همشهری آنلاین: عیسی محمدی: لابد شما هم درباره توسعه بسیار شنیدهاید. توسعه به زبان ساده، یعنی رشدکردن. در فرهنگ عامه، مردم غالبا ثروتمندترشدن یک کشور را، دال بر رشد و توسعه میدانند. البته تا حدودی درست است اما تنها بخشی از توسعه مربوط به جنبههای مالی و اقتصادی است. جنبههای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی هم وجود دارند که باید در توسعه دیده شوند. درواقع امروز توسعه، بهمعنای توسعه همهجانبه است، نه صرفا توسعه اقتصادی و مالی.
از جنبههای مهم توسعه که غالبا توجهی به آن نمیشود، توسعه فرهنگی است. اما این یعنی چه؟ یعنی فضایی فراهم شود که شهروندان یک جامعه، مصرف فرهنگی باکیفیت و خوبی داشته باشند. این مصرف فرهنگی حالا، میتواند مطالعه باشد، تماشای تئاتر و سینما و حضور در کنسرتها و گعدههای فرهنگی و... باشد. این مصرف فرهنگی، منجر به اصلاح و بهبود مجموعه اعتقادات، باورها و سنتهای مرسوم و حتی پیش از این یک جامعه هم میشود و میدانیم که همه اینها، با کمی اغماض، یعنی فرهنگ.
جیمز کلیر، نویسنده، در جایی از کتابهایش اشاره میکند که امکان ندارد که یک فرد در یک محیط نادرست، بتواند عادتهای درست را در خودش پرورش بدهد. روانشناسی اجتماعی هم این اصل را تأیید میکند؛ ما هم بر محیط و پیرامون خود اثر میگذاریم، هم اثر میپذیریم. یک اثرگذاری و اثرپذیری تعاملی و دوطرفه است. پس به این ترتیب، امکان ندارد یا بسیار سخت است که ما جامعهای داشته باشیم که در آن، ساختارها و فضا برای مصرف فرهنگی و رشد فرهنگی فراهم نباشد، اما به زور بخواهیم رشد فرهنگی ایجاد کنیم. به همین دلیل است که باید اشاره کرد رشد و توسعه فرهنگی، ابتدا از خانوادهها آغاز میشود. وقتی فرزندی در خانوادهای چشم به دنیا گشوده و بزرگ میشود که در آن، کتابخانهها بزرگتر از تلویزیونها و اشیای ویترینی و نمایشی هستند، طبیعی است که به راحتی میتواند عادت به مطالعه و مصرف فرهنگی را در خودش رشد بدهد.
اما در اینجا باز هم پای اقتصاد به میان میآید: چطور باید هزینه این مصرفهای فرهنگی را تأمین کرد؟ گزارهای که درصورت خودش، درست بهنظر میرسد، اما در بطن خود، نه. حقیقت امر این است که مصرف فرهنگی، بیشتر یک تعهد و عادت است تا یک متغیر اقتصادی؛ وگرنه این همه کتاب رایگان اینترنتی و این همه کتابخانه در سطح شهر و این همه فیلم و سریال مناسب و این همه رویدادهای فرهنگی ریز و درشت و... و. وجود دارند که میتوانند سبد مصرف فرهنگی ما را پر و پیمان نگه دارند. مسئله اصلی در اولویت و اهمیت است؛ نه در پول توی جیبمان. ما اگر اولویت به چنین چیزهایی داشته باشیم، قطعا انجامشان خواهیم داد.
فرهنگ به زبان ساده، هوایی است که حتی اقتصاد و سیاست و اجتماع نیز در آن شکل گرفته و زندگی میکند. پس به نوعی حتی مقدمه توسعه اقتصادی نیز فرهنگ است. و رشد فرهنگ، جز از منظر توسعه فرهنگی امکانپذیر نیست و توسعه فرهنگی نیز ابتدا از خانواده آغاز میشود؛ این مهمترین ریزنهاد اجتماعی. آیا دانستن همین نکتههای ساده، برای نهادینهکردن مصرف فرهنگی، ازجمله کتابخوانی، در یک خانواده کافی نیست؟ آنهم برای خانوادهای که حاضر است پول پیتزای مضر برای سلامت خانواده را بپردازد، ولی پول کتاب و تئاتر و سینما را نه؟