بیماری قبل از بروز علائم بالینی برای جمعیت عمومی انجام نشود. اما بعد از بروز علائم بالینی، حتی اگر علائم خفیف باشند، پیگیری و بررسی پزشکی توصیه میشود.
اما بعد از بروز علائم بالینی که راه برگشتی وجود ندارد و دیگر گرفتار بیماری میشویم.
بله، بنابراین بهترین راه، پیشگیری است. توصیه عمومی این است که با افزایش ذخیره شناختی از طریق تحصیل، یادگیری مهارتهای جدید، مطالعه، فعالیتهای ذهنی و حفظ روابط اجتماعی و معاشرت، توان شناختی را تقویت کنیم. فعالیت بدنی منظم هم خیلی اهمیت دارد؛ حداقل سه بار در هفته، ۳۰ تا ۴۵ دقیقه پیادهروی سریع یا فعالیت با شدت متوسط توصیه میشود. از سوی دیگر، باید عوامل مرتبط با سندروم متابولیک مانند چاقی، فشار خون بالا و اختلالات چربی خون را با ورزش منظم و رژیم غذایی سالم کنترل کرد، چون کاهش این عوامل میتواند به کاهش خطر دمانس کمک کند.
بیشتر بخوانید؛
-
افزایش آمار مراجعین بالای ۴۵ سال با علائم آلزایمر
- ۵ تست مهم برای تشخیص آلزایمر
-
آیا تنهایی آلزایمر میآورد؟
- با این ۳ علامت حتما به متخصص مراجعه کنید
آیا برای آلزایمر هیچ درمانی وجود ندارد؟
درمان که نه، اما داروهایی در دسترس هستند که میزان تأثیر آنها خفیف است اما همین تأثیر خفیف بهخصوص در مراحل اولیه بیماری میتواند به حفظ استقلال بیمار و انجام فعالیتهای روزمره کمک کند. درمانهای دارویی موجود ۴ داروی اصلی هستند که پزشک بر اساس شرایط و نیاز بیمار، یکی از آنها یا ترکیبی از آنها را تجویز میکند. البته تأثیر این داروها محدود است. ما حدود ۲۰ سال داروی خوراکی جدیدی برای بیماری آلزایمر نداشتیم. یعنی آخرین دارویی که در جامعه جهانی مورد تایید قرار گرفت، مربوط به سال ۲۰۰۳ بود و تا سال ۲۰۲۱ داروی خوراکی جدیدی نداشتیم.
از سال ۲۰۲۱ به بعد، ۳ داروی تزریقی جدید معرفی شدهاند که البته هنوز به طور گسترده در دسترس نیستند اما در گروه درمانهای نوین قرار میگیرند. معرفی آنها خبر امیدوارکنندهای است، اما برای ارزیابی دقیق میزان اثربخشی و پیامدهای آنها همچنان به نتایج مطالعات بیشتری نیاز داریم و نمیتوان گفت که این داروها معجزه میکنند و روند بیماری را به طور کامل تغییر میدهند.
ویژگی و اثربخشی مهم این داروها دقیقا چیست؟
این داروهای جدید با هدف پاکسازی پروتئین آمیلوئید از مغز استفاده میشوند و میتوانند میزان این پروتئینها را در مغز کاهش دهند. با این حال، مطالعات نشان داده که با وجود پاک شدن آمیلوئید، تغییرات بالینی چشمگیری در وضعیت بیماران ایجاد نمیشود. البته از ورود این داروها به عرصه درمان فقط ۲ - ۳ سال میگذرد.
این داروها که آمیلوئید را از مغز پاک میکنند، تا چه اندازه میتوانند روند آلزایمر را تغییر دهند؟
همانطور که ممکن است ۱۰ سال یا بیشتر طول بکشد تا آمیلوئید در مغز تجمع پیدا کند و علائم بیماری ظاهر شود، برای مشاهده تأثیر پاکسازی این پروتئین بر روند بیماری هم شاید حدود ۱۰ سال نیاز داشته باشیم. این درمانها امیدبخش هستند، اما هنوز جای کار دارند و باید منتظر نتایج مطالعات علمی در سالهای آینده باشیم.
آیا داروهای فعلی میتوانند کمک کنند که بیماری فرد حداقل پیشرفت نکند و در مرحله خفیف باقی بماند؟
خیر. متأسفانه داروهای فعلی نمیتوانند از پیشرفت بیماری آلزایمر جلوگیری کنند و عمدتا برای کنترل علائم و حفظ عملکرد بیمار به کار میروند. البته سیر بیماری در افراد مختلف متفاوت است. برای آلزایمر معمولا روندی حدود ۵ تا ۱۵ سال در نظر گرفته میشود، اما این بازه بسیار گسترده است و نشاندهنده تفاوت قابل توجه در سرعت پیشرفت بیماری در افراد مختلف است.
چرا داروهای فعلی نمیتوانند روند آلزایمر را متوقف کنند؟
ببینید در بیماری آلزایمر، فرایند تخریب سلولهای مغزی یا دژنراسیون عصبی رخ میدهد؛ یعنی نورونها بهتدریج آسیب میبینند و از بین میروند و متأسفانه امکان ترمیم و جایگزینی طبیعی آنها دیگر وجود ندارد. به همین دلیل، داروهای فعلی نمیتوانند روند تخریب سلولهای مغزی را به طور کامل متوقف کنند.
ممکن است در آینده داروهایی تولید شوند که بتوانند روند پیشرفت بیماری را متوقف یا به میزان قابل توجهی کُند کنند. نتایج مطالعات جدید در این زمینه امیدبخش است، اما هنوز به مرحلهای نرسیدهایم که بتوانیم چنین اثری را به طور قطع برای درمانهای موجود اعلام کنیم.
از چه زمانی دیگر نمیتوان و نباید بیمار را تنها گذاشت؟
آلزایمر در مراحل ابتدایی معمولا با اختلال حافظه مثل فراموشی وقایع اخیر، کلمات، چهرهها و مسیرهای آشنا شروع میشود. در حالی که فرد هنوز استقلال عملکردی دارد. با پیشرفت بیماری، اختلال در تکلم و عملکردهای اجتماعی، کاهش استقلال، گم کردن مسیر، ناتوانی در انجام کارهای روزمره و بعضی تغییرات رفتاری مثل بیقراری و پرخاشگری بروز میکند و فرد به کمک بیشتری نیاز دارد. در مرحله پیشرفته، اختلالات جسمی و عملکردی شدیدتر میشوند و ممکن است کنترل ادرار و مدفوع و انجام کارهایی مثل نظافت شخصی و رفتن مستقل به دستشویی هم از بین برود. در این مرحله بیمار به مراقبت شبانهروزی نیاز دارد و دیگر نمیتوان تنهایش گذاشت.