نیمه شب ٢٣ اسفند ١۴٠۴ را نه داریوش هخامنشی و نه تاجری از جاده ابریشم و نه حتی فرهاد کوه‌کن تصور داشت...

همشهری آنلاین_سحر جعفریان عصر:نیمه شب ٢٣ اسفند ١۴٠۴ را فقط کارگران کارخانه کاشی و سرامیک بیستون که آن را زندگی کرده‌اند، خوب باور دارند. نیمه‌شبی از میانه جنگ تحمیلی سوم که انفجار موشک در یکی از کارخانه‌های بزرگ شهرک صنعتی زاگرس در حاشیه کرمانشاه به قدر حدود هزار و ۵٠٠ میلیارد تومان (برآورد اولیه) ویرانی به بار آورد...روایت‌های زیر، حاصل ساعت‌ها حضور میدانی و گفتگو با مدیران و کارگران کارخانه و همچنین همسایگان دور و نزدیک نسبت به موقعیت جغرافیایی شهرک صنعتی زاگرس، است.

عکسها:حامد خورشیدی



اپیزود اول؛ تولید، صفر و جنگ، هزار و ۵٠٠ میلیارد تومان
عقربه‌ها به حدود ساعت یک و نیم بامداد رسیده‌اند. زمان به وقت شیفت شب کارخانه در شهرک صنعتی زاگرس در شمال شرقی کرمانشاه، درست پای دامنه‌هایی از رشته کوه زاگرس است. حدود ١۵٠ کارگر مشغول کارند. صدای مجری رادیو که می‌گوید: «... هم اینک، آغاز موج پنجاه و سومین وعده صادق ۴...» شنیده می‌شود. میانش، صدای اسد رحمانی، مدیر تولید نیز می‌پیچد. ناگهان، بووومب...و ثانیه‌هایی سکوتی سنگین و بعد سوت گوش و بعدتر، خاک و خون و دود و آوار. بعضی کارگران، پناه گرفته و بعضی از شوک، بی‌حرکتند؛ همگی‌شان اما در هر حال به مرگ، حسرت، کارخانه، بیکاری، خرج خانه و البته آقا جلال فکر می‌کنند.



اپیزود دوم؛ آقا جلالِ کورلئونه
جلال فتوحی، کارآفرین و مدیرعامل کارخانه، کُرد و اهل کرمانشاه نیست. تُرک است و اهل تبریز...سابقه طولانی در حوزه تجارت و صنعت مصالح ساختمانی دارد. فتوحی اوایل دهه ٩٠ به کرمانشاه آمد و همین کارخانه (کاشی و سرامیک) را خرید. دغدغه‌اش اشتغالزایی در مناطق ویژه است...کمی بعد از سقوط و انفجار بزرگ موشک، پژمان رضایی، سرپرست کنترل کیفیت، نام آقا جلال را در فهرست مخاطبان گوشی تلفن همراهش جستجو می‌کند. هول کرده و هراس دارد. با این حال، تماس می‌گیرد: «صدتا جمله بی‌ربط سرهم کردم تا اینکه بالاخره گفتم؛ آقا، کارخونه رو زدن...». پژمان، پسِ آن همه دلهره و جمله‌چینی، تنها «کسی، طوریش شده یا نه؟» را می‌شنود. این همان چیزی‌ست که آقا جلالِ غیر بومی را برای همه بومی‌های کرمانشاه، دوست‌داشتنی کرده...چند ساعت بعد، او از تهران می‌رسد. پیشتر از او ولی دانش‌آموزان مدرسه‌ای که در یکی از روستاهای اطراف ساخته، برای کمک رسیده‌اند. کسانی هم آمده‌اند به رسم همسایگی و دوستی، کلید خانه خود را تحویل آقا جلال و کارگرهای غیر بومی دیگر بدهند و بگویند: «سرتان سلامت. مبادا غصه بخورید؛ خدا هست، ما هم کمک‌تانیم.»



اپیزود سوم؛ کاشی‌های شکسته و کارگران دلواپس
هنوز آتش انفجار، مهار نشده و دود غلیظی انتهای محوطه کارخانه پیداست که آقا جلال آستین بالا می‌زند برای آواربرداری. ساختمان نوساز محل اقامت خانواده تعدادی از کارگران تخریب شده، ساختمان اداری نیز آسیب دیده، بیش از ٣٠ درخت تنومند شکسته و تَرکش‌های تیز موشک تا خطوط تولید رفته و کوره پخت و دستگاه چاپ دیجیتال از بین برده...هوا از بوی چوب و پلاستیک سوخته و خاکستر داغ، تلخ است. گوشی‌های تلفن همراه یک لحظه هم از زنگ نمی‌افتند؛ زن و بچه‌های نگران کارگرانند که تماس پشت تماس می‌گیرند...یکی از کارگران، مصدوم شده است.



اپیزود چهارم؛ بنویس کارخانه، بخوان خانه
نزدیک صبح که آتش انفجار، خاموش شد تازه، آتش ِ جان کارگران شعله کشید؛ سرخی شعله‌هایش تا تیله چشمانشان بالا آمده بود و جلال فتوحی می‌دید: «حق داشتن دلواپس باشن. به هر حال، کارخونه خیلی آسیب دید؛ یه خط تولید به طور کامل از رده خارج شد و بخش‌های زیادی هم خسارت خوردن. با خودشون فکر می‌کردن طرح توسعه کارخونه (احداث فاز جدید با هدف اشتغالزایی و رونق صادرات) که هیچ، حالا وقت تعدیل و اخراجه...». بیش از ۵۵٠ کارگر در کارخانه این کارآفرین جوان، سرگرم تولید انواع کاشی از خاک مرغوب ایران بوده و همچنان هستند. محمد داودی، تازه‌کارترین آنهاست: «اینجا کارخانه نیست، خانه است و ما هم با هم یک خانواده‌ایم...» خجالتی‌ست که حرف دلش را چند روز بعد از حمله موشکی، با ارسال پیامک به آقا جلال، گفت: «بد به دلتان راه ندید؛ دوباره می‌سازیم...».



اپیزود پنجم؛ خاک وطن، کارشان است
«به کشورهای زیادی صادرات داشتیم؛ کشورهای پیشرفته‌ای که بعضی‌ها با شنیدن اسم‌شان تعجب می‌کردند و می‌پرسند یعنی بلژیک یا چین نمی‌توانند کاشی تولید کنند که از ایران می‌خرن!؟» این را شیوا؟، مدیر فروش کارخانه می‌گوید و ادامه می‌دهد: «از ایران خرید می‌کنند چون خاک ایران، بسیار مرغوب است. خاک از جمله مواد اولیه و اصلی تولید کاشی محسوب می‌شود. در واقع، ذرات خاصی در خاک ایران موجود است که باعث استحکام محصول می‌شود.

» او که در یکی از ٣ حمله موشکی دشمن به کارخانه، حضور داشته، تاکید می‌کند ۶٠ درصد از تولیدات کارخانه به بیش از ٢٠ کشور صادر می‌شد: «که جنگ همه چیز را خراب کرد و حالا هم حمایتی نیست.»



اپیزود ششم؛ مصیبت جنگ و مصائب سرامیک
ایران با توجه به ظرفیت غنی معادن خاک، یکی از بزرگترین کشورهای تولیدکننده و صادرکننده سرامیک در خاورمیانه و جهان به شمار می‌آید. بنا بر آخرین آمار منتشر شده از سوی اتاق بازگانی، صنایع، معادن و کشاورزی کشور، کاشی و سرامیک ایران به بیش از ۵۰ کشور از کشورهای همسایه مانند عراق، پاکستان، افغانستان و حوزه خلیج فارس تا کشورهای اروپایی و کشورهای CIS (تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان) صادر می‌شود. این در حالی‌ست که مطابق به روزترین اطلاعات مندرج در وب‌سایت انجمن صنفی تولیدکنندگان کاشی و سرامیک ایران، بیش از ۱۴۵ واحد تولیدی در حوزه کاشی و سرامیک در کشور فعالیت دارند که علی‌رغم ظرفیت تقریبی و پیش‌بینی شده ۷۵۰ میلیون متر مربع، فقط ۵۰۰ میلیون متر مربع تولید در سال دارند.