این روزها اخبار مرتبط با ۱۳ ماهیگیر مفقودی بندر لنگه در حالی پُربازدید شده‌است که برخی شاهدان عینی در گفتگو با همشهری، روایتی تازه از آن بیان کرده‌اند و احتمال از اسارات آنها می‌گویند.

همشهری آنلاین- سحر جعفریان عصر: غروب ۲۴ مرداد بود که امیرمحمد، مجتبی، مهدی و محمد از پارکینگ قایق‌ها در اسکله گِشه، قصد صید کردند. از جنگ گاه و بی‌گاه در روزهای آتش بس، دستشان حسابی تنگ شده‌بود و چاره‌ای جز دل به دریا زدن نداشتند. قرار بود صبح فردای غروب ۲۴ مرداد به اسکله بازگردند تا با فروش راشگو، حلواسیاه، سرخو محلی و شاه‌میگوهایی که احتمالا به تور می‌انداختند، در بازار قدیمی ماهی‌فروشان کمی از قرض و قسط‌هایشان را سبک کنند...اما بازنگشتند...نه آن صبح و نه حتی صبح‌های بعدش تا به امروز که۱۳ روز گذشته‌است. بی‌بی زینت، مادر جاشو امیرمحمد ۱۷ ساله از صبح فردای عصر ۲۴ مرداد تا به امروز کارش شده گریه و پیگیری و ساحل‌نشینی. صبح تا ظهر می‌رود فرمانداری، استانداری و نمایندگی وزارت امور خارجه در استان هرمزگان، عصرها هم تا نیمه‌های شب رو در روی دریا می‌نشیند و التماس آن می‌کند تا یکی یک دانه پسرش را برگرداند. امیرمحمد حسین‌زاده یکی از ۱۳ ماهیگیر بندر لنگه است که از ۲۴ مرداد دریا رفته‌ و هنوز بازنگشته…شبیه آن ۱۷ ماهیگیر کنارکی. به روایت شاهدان عینی، سرنوشت امیرمحمد و سه هم‌قایقی‌اش، متفاوت از ماهیگیران کنارکی یا وقوع یک حادثه معمول دریایی است. شاهدان عینی، مدعی‌اند نیروهای نظامی ناوچه‌ای اماراتی، امیرمحمد و مجتبی و مهدی صادقی و محمد اسمَعیلی مزیدی را بازداشت کرده‌اند، نکته‌ای که به عنوان یک گزینه احتمالی از سوی نمایندگی وزارت‌خارجه در هرمزگان نیز مطرح شده بود.

پیشتر، ‌۹ ماهیگیر لنگه‌ای نیز از تاریخ ۲۱ مرداد دریا رفته و بازنگشته‌اند. در مجموع از سرنوشت ۱۳ ماهیگیر لنگه‌ای هنوز خبری در دست نیست. گزارش زیر در گفتگو با تعدادی از شاهدان عینی و برخی اعضای خانواده ۱۳ ماهیگیر و مسئولان استانی تنظیم شده‌است.

شاهدان عینی در قایق سِنگار

ساعت حدود ۱۰ شب ۲۴ مرداد، دل بی‌بی زینت شور افتاد. این درست وقتی بود که امیرمحمد و هم‌قایقی‌هایش کیلومترها دورتر از بندر لنگه، حوالی جنوب جزیره سیری به سرنوشتی نامعلوم گرفتار شدند. سرنوشتی که میلاد صادقی یکی از شاهدان عینی، چنین روایت می‌کند: «۲ تا قایق بودیم. تو هر قایق ۴ نفر. مجتبی و مهدی(صادقی) برادرای ۲ قلوی من هستن که همراه امیرمحمد حسین‌زاده و محمد اسمَعیلی مزیدی، ‌ توی یه قایق بودن. اونا جلوتر از قایق ما، تاب می‌خوردن. از اسفند پارسال (شروع جنگ تحمیلی سوم) جی‌پی‌اس دریایی قطع شد و صیادا مجبور شدن موقعیتشون رو تجربی یا چشمی حدس بزنن. اون شب، نزدیک سیری، سکوهای نفتی امارت رو با سکوهای نصرت ایران اشتباه گرفتیم و فکر کردیم هنوز تو حریم آبی ایرانیم...اما نبودیم. یهو سر و کله یه ناوچه نظامی یا همون گارد ساحلی پیدا شد. از شکل و شمایلش مشخص بود اماراتیه. تا به خودمون بیایم قایق جلویی ما رو با خودش بُرد...رفتن طرف راست که بندر شارجه بود.»

میلاد و ۳ شاهد عینی دیگر که در قایق دوم بودند بعد از کمی سرگردانی روی آب‌های خلیج، سوی بندر لنگه بازمی‌گردند. ابوذر، دیگر شاهد عینی و حاضر در قایق دوم می‌گوید: «یکی دو کیلومتر مونده بود به اسکله گشه، موبایلامون خط داد و زنگ زدیم به خونواده‌ها...». برای میلاد اما این سخت‌ترین کار بود که تلفنی به پدر و مادرش بگوید چه دیده و چه بر سر برادران دوقلویش آمده‌است...حالا، حال مادر دوقلوها هم دست کمی از حال بی‌بی زینت ندارد. روزی هزار بار از نگرانی احوال نامعلوم دوقلوهای ۲۷ ساله‌اش می‌میرد و زنده می‌شود. توان گفتگوی طولانی ندارد و فقط یک جمله می‌گوید: «تازه ۶ ماه بود که رَخت دومادی تن مجتبی کردم...».

شرایط غیر عادیِ‌ یک پدیده عادیِ دریایی

نیمه‌شب ۲۴ مرداد، تلفن همراه خلیل اسمعیلی مزیدی، برادر بزرگتر محمد (یکی از ماهیگیران بازنگشته لنگه‌ای) به صدا درآمد و کسی با هول و هراس در آن گفت: «خویی خالوجان؟ ببخش ایی موقع زنگ زدم...راستی‌اَتش...چطو بگم...شرطه‌ها (نیروهای دبی-امارات) قایق بچه‌ها رو گرفتن...محمد هم تو او قایق بودَه...». از آن نیمه‌شب، خلیل با شنیدن زنگ تلفن، پریشان می‌شود: «هر بار زنگ تلفن رو می‌شنوم دنیا دور سرم می‌چرخه. هم می‌ترسم خبر بدی باشه، هم امید دارم خبر خوشی برسه.» خلیل، راننده لیفتراک است اما پیشتر مانند بسیاری از مردان بندر، ماهیگیر بوده: «از ۱۰ سالگی رفتم دریا. همه چَم و خَمشو می‌دونم. معمولا برای صید، ۲ یا ۳ قایق باهم سِنگار (همراه) می‌شن تا اگه اتفاقی برای یکی از قایقا پیش اومد؛ قایق همراه، کمک باشه...شب ۲۴ مرداد، جاشوهای قایق دوم یا سنگار به چشم خودشون دیدن که نیروهای اماراتی، برادر منو با ۳ تا از ماهیگیرای دیگه دستگیر کردن...اونا مفقود نشدن...جاشون معلومه؛ پیگیری دیپلماتیک می‌خواد، نه جستجوی دریایی.» او ادامه می‌دهد: «اتفاقایی مثل این اتفاق تو شرایط عادی، خیلی نگران کننده نبود. چون همه می‌دونیم، ماهیگیر یا ماهیگیرایی که به هر جهت، وارد حریم آبی کشورای همسایه می‌شن بعد از دستگیری یه تماس تلفنی با خونوادشون می‌گیرن و خبر می‌دن که مثلا قراره ۲ تا ۴ ماه تو کشوری که حریمش رو نقض کردن، بازداشت شن...ولی شرایط الان، عادی نیست...ضمن اینکه برادر من و باقی بازداشت شده‌ها تا الان تماسی نگرفتن و هیچ خبری از وضعیت‌شون نداریم...وای از این بی‌خبری.» این روزها خلیل، یک پا به فرمانداری استان هرمزگان دارد و یک پا به اسکله گشه؛ همان اسکله که آخرین بار، محمد را آنجا دید...محمد داشت گره طناب قایق را از تیرک مهار (ستون‌های چوبی یا فلزی اسکله برای بستن طناب پهلوگیری) باز می‌کرد و دستِ خداحافظی تکان می‌داد. بی‌بی زینت هم گاهی، بی‌تابی‌هایش برای امیرمحمد را می‌آورد اسکله.

مواج بین امید و سوگ

همسر جاشو رجب کریمی هم نگران است: «شوهرم با ۸ ماهیگیر دیگه، غروب ۲۱ مرداد به دریا زده و هنوز هم برنگشته. اون شبی که سی صید رفتن دریا، آسمون هیچ باری نداشت؛ نه ابری...نه بادی. قرار بود مثل همیشه ۲ روز تور بندازن و برگردن. چند تا صیاد همون شب، اونا رو نزدیک سیری دیده بودن.» اغلب، امیدوار است یا که سعی دارد خود را امیدوار نشان دهد؛ شاید چون نمی‌خواهد ۳ فرزندش خیلی از چشم به‌راه بودن برای پدرشان، رنج بکشند: «دلم مثل آبِ همی دریا، روشنه که برمی‌گردن.» با این حال، گاهی که دچار ناامیدی می‌شود بسیار فکر و خیال می‌کند: «یکی از ناخداهای بازنشسته بندر می‌گفت احتمالش زیاده رجب و ۸ ماهیگیر دیگه رو هم امارات گرفته باشه؛ چون تقریبا همشون توی یه محدوده، ناپدید شدن! اگه اینطور باشه پس چرا دولت امارات چیزی در موردشون نمی‌گه؟ آخه مسئولای استان به ما گفتن که نامه زدن به امارات و پیگیرن.» عبدالله سرپرست، پدر یکی دیگر از ماهیگیران لنگه‌ای بازنگشته به خانه است: «پسرم، احمد ۲۲ سالشه. راستش خوب یادم نیست ۱۸ مرداد بود یا ۲۱ مرداد که با ۲ تا از دوستاش (فاروق ملاحی و منصورزادگان) رفتن دریا. ساعت نزدیکای ۳ نصفه شب بهم زنگ زد، ‌ گفت کلی ماهی گرفتیم و شاید فردا شب برگردیم...مادرش ناراحتی قلبی داره و بی‌قراره؛ مدام تو راه بیمارستان و فرماندارییم. هیچی نمی‌خوایم جز اینکه بهمون بگن که احمد زنده اس.»

یک بندر به جستجو و انتظار

چند روز پس از ۲۱ مرداد، خبر بازنگشتن نخستین گروه (۹ نفر) از ماهیگیران در لنگه پیچید. اهالی بندر، آنها که قایق داشتند بی‌توجه به کمبود و گرانی سهمیه سوخت و در حد توان خود به جستجوی دریایی پرداختند. جاشوهای بی‌قایق هم به هم‌دردی با خانواده‌های ماهیگیران بازنگشته، مشغول شدند. این میان، شماری از فعالان شبکه‌های اجتماعی و مجازی نیز با انتشار حداکثری اخبار ۱۳ مفقودی بندر لنگه به کمک آمدند. مهیار خسروی، مسئول انجمن پیشگیری از حوادث دریایی (نخستین تشکل مردم‌نهاد در حوزه ایمنی، آموزش و نجات دریایی) در ارتباط با جستجوی دریایی می‌گوید: «مفقودی ۱۳ ماهیگیر لنگه‌ای به صورت محرز تایید و ابلاغ نشده‌است. بنابراین عملیات جستجوی دریایی از سوی نیروهای ما در محدوده‌ای خاص برای ساعت‌هایی متوالی تاکنون صورت نگرفته‌است.» این در حالی‌ست که پیشتر فواد مرادزاده، فرماندار بندرلنگه در گفتگویی خبری، اعلام کرده‌بود: «صیادان با ۳ قایق جداگانه از اسکله بندرکنگ و اسکله گشه عازم دریا شده‌اند و تاکنون خبری از موقعیت و وضعیت آنها در دسترس نیست. با در نظر گرفتن احتمال اتمام سوخت، ایجاد نقص فنی و یا شرایط نامساعد دریا، ‌ بررسی‌های فنی در حال اجراست.»

محمد سلیمانی، رئیس نمایندگی وزارت امورخارجه در هرمزگان نیز در گفتگو با فارس از دستگیری این صیادان به عنوان یک گزینه احتمالی یاد کرده بود: «با توجه به گزارش خانواده‌ها و هرگونه احتمال از فوت تا دستگیری توسط گاردهای ساحلی کشورهای حاشیه خلیج فارس، کار اداری و مکاتبه نمایندگی وزارت امورخارجه در هرمزگان با دفاتر و سفارتخانه‌های کشورمان در کشورهای عمان، امارات و قطر در دستور کار قرار گرفت.»

با این همه، هنوز هم بی‌بی زینت، التماس دریا می‌کند و هنوز هم مادر مجتبی و مهدی روزی هزار بار از بی‌خبری احوال دوقلوهایش می‌میرد و زنده می‌شود...و باقی خانواده‌های ماهیگیران بازنگشته از دریا نیز هنوز چشم به‌راهند.

منبع: روزنامه همشهری