انیستیتو پاستور ایران طی سه حمله‌ دشمن به کشور، تاریخ‌ ۹ و ۱۵ اسفند و ۳ فروردین، آسیب دید. مرکزی علمی-تاریخی که مستقیم به سلامت و زندگی روزمره مردم گره می‌خورد. آنچه می‌خوانید گزارشی از بازدید این مجموعه و بازخوانی قدمت علمی و تاریخی آن است، همراه با نصرالله حدادی، تهرانشناس.

همشهری آنلاین- لیلا باقری: وارد انیستیتو پاستور که می‌شویم، کارکنان مجموعه را می‌بینیم که مشغول روفتن گرد غم از چهره مجموعه هستند؛ جایی با قدمت بیش از یک قرن که حالا خانه تک تک‌شان است. همراه نصرالله حدادی به قدیمی‌ترین بخش مجموعه می‌رویم و او روایتش را از کودکی آغاز می‌کند؛ از سال ۱۳۳۹، وقتی تنها هفت–هشت سال داشت و نام «پاستور» برای نخستین‌بار در ذهنش نشست: «خواهرم بیمار بود و من همراه مادر برای تهیه پنی‌سیلین به اینجا می‌آمدم. آن روزها دارو در فلاسکی پر از یخ حمل می‌شد و تنها در دو مرکز تزریق می‌شد؛ بیمارستان هزار تخت‌خوابی و رازی. همین تصویری ماندگار از اینجا برایم ساخت.»

حدادی درباره تاریخ بناهای قدیمی مجموعه می‌گوید که بخش‌هایی از آن آسیب جدی دیده است. مکانی که تاسیس آن به بعد جنگ جهانی اول بازمی‌گردد. زمانی که قحطی و بیماری، جان ده ها هزار نفر را گرفت... و عبدالحسین میرزا فرمانفرما تصمیم گرفت در خانه‌باغ خود، بنایی برای مقابله با بیماری‌های عفونی بسازد. «چندماه پیش از این، هیئتی ایرانی متشکل از محمدعلی فروغی، دکتر حکیم الدوله، نصرت‌الدوله فیروز و محمودخان معتمد و محمد حسین خان لقمان الدوله ادهم در حاشیه کنفرانس صلح پاریس با پروفسور امیل رو مدیر انیستیتو پاستور پاریس دیداری کردند که به این تصمیم تاریخی فرمانفرما انجامید. متعاقب ملاقات نصرت‌الدوله فیروز با پروفسور پروفسور امیل رو و رنه لگرو ملاقاتی در پاریس، دکتر جوزف منار به ایران آمد تا پایه‌گذار انیستیتو پاستور در کشور باشد.»

قدمت مبل‌های خانه فرمانفرما قدیمی‌تر از اسرائیل

این تهران‌شناس بخش‌های قدیمی انیستیتو را نشان‌مان می‌دهد؛ از خانه عباس‌میرزا سالارلشکر سوم که انیستیتو در همان‌جا پایه‌گذاری شد و حالا بخش‌هایی از آن تبدیل به آزمایشگاه شده و محل زندگی پرفسور بالتازار که الان نمازخانه کارکنان است تا ساختمان‌های یک‌شکلی که متعلق به فرزندان این واقف بزرگ بود. «محوطه تاریخی خانه‌باغ فرمانفرما در گذشته از شمال به خیابان جمهوری، غرب به کارگر، جنوب به خیابان امام خمینی (ره) و از شرق به خیابان ولیعصر(عج) می‌رسید. در وصف قدمت‌ عمارت‌ها همین بس که در بخش‌های تخریب شده می‌بینید که سقف‌ها توفال یا تیرچوبی هستند و در اثر اصابت پرتابه دیوارهای دو پوش نمایان شده‌اند.»

مجموعه ریاست اینستیتو هم از آسیب در امان نمانده و خرده‌شیشه‌ها کف و روی مبل‌های متعلق به خانه صبار فرمانفرمائیان ریخته‌اند. حدادی می‌گوید اینجا قدمت مبل‌ها هم حتی بیشتر از رژیمی است که به ایران حمله کرده و بعد به معرفی قاب عکس مدیران انیستیتو می‌پردازد که برخی روی زمین افتاده‌اند؛ پروفسور بالتازار، دکتر محمد تقی‌خانی، دکتر سروری، دکتر مصطفی ناموری، دکتر روح‌الامینی و... کسانی که در ادوار مختلف ریاست یکی از ۲۵ انیستیتوپاستور دنیا را بر عهده داشتند؛ از معدود انیستیتوهایی که قدمتی بیش از یک قرن دارد و رتبه‌اش در دنیا زیر ۵ است.

پاستور هنوز ایستاده است

قاب‌ها را سر جای خود می‌گذاریم و قدم‌زنان به حیاط پشتی می‌رویم و جایی که تابلوی «بخش سل و تحقیقات ریوی» کنده و روی زمین افتاده است. نصرالله حدادی به سردیس پرفسور بالتازار میان استخر خالی اشاره می‌کند و می‌گوید «بزرگان زیادی برای ریشه‌کنی انواع بیماری‌ها زحمت کشیدند و این انیستیتو پابرجا خواهد ماند. جایی که شارل دوگل، در وصفش گفت این موسسه از مهم‌ترین دستاوردهای فرانسه در ایران است.»

حالا، میان آوار و سکوت، این جمله معنای دیگری پیدا می‌کند. پاستور هنوز ایستاده است؛ نه فقط در تهران، بلکه در حافظه مردمی که یاد گرفته‌اند از دل ویرانی، دوباره زندگی را بسازند...

برچسب‌ها