نقدی بر کتاب فهرست کتب خزانة الاشرفیه، فهرست نسخه‌های خطی کتابخانۀ تربت ملک اشرف موسی ایّوبی در جامع اموی دمشق، به کوشش سید مهدی جعفری طبری شیادهی، تهران، مرکز میراث مکتوب، ۱۴۰۴.

همشهری آنلاین- فرامرز رادکان: بسیاری از کتابخانه‌های کهن تمدن ایران و اسلام در طول تاریخ به دلایل طبیعی یا سیاسی و مذهبی از بین رفته یا پراکنده شده‌اند. بر این اساس بازشناسی این کتابخانه‌ها و تلاش برای بازسازی آنها و آگاهی از تعداد و تنوع آنها و توجه دارندگان به دانش‌ها و زبان‌های مختلف از کارهای ارزشمند در پژوهش‌های روزگار ماست. در این میان دستیاب شدن فهرستی از کتاب‌های کتابخانه‌ای بزرگ از بین رفته سدۀ ششم قمری یک استثنا شمرده می‌شود. کتابخانه یا خزانۀ آرامگاه ملک اشرف ایوبی در مسجد جامع امویِ شام این بخت را داشته است تا فهرست کتاب‌هایش در قالب کتابی برای ما باقی بماند. تنها نسخۀ خطی این فهرست اکنون در کتابخانۀ فاتح استانبول به شمارۀ ۵۴۳۳ نگه‌داری می‌شود.
این نسخۀ خطی که شامل فهرستی از کتب این کتابخانه به زبان عربی است، موضوع پژوهش چندین سالۀ پروفسور کنراد هیرشلر، مدیر کنونی مرکز تحقیقات فرهنگ‌های نسخ خطی دانشگاه هامبورگ بوده است. وی علاوه بر انتشار نسخۀ عکسی، که خطّی نسبتاً خوب و روشن دارد، عملاً تمام متن و نام کتابهای مذکور در متن را با آوانویسی دقیق، شناسایی کرده و شرح و توضیح داده و حواشی بسیار سودمند بر هر نام ارایه کرده است. این کتاب در سال ۲۰۱۶م به زبان انگلیسی در ۵۲۵ صفحه منتشر شده است. نسخۀ کامل مجازی این اثر در دسترس همگان است.
Hirschler Konrad, Medieval Damascus: Plurality and Diversity in an Arabic Library: The Ashrafiya Library Catalogue, Edinburgh University Press (۲۰۱۶).
انتشارات ارجمند مرکز پژوهشی میراث مکتوب، اکنون متن کتاب را به کوشش و با مقدمۀ سید محمدمهدی جعفری طبری شیادهی منتشر کرده است.
دکتر شیادهی تمام کوشش‌های چندسالۀ هیرشلر در پژوهش و تصحیح و شرح کتاب را تنها با یادکردی در آخرین پاورقی مقدمه ذکر کرده و در توجیه انتشار مجدد همین اثر نوشته است:
«ضمن مطالعات منتهی به پایان کار، طی سالهای گذشته،دانسته شد که استاد تاریخ خاورمیانه دانشگاه هامبورگ و پژوهشگر سنتهای نگارشی اسلامی، کنراد هیرشلر کهبیشتر در ایران به خاطر ترجمۀ کتاب «تاریخنگاری عربیدر دورۀ میانه» شهرت دارد، در کتاب Medieval Damascus به همین نسخۀ فهرست دست یافته و آن راموضوع پژوهش خود قرار داده و متن آن را به همراه ترجمۀانگلیسی، ضمن سلسلۀ انتشارات دانشگاه ادینبورگ درسال ۲۰۱۶م منتشر نموده و آگاهی‌های ارزشمندی از اینرهگذر به دست داده است؛ اما با این‌همه، وجود برخی سهوها، بدخوانی‌ها و ضبط‌های گاه نادرستِ راه‌یافته دراین اثر، ضمن بهره‌گیری از داده‌های سودمند مؤلف، بازنگری و ارائۀ پژوهشی مستقلّ ـ به جای تبیین موارد ویادآوری لغزش‌ها و دگرشدگی‌های متنی ـ را اجتناب‌ناپذیر می‌نمود.»
شیادهی نام کامل کتاب هیرشلر را در فهرست منابع در پایان مقدمۀ کتاب خویش نیاورده یعنی نام «کتابخانۀ اشرفیه» را که روی جلد کتاب انگلیسی آمده است، از عنوان کتاب حذف کرده است که اگر عمدی در کار نباشد، نشان بی‌دقتی وی است. و نیز هیچ کدام از معرفی و نقد و بررسی‌های نوشته شده به زبان‌های انگلیسی، فرانسه و ترکی و غیره دربارۀ کتاب هیرشلر، که مستقیماً به تحقیقات مربوط به نسخۀ تصحیح شده و موضوع کتاب مربوط بوده،ندیده یا در منابع ذکر نکرده است.
از سوی دیگر، پاورقی وی در آخرین صفحۀ مقدمه دارای عباراتی مبهم و غیر علمی است. آیا شیادهی کارش را پیش از آگوست ۲۰۱۶م / مرداد ۱۳۹۴خ به پایان برده و در آخرین مراحل متوجّه شده‌ که به تازگی پژوهشی دربارۀ این کتاب منتشر شده است؟ یا منظور او از پایان کار، همین یکی دو سالۀ اخیر و به عبارت دیگر، ده سال بعد از انتشار کتاب هیرشلر است؟ به هر دو صورت نیازی به یادآوری نیست که آگاهی از پیشینۀ تحقیق، نخستین گام یک پژوهش علمی است. آن هم در دنیای امروز که با یک کلیدواژه "ملک اشرف" یا "خزانۀ دمشق" یا "کتابخانۀ اشرفیه" می‌توانست به متن کامل و برخط کتاب و مقالات دسترسی پیدا کند.
نکته دیگر آن که، شیادهی تمام کار چندسالۀ هیرشلر را در این دو عبارت قضاوت کرده‌ است:
«وجود برخی سهوها، بدخوانی‌ها و ضبط‌های نادرست ... ارایۀ پژوهشی مستقل را اجتناب‌ناپذیر می‌کرد». اما او هیچ نمونه‌ای از اشکالات هیرشلر را نشان نداده است و تنها یک بار در صفحۀ نوزده در ذیل موضوع ترتیب نام کتاب‌های فهرست نوشته‌ که هیرشلر در این باب اشتباه کرده و ترتیب را ابجدی دانسته است. در همین یک مورد نیز به منبعی غیر از اصل کتاب ارجاع داده است.


چنین به نظر می‌رسد که شیادهی متن انگلیسی کتاب را نخوانده یا به درستی بررسی نکرده است، چرا که هیرشلر اشاره‌ای به ترتیب ابجدی ندارد و مفصّلا روش کتابخانه و ترتیب سه‌گانۀ آن بر اساس الفبا، موضوع و اندازۀ کتاب را توضیح داده است. (Hirschler, ۶۷)
مصحّح در ادامه به «بهره‌گیری از داده‌های سودمند مؤلف» اشاره کرده، اما به صورت جزیی به هیچ یک از مواردی که از تتبّعات گسترده و نظرات هیرشلر بهره ‌گرفته‌، اشاره نکرده یا ارجاعی نداده‌ است.
در یک نگاه کلّی چنین برداشت می شود که مصحّح در واقع بیش از ۹۰ درصد کار هیرشلر را مورد استفاده قرار داده اما به روشی غیر علمی به هیچ یک از آن موارد اشاره نکرده است.
اما مهمتر، تفاوت نگاه پدیدآورندگان این دو اثر است، تمرکز شیادهی بر تصحیح متن و توضیح کتابها و آثار منتشرشده است. اما هیرشلر با نگاهی عمیق جوانب مختلف موضوع را بررسی کرده و در واقع تصحیح این فهرست را بهانه‌ای برای پرداختن به پرسش‌هایی اساسی‌تر قرار داده است. این که "یک فهرستِ کتابخانه‌ای، چه چیزی دربارۀ جامعۀ تولیدکننده آن آشکار می‌کند؟" او به خوبی تبیین کرده است که این فهرست به عنوان یک سند فرهنگی، ساختار دانش، سلسله مراتب علوم، و الگوهای مصرف علمی در دمشق سده هفتم هجری را نشان می‌دهد. هیرشلر با تتبعی گسترده بیان داشته که دمشق آن روزگار شبکه‌ای پیچیده از مدارس، خانقاه‌ها و کتابخانه‌ها بود و اشرفیه بخشی از این اکوسیستم علمی شمرده می‌شد. او نشان داده است که کتابخانه نه نهادی حاشیه‌ای بلکه مرکزی فعّال در تولید و گردش دانش بوده است. نیز او این فهرست را نمونه‌ای برای مطالعۀ تاریخ کتاب در جهان اسلام به عنوان منبعی بی بدیل دانسته است.
مهم‌تر آن که بخش مهمی از مقدمۀ هیرشلر به «روش‌شناسی» اختصاص دارد. او اشاره می‌کند که فهرست را باید به مثابۀ یک متن خواند، متنی که انتخاب، حذف، ترتیب و دسته‌بندی حامل معنی است. بنابراین تحلیل او نه فقط کمّی بلکه کیفی و ساختاری است. او اشاره می‌کند بر خلاف تصوّری که کتابخانه‌های مملوکی را عمدتاً فقه‌محور می‌دانند، فهرست اشرفیه نشان می‌دهد که طیف وسیعی از علوم از تفسیر و حدیث، منطق، طب، ادبیات، نحو، کلام و متون فلسفی در این کتابخانه حضور داشته و به هیچ وجه از نظر معرفتی تک‌بعدی نبوده است. او در ادامه به کارکرد اجتماعی کتابخانه اشاره می‌کند که نهادی عمومی برای طلاب و مدرّسان بوده و نقش مهمی در تثبیت سرمایۀ نمادین واقف و حامیان سیاسی او داشته است. بنابراین کتابخانه صرفا محلّی برای نگهداری کتاب نبود بلکه ابزاری برای مشروعیت‌بخشی و بازتولید نخبگان علمی شمرده می شد. هیرشلر در نهایت انتشار این فهرست را نه فقط احیای یک سند یا یک کتابخانه بلکه گامی مهم برای بازاندیشی در تاریخ فرهنگی دمشق مملوکی به عنوان نمونه‌ای از مراکز علمی جهان اسلام می‌داند.
از نگاه این نگارنده، چاپ تازه این کتاب از یک سو، بهره‌گیری فراوان از اثر پیشین بدون اشاره به جزییات و بی‌توجهی به اهداف بلند و روح جاری در آن پژوهش است. و البته تردیدی نیست که چاپ جدید نیز خالی از فوایدی نیست. طبیعی است که در طول ده سالی که از انتشار کتاب نخست گذشته است، برخی از کتابهایی که در فهرست اشرفیه بوده تصحیح و چاپ شده، و آگاهی از آنها دارای اهمیت است. اما راه درست علمی و بی‌شبهه دربارۀ این اثر ارزشمند، نوشتن مقاله‌ای در تکمیل و یا نقد اثر هیرشلر بود تا بتواند برای پیشبرد آگاهی جهانیان نسبت به این موضوع مفید افتد.
اکنون و بر پایۀ چاپ تازه، روشن نیست نواقص کار هیرشلر و میزان استفاده شیادهی از چاپ پیشین به چه میزان است و کسی نمی‌تواند متوجه شود از طریق چاپ تازه، چه اضافات و اصلاحاتی نسبت به کار هیرشلر انجام شده است. و این به معنی دور شدن شیادهی از اصول اولیه روش‌های علمی است.

لینک دسترسی رایگان به اصل کتاب کنراد هیرشلر:
https://www.edit.fis.uni-hamburg.de/ws/files/۱۵۷۲۸۱۱۴/Hirschler_Medieval_Damascus_۲۰۱۶.pdf


منبع: همشهری آنلاین