تهران صدسال پیش‌ روشن نبود. اگر هم تک‌ و توک و مکانی و خیابانی در شهر روشن بود روشنایی‌اش را یا از فانوس می‌گرفت یا چراغ‌موشی.

همشهری آنلاین- نصیبه سجادی: تا قبل از آن که برق به خیابان‌ها و کوچه و خانه‌ها بیاید مردم باید با تاریک شدن هوا به خانه‌ها می‌رفتند و تا صبح روز بعد که خورشید طلوع نمی‌کرد همان‌جا می‌ماندند. سعید نفیسی در کتاب تهران قدیم این را می‌گوید و ادامه می‌دهد: «تنها کسانی که در شب می‌توانستند در شهر آزاد بگردند، میرآب‌ها بودند که مراقبت رساندن آب به خانه‌ها را بر عهده داشتند برای اینکه آب گل‌آلود و آلوده به چیز دیگر نباشد.»

فانوس‌کش‌ها

پیش از روشن شدن شب‌های این شهر به لطف کارخانه برق مردم زحمت روشن کردن راه و چاه را با چراغ موشی و فانوس برعهده داشتند. نفیسی می‌گوید: «آن زمان معابر تهران بسیار تنگ و کثیف، تابستان پر از خاک و زمستان پر از گل بود و راستی تا قوزک پا در گل فرو می‌رفت. در سراسر شهر چاله‌ها و گودال‌های فراوان بود و بسا اشخاصی که در تاریکی بدانجا فرو رفته و پایشان شکسته است. تنها اعیان در بالای در خانه‌های خود یک چراغ نفتی روشن می‌کردند و پیش از آن پیه‌سوز این کار را می‌کرد. وقتی که کارخانه برق حاج حسین‌آقا امین‌الضرب مهدوی به‌کار افتاد، در چهار پنج خیابان وسط شهر، هر سی یا چهل متر فاصله، چراغی روشن کردند و پیداست کارخانه‌ای که با زغال سنگ برق می‌داد، تا چه اندازه می‌توانست راه مردم را روشن کند. کسانی که از شکسته شدن پا و دست و گردن بیم داشتند کسی را به خدمت می‌گرفتند و او فانوس به‌دست می‌گرفت و پیشاپیش آنها راه می‌رفت و او را «فانوس‌کش»می گفتند. کم‌کم در جوانی ما فانوس شیشه‌ای و از این چراغ‌های معدنچیان اروپا که «فانوس دستی»یا «چراغ بادی»می گویند و پس‌ از آن «چراغ زنبوری» معمول شد.»

برق فقیرها و پولدارها

جعفر شهری هم در کتاب طهران قدیم اشاره‌ای به تهران در روزگاران بی‌برقی‌اش کرده و گفته است: «ارزان‌ترین چراغ مورد استفاده در ایران کهن چراغ‌موشی نام داشت. این نوع چراغ که بیشتر مخصوص طبقات فقیر جامعه بود، روغندانی فلزی یا گلی داشت که در آن سوراخی برای گذاردن فتیله تعبیه می‌کردند. چراغ‌موشی را در مستراح‌های عمومی، آشپزخانه‌ها و آب‌انبارها می‌گذاشتند و نور ضعیف آن در مثل‌هایی مانند «چراغ‌موشی به از خاموشی» به تلویح یاد شده است. نوع دیگری از چراغ‌های ارزان‌قیمت پیه‌سوز نام داشت که سوخت آن معمولا از پیه مذاب و گاهی از دیگر روغن‌های نباتی بود. چراغ‌های طبقات مرفه از فلزات گران‌قیمت‌تری ساخته می‌شد و سوخت آنها هم معمولا روغن‌های کم‌بو یا معطر بود.»

چراغ عمرت روشن!

مردم تهران که سختی‌های بی‌برقی را بسیار دیده و روشنایی و نور برای‌شان ارزشمند بود شاید به این دلیل برای روشن کردن چراغ و استفاده از زیبایی‌های نور و پاکی آداب‌ورسومی داشتند. نفیسی می‌گوید: «روشن کردن چراغ در تهران عصر ناصری آداب‌ورسومی داشت، وقتی آنها را نفت‌گیری و تمیز می‌کردند با سلام و صلوات کبریت بر آنها می‌زدند و هنگام بالا کشیدن فتیله آنها باز صلوات فرستاده و به شاه چراغ که مقصود شاه چراغ شیراز است درود می‌فرستادند.

وقتی در دکان‌ها چراغ را روشن می‌کردند، همه مشتریان با صدای بلند صلوات می‌فرستادند و از جمله آداب این بود که هر کس تا یکی دو ساعت از شب گذشته وارد دکانی می‌شد می‌باید بگوید «چراغت روشن!» و صاحب دکان جواب می‌داد: «چراغ عمرت روشن!»

برچسب‌ها