همشهری آنلاین – آرش نهاوندی: در سالهای اخیر، بهویژه طی یک سال گذشته، کشور با بحرانهای مهمی روبهرو بوده، بحرانهایی که بار دیگر نقش نیروهای درمانی و دفاعی را در حفظ جان و امنیت مردم برجسته کرد. در این میان، گروهی از نیروهای کشور همزمان در دو جبهه سلامت و دفاع فعالیت میکنند؛ پزشکان، پرستاران و متخصصانی که در شرایط عادی وظیفه درمان بیماران را بر عهده دارند و در زمان جنگ و بحران نیز برای نجات مجروحان و دفاع از کشور آمادهاند. این گروه از کادر درمان، به دلیل برخورداری همزمان از تخصص پزشکی و آموزشهای نظامی، از فداکارترین نیروهای کشور به شمار میروند؛ بااینحال، فعالیتها و ایثارگریهای آنان کمتر در رسانهها بازتاب یافته است.
دکتر حسن ابوالقاسمی، رئیس دانشگاه علوم پزشکی بقیهالله، در تلویزیون همشهری درباره ابعاد مختلف فعالیت کادر درمان نظامی، آموزشهای تخصصی و رزمی آنها همچنین تجربه مواجهه با مجروحان جنگی و بحرانهای داخلی و البته حضور نیروهای درمانی در جبهه مقاومت به چند نکته جالب اشاره کرده که در بخشی از آن را در ادامه میخوانید. فیلم کامل این گفتگو را از این لینک مشاهده کنید. [روپوش سفید و لباس رزم]
تفاوت کادر درمان نظامی با غیرنظامی
به گفته ابوالقاسمی افراد فعال در حوزه درمان نظامی، از نظر وظایف پزشکی تفاوتی با همکاران خود در مراکز غیرنظامی ندارند. بیماری یک فرد نظامی با بیماری دیگر شهروندان تفاوتی ندارد، بااینحال، کادر درمانی که در مراکز وابسته به نیروهای مسلح فعالیت میکند، باید در رشته تخصصی خود در شمار بهترین نیروها باشد. این افراد وظیفه دارند خدمات درمانی را به خانوادههای نیروهای مسلح و دیگر مراجعهکنندگان ارائه دهند؛ بنابراین، از نظر علمی و حرفهای باید با بالاترین سطح کادر درمانی کشور برابری کنند.
او با بیان این که در بسیاری از کشورها، بهترین مراکز درمانی، آموزشی و پژوهشی، مراکز نظامی هستند، ادامه داد: مراکز درمانی نظامی صرفا محل ارائه خدمات به نیروهای مسلح نیستند، بلکه در حوزههای آموزش پزشکی، پژوهش و تربیت نیروی متخصص نیز نقش مهمی ایفا میکنند.
البته این مسئول تاکید کرد که آموزش در دانشگاه علوم پزشکی بقیهالله تنها به تربیت پزشک، متخصص و فوقتخصص محدود نمیشود و نیروهای این دانشگاه باید علاوه بر توانمندی علمی و حرفهای، آمادگی رزمی نیز داشته باشند. یعنی باید از نظر جسمی آمادگی حضور در شرایط جنگی را پیدا کنند، دورههای ویژه ببینند و بیاموزند که در موقعیتهای بحرانی، چگونه متفاوت از شرایط عادی عمل کنند. البته تمام کسانی که در رشتههای پزشکی، دستیاری یا فوقتخصص این دانشگاه پذیرفته میشوند، از ابتدا میدانند که ممکن است در شرایط بحرانی، جنگی یا نظامی، بهصورت مستقیم وارد میدان خدمترسانی شوند و وظایف متفاوتی بر عهده بگیرند.
به گفته رئیس دانشگاه علوم پزشکی بقیهالله، در دوران دفاع مقدس نیروهای مسلح با کمبود پزشک مواجه بودند و گاهی برای تأمین کادر درمانی خود به دانشگاههای مختلف مراجعه میکردند. در آن زمان، سپاه تعداد محدودی پزشک عمومی در اختیار داشت؛ اما اکنون پزشکان و نیروهای درمانی تربیتشده در دانشگاه علوم پزشکی بقیهالله در مناطق مختلف کشور حضور دارند؛ از بندرلنگه و بندرعباس گرفته تا شیراز، زاهدان و دیگر مناطق.
ابوالقاسمی تاکید کرد: این نیروها برای حضور در مناطق جنگی آمادهاند و با جنبههای مختلف طب نظامی آشنایی دارند. طب نظامی در بسیاری از اصول با طب معمولی مشترک است، اما شرایط ویژهای دارد. آنها باید بتواند در گرما و سرما فعالیت کند، فشارهای محیطی را تحمل کند و آموزشهای لازم برای انجام جراحیها و اقدامات درمانی خاص را در شرایط جنگی فراگیرد.
درجه عالی برای بیمارستان بقیه الله
ابوالقاسمی به ساختار درمانی دانشگاه علوم پزشکی بیمارستان بقیهالله هم اشاره کرد و گفت: این مرکز درمانی بزرگترین بیمارستان دانشگاه است و در کنار آن مراکز درمانی دیگری همچون بیمارستان بقیهالله نجمیه، بیمارستان شماره ۲ بقیهالله در جماران و مراکز دندانپزشکی نیز فعالیت میکنند.
به گفته این مسئول، بیمارستان بقیهالله ویژگیهایی دارد که آن را از بسیاری از مراکز درمانی کشور متمایز میکند. این بیمارستان در ارزیابیهای اعتباربخشی وزارت بهداشت، در حوزه پژوهش و بهویژه پژوهشهای مرتبط با طب نظامی، امتیاز بالایی کسب کرده است.
ابوالقاسمی در ادامه توضیح داد: فرایند اعتباربخشی بیمارستانها هر دو سال یکبار انجام میشود و تیمهایی از نقاط مختلف کشور، عملکرد بیمارستانها را در شاخصهای متعدد بررسی میکنند. در کشور حدود ۱۱۰۰ بیمارستان دولتی و خصوصی وجود دارد، اما تنها ۸ بیمارستان در ارزیابیها موفق میشوند درجه «یک عالی» را کسب کنند. بیمارستان بقیهالله طی ۱۶ سال گذشته همواره این جایگاه عالی را حفظ کرده است.
او همچنین تأکید کرد که برخلاف تصور برخی افراد، آموزشی بودن یک مرکز درمانی به معنای پایینتر بودن سطح خدمات آن نیست و به دلیل حضور اساتید پزشکی، دانشجویان عمومی، دستیاران و متخصصان، ازجمله بهترین مراکز ارائه خدمات درمانی هستند.
تجربه کادر درمان در جنگهای اخیر
رئیس دانشگاه علوم پزشکی بقیهالله در ادامه هم به تجربه کادر درمان این دانشگاه در جنگ ۱۲ روزه، حوادث داخلی، اغتشاشات و رسیدگی به مجروحان لبنانی اشاره کرد و گفت: پس از انفجار پیجرها در لبنان، حدود ۵۰۰ مجروح که بیشتر آنان از ناحیه دست و چشم آسیب دیده بودند، به تهران منتقل شدند. در بسیاری از این افراد، انگشتان دست بهطور کامل قطع شده بود و یک یا هر دو چشم آنان آسیب دیده یا نابینا شده بود. تعدادی از مجروحان نیز کودک بودند و من شخصا برخی از آنان را ویزیت کردم.
به گفته این مسئول از پایان دفاع مقدس، کشور سالها درگیر جنگ مستقیم نبود؛ اما در سال گذشته، دو جنگ تحمیلی در فاصله زمانی کوتاه، یکی در خرداد و دیگری در اسفند، شرایط متفاوتی برای کادر درمان ایجاد کرد. در جنگ ۱۲ روزه تعداد قابلتوجهی مجروح به بیمارستان منتقل شدند و کارکنان اورژانس در یک نوبت توانستند در مدت حدود ۲۰ دقیقه، ۱۳۵ مجروح را پذیرش، دستهبندی و برای ادامه درمان به بخشهای مختلف منتقل کنند؛ برخی مجروحان به اتاق عمل، برخی به بخش و برخی دیگر به بخش مراقبتهای ویژه اعزام شدند.
ابوالقاسمی به اغتشاشات دی ماه هم اشاره کرد و گفت: در بسیاری موارد مجروحان با آسیبهای بسیار شدید به بیمارستان منتقل میشدند؛ برخی از ناحیه گردن دچار جراحت بودند و برخی دیگر با وضعیتهایی بسیار وخیم به اورژانس میرسیدند. با اینحال، آرامش و نظم در اورژانس برقرار بود و هر یک از اعضای تیم درمان میدانستند چه وظیفهای بر عهده دارند. حتی متخصصانی که در آن لحظه وظیفه مستقیمی در اورژانس نداشتند، اعلام میکردند که میخواهند کمکی انجام دهند. دانشجویان نیز از کارکنان میخواستند وظیفهای به آنان واگذار شود. این در حالی است که رسیدگی به مصدومان جنگی و بحران بسیار دشوارتر از درمان بیماران عادی است و به آمادگی گسترده نیاز دارد.
آماده کردن ۵۰۰ تخت در بیمارستانها برای شرایط بحرانی
ابوالقاسمی با بیان این که بیمارستانهای بزرگ تهران در حوادث و بحرانهای اخیر عملکرد خوبی داشتند، اما از یک مرکز درمانی نظامی انتظار بیشتری میرود، عنوان کرد: در شرایط بحران، ممکن است از یک بیمارستان نظامی خواسته شود تعداد زیادی تخت را در مدت کوتاهی خالی کند. این عدد در یک مرکز درمانی عادی میتواند درخواست برای پذیرش ۵۰ بیمار بیشتر باشد.
به گفته او این موضوع در شرایطی رخ میدهد که تا روز پیش از بحران، بیماران مختلف، از جمله بیماران داخلی، چشم و دیگر بخشها، در بیمارستان بستری هستند و بیمارستان باید در یک شب تصمیم بگیرد کدام بیماران ترخیص شوند، کدامها همچنان بستری بمانند و چه تعداد تخت برای مجروحان جدید آزاد شود. این تجربهها در دانشگاه علوم پزشکی بقیهالله مکتوب شده و مدیریت آن به روشی است که بیماران نیازمند به خدمات معمول درمانی هم دچار محرومیت نشوند.
حتی یک بیمار در جنگ فوت نکرد
ابوالقاسمی یکی از اقدامات مهم بیمارستان بقیهالله در زمان بمبارانها را پذیرش بیمارانی که درمان آنها پیچیده و سخت است از مراکز درمانی سراسر کشور عنوان کرد و گفت: در بمبارانهای هدفمند، معمولا تعداد زیادی مجروح بهصورت همزمان به بیمارستان منتقل نمیشدند؛ اما بیمارانی وجود داشتند که در مراکز درمانی دیگر، اقدامات اولیه برای نجات جانشان انجام شده بود، ولی همچنان به جراحیها و درمانهای پیچیده نیاز داشتند. در همین زمینه، بیمارستان اعلام کرد هر مرکز درمانی در کشور که با یک مورد بسیار سخت مواجه است، میتواند بیمار را به بیمارستان بقیهالله ارجاع دهد. این بیماران ممکن بود به جراحیهای دشوار نیاز داشته باشند یا دچار عفونتهای شدید، ازجمله عفونت استخوان، شده باشند.
او تاکید کرد: در این پذیرشها حتی یک بیمار نیز پس از رسیدن به اورژانس فوت نکرد و همه بیماران تحت درمان قرار گرفتند. ممکن است برخی از آنان با ناتوانی یا عوارضی ترخیص شده باشند، اما زنده ماندند و اقدامات درمانی مورد نیاز برایشان انجام شد. این موفقیت حاصل آمادگی قبلی، برنامهریزی و تجربهاندوزی کادر درمان است.
حضور کادر درمان در جبهه مقاومت
ابوالقاسمی درباره اعزام کادر درمان نظامی به کشورهای منطقه از جمله سوریه هم بیان کرد: در حوزه مقاومت، نیروهای درمانی نیز همانند دیگر بخشهای نظام، احساس تکلیف میکنند و برای ارائه خدمات اعزام میشوند. فعالیت آنان تنها به درمان محدود نیست و حوزههایی مانند تشخیص هویت، آموزش، روانشناسی و روانپزشکی را نیز در برمیگیرد. دانشگاه علوم پزشکی بقیهالله یکی از پیشرفتهترین مراکز تشخیص هویت در کشور را در اختیار دارد؛ مرکزی که میتواند هویت شهدا را در شرایطی که اجساد بر اثر بمباران تکهتکه شدهاند، شناسایی کند.
او ادامه داد: در چنین حوادثی، ممکن است بخشهای مختلف بدن از نقاط گوناگون جمعآوری شود و متخصصان باید مشخص کنند هر قطعه به کدام شهید تعلق دارد. تشخیص اینکه یک دست، پا یا قطعهای از بدن متعلق به کدام فرد است، از وظایف مهم مرکز تشخیص هویت است. این در حال است که نیروهای این مجموعه برای آموزش به مراکز مختلف در کشورهای دیگر هم اعزام شدهاند و تجربیات خود را در اختیار آنان قرار دادهاند.
داستان پرستاری که از اسارت داعش گریخت
رئیس دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله همچنین به داستان یکی از اعضای کادر درمان اشاره کرد که در سوریه به اسارت نیروهای داعش درآمده بود: این پرستار، که در جنگ رمضان به شهادت رسید، داستان اسارت، دوران زندان، شرایط تغذیه، شکنجهها و نحوه فرارش را برای من تعریف کرده بود؛ روایتی که ظرفیت تبدیل شدن به یک فیلم سینمایی را دارد. این پرستار در منطقهای از سوریه که تحت کنترل داعش بود، به اسارت درآمده و در زندان مورد شکنجه و آزار قرار گرفته بود. او پس از طراحی نقشهای برای فرار، موفق شد از دست نیروهای داعش بگریزد و خود را به منطقهای امن برساند. سرانجام نیز نیروها توانستند او را در مرز پیدا کنند و به کشور بازگردانند.
ابوالقاسمی همچنین به این مساله اشاره کرد که نیروهای دیگری از میان پرستاران دانشگاه نیز به مناطق مقاومت اعزام شدند و به شهادت رسیدند.
غزه؛ جایی که امکان اعزام نیروهای درمانی نبود
ابوالقاسمی در ادامه به مساله مردم غزه و بهویژه کودکان این منطقه هم اشاره کرد و گفت: نیروهای درمانی دانشگاه، همانند بسیاری از پزشکان و پرستاران، با مشاهده تصاویر رنج مردم غزه بارها اعلام آمادگی کردند تا برای کمک اعزام شوند. آنان تلاشهای زیادی انجام دادند و بهطور مستمر پیگیری کردند، اما از مسیر مصر یا دیگر مسیرها اجازه ورود به غزه داده نشد. این در حالی است که در جریان حملات رژیم صهیونیستی، بیمارستانهای غزه بارها بمباران شدند. شماری از پزشکان و کارکنان درمانی این منطقه کشته، آواره یا گرفتار شدند که باعث محرومیت شدید کودکان و دیگر مجروحان از خدمات درمانی شد.
او در ادامه به این مساله هم اشاره کرد که سازمان ملل و دیگر مجموعههایی که در عرصه بینالمللی از حقوق بشر و انساندوستی سخن میگویند، در عمل نتوانستند اقدامی برای رساندن کمکهای درمانی انجام دهند. حتی در شرایط کنونی نیز اگر گروهی بخواهد برای کمک به مردم غزه اعزام شود، اجازه ورود به آن داده نمیشود. هیچ وجدان پزشکی نمیپذیرد پزشک یا پرستار در آسایش بنشیند، درحالیکه مردم در نقطهای دیگر از جهان در رنج باشند. ، کسی که نسبت به این رنج بیتفاوت بماند، نمیتواند خود را پزشک یا پرستار واقعی بداند.
ابوالقاسمی به عنوان متخصص سرطان کودکان با ابراز نگرانی درباره کودکان مبتلا به سرطان درباره وضعیت کودکان در غزه هم بیان کرد: یکی از موضوعاتی که بیش از همه وجدان انسان را تحت تأثیر قرار میدهد، استفاده از سوءتغذیه بهعنوان ابزار فشار علیه کودکان است. سوءتغذیه در کودکان، بهویژه در سالهای نخست زندگی، میتواند رشد مغزی آنان را مختل کند و آثار آن در آینده باقی بماند. مقامهای رژیم صهیونیستی بارها درباره هدف قرار دادن کودکان سخن گفتهاند و گرسنگی دادن به آنان را بهعنوان ابزاری برای کاهش توانمندی نسل آینده دنبال کردهاند. در این زمینه مقالات متعددی نوشتم و در آنها به این مسئله اشاره کردهام. سوال من این است که چرا باید کودکان از غذا محروم شوند، درحالیکه مردم جهان آمادگی دارند به آنان کمک کنند.
او در پایان با مطرح کردن انتقاد شدید از سکوت سازمانهای بینالمللی و دولتهای غربی به این مساله عنوان کرد: با وجود ادعاهای فراوان درباره انساندوستی و حقوق بشر، در برابر حوادث غزه و لبنان واکنش مؤثری نشان داده نشد. انفجار پیجرها در منازل مردم لبنان نمونهای از این بیتفاوتی است. اگر حادثهای مشابه در یک کشور اروپایی رخ داده بود، بازتاب و پیگیری بسیار گستردهتری پیدا میکرد. در این حادثه، وسیلهای که مردم بهطور عادی از آن استفاده میکردند، با نقشه قبلی در خانههایشان منفجر شد؛ اما کشورهای غربی درباره آن سکوت کردند.
بیشتر بخوانید: