امروزه در دنیای فرزندپروری با پدیده‌ای روبه‌رو هستیم که گاهی آرامش خانواده‌ها را هدف قرار داده است؛ بازار داغ و شتاب‌زده برچسب‌زنی به رفتارهای طبیعی نوزادان و کودکان. تله‌ای بزرگ که پشت عناوین علمی، والدین را در مسیر درمان‌های بی‌پایان و فرساینده قرار می‌دهد.

همشهری آنلاین - یکتا فراهانی: کودکی، فصلی از تغییرات مداوم و رفتارهای ناگهانی است؛ دورانی که در آن لجبازی، هیجان بالا یا افت تمرکز می‌تواند بخشی از فرآیند شناخت دنیا باشد. بااین‌حال، گزارش‌های روان‌شناختی نشان می‌دهند حجم انبوه اطلاعات در فضای مجازی و ظهور متخصص نماها، حساسیت‌های کاذبی را در جامعه ایجاد کرده است. بسیاری از مادران و پدران نگران، با دیدن کوچک‌ترین جنب‌وجوش یا بی‌توجهی فرزندشان، کابوس اختلالات رشدی را مرور می‌کنند. اما مرز میان یک رفتار کاملاً طبیعی در سنین رشد با یک عارضه واقعی کجاست و چرا آگاهی از این مرز، نجات‌دهنده آینده فرزند ماست؟

‌منبع تقویتی رفتارهای منفی

حدیث امینی طامه، درمانگر فردی و کودک در این باره به همشهری می‌گوید: امروزه بسیاری از رفتارهای غریزی کودکان به‌سرعت زیر ذره‌بین اختلالاتی چون بیش‌فعالی یا اوتیسم می‌روند. این برچسب‌زنی‌های بی‌رویه، نوعی انگ روانی ایجاد می‌کند که می‌توانند پتانسیل رشد طبیعی فرزند را به بند می‌کشد. یکی از بزرگ‌ترین آسیب‌های این پدیده، تغییریافتن تفکر والدین است؛ به‌طوری که رفتارهای عادی گذشته، ناگهان به‌عنوان نشانه‌ای از یک بحران عمیق تعبیر می‌شوند و این رویکرد، اضطراب را به رگ‌های خانواده تزریق می‌کند.

برچسب‌زدن به انسان‌ها، به‌ویژه در سنین پایین، ویژگی عجیبی دارد؛ این کار مکانیسم درون روانی فرد را به سمتی می‌برد که همان رفتار منفی در او تقویت شود. حال اگر این انگ و برچسب از زبان یک متخصص یا فرد صاحب صلاحیت بیان شود، اثر تخریبی و تقویت‌کننده آن به‌مراتب بیشتر خواهد شد. به‌این‌ترتیب، آگاهی مراجع و والدین در برابر بمباران اطلاعاتی روزانه اهمیت پیدا می‌کند. اولین گام برای خروج از این چالش، بالابردن سطح دانش واقعی است؛ به این معنا که والدین باید رفتارهای طبیعی هر بازه سنی را به‌خوبی بشناسند. قشقرق و لجبازی در یک کودک زیر دو سال، رفتاری کاملاً هم‌راستا با سیر تکامل اوست، اما همین رفتار برای کودکی در سنین بالاتر که توانایی کلامی لازم را برای ابراز وجود دارد، نیاز به بررسی دارد.

‌معیار واقعی برای سنجش چالش‌ها

شناخت نشانه‌ها مفید است، اما حساسیت بیش از حد و وسواس‌گونه می‌تواند آسیب‌زا باشد. در روان‌شناسی، زمانی می‌توان از یک رفتار به‌عنوان مشکل یا اختلال یاد کرد که عملکرد روزمره و طبیعی کودک را مختل کرده باشد.

امینی طامه در این بخش بر اهمیت شهود و شناخت والدین تاکید دارد و یادآور می‌شود که پدر و مادر به دلیل ارتباط نزدیک، اولین و بهترین کسانی هستند که می‌توانند متوجه تغییرات واقعی فرزند خود شوند، اگرچه تشخیص نهایی همواره بر عهده متخصص است. بااین‌حال، در صورت احساس وجود مشکل، جستجو برای یافتن یک درمانگر باسابقه و آگاهی از حقوق مراجع، حق طبیعی خانواده‌هاست. هیچ والدی ملزم به پذیرش بی‌چون‌وچرای یک تشخیص شتاب‌زده در یک جلسه کوتاه نیست.

‌ریشه‌یابی در تاروپود روابط خانوادگی

یکی از کلیدی‌ترین مسائلی که هنگام پیگیری چالش‌های رفتاری کودکان باید بررسی شود، کیفیت ارتباطات است؛ ارتباط میان مراقب و کودک، تعاملات پدر و مادر و در کل منظومه روابط خانوادگی. حتی پیچیده‌ترین مسائل ژنتیکی نیز در دل محیط معنا پیدا می‌کنند. شواهد علمی نشان می‌دهند اگر محیط برای بروز یک ژن آماده نباشد، آن ژن می‌تواند برای همیشه خاموش بماند. مشکلات رفتاری معمولاً در دل رابطه‌ها متولد می‌شوند و در دل همان رابطه‌ها نیز مسیر بهبود را طی می‌کنند.

کودکان به دلیل روحیه حساس خود، نخستین کسانی هستند که ترکش‌های مشکلات ارتباطی خانواده را در قالب علائم رفتاری بروز می‌دهند. امینی طامه تصریح می‌کند اولین قدم برای درمان ریشه‌ای و اصولی، متمرکز بر روان‌درمانی والدین است. زمانی که بزرگسالان رفتارها و روابط خود را اصلاح کنند، بازتاب مستقیم آن را در آرامش زندگی فرزند خود خواهند دید.

بیشتر بخوانید

‌جعبه ابزار درمان‌های مکمل

در کنار فرآیند اصلاح روابط و درمان والدین، لازم است کودک نیز دوره‌های درمانی و بازی‌درمانی خود را به‌صورت کامل طی کند. در مسیر این درمان‌های روان‌شناختی، درصورتی‌که ساختار بالینی ایجاب کند، می‌توان از ابزارهای مکمل نیز بهره گرفت. درمان‌های عصب‌شناختی مدرن مانند نوروفیدبک و تحریک الکتریکی مغز یا همان تی‌دی‌سی‌اس، در کنار دارودرمانی، همگی ابزارهای کمکی هستند که باید صرفاً به‌عنوان مکمل روان‌درمانی و زیر نظر متخصصان مجرب به کار گرفته شوند، نه به‌عنوان میان‌بری برای فرار از حل ریشه‌ای مشکلات ارتباطی.

ضرورت توجه به فرضیات زودهنگام

در یک نگاه جامع باید دو اصل حیاتی را همواره به یاد داشت؛ از نظر علمی و بالینی، امکان تشخیص گذاری قطعی اختلالات رفتاری بر روی کودکان زیر سه سال وجود ندارد و نباید با فرضیات زودهنگام دنیای آن‌ها را تیره کرد. حتی در صورت تایید وجود یک اختلال، این موضوع هرگز به معنای پایان زندگی یا بن‌بست رشد نیست. کودک شما با هر ویژگی رفتاری و ساختاری، موجودی منحصربه‌فرد است. وظیفه اصلی والدین و درمانگران این است که راه اختصاصی رشد آن کودک را بیابند، استعدادهایش را کشف کنند و او را بدون قضاوت و مقایسه با دیگران، همان‌گونه که هست ببینند و بپذیرند.

منبع: همشهری آنلاین