همشهری آنلاین - زکیه سعیدی :رضا رویگری با نقشهایش در فیلم های سینمایی «اجارهنشینها»، «شب بیست و نهم»، «بوتیک» و سریالهای تلویزیونی مانند «مختارنامه»، «سه پنج دو» و «معصومیت از دست رفته» خاطرات خوشی از خود در اذهان مردم به یادگار گذاشت. در این گزارش، سیدعباس صالحی، شمیرانپژوه و از دوستان نزدیک این هنرمند، از خاطرات مشترک کودکی در کوچههای اقاقیا تا روزهای آخر عمرش میگوید.
کودکی در باغهای شمیران و میراث پدر باغبان
رضا رویگری تنها فرزند خانواده مردی باغبان در کوچه کاشفالسلطنه بود که از همان بچگی در باغهای پر از اقاقیا و درختان میوه شمیران بزرگ شد. سیدعباس صالحی این را میگوید و سر صحبت را باز میکند: «ما بچهمحلها محمدرضا صدایش میکردیم، پدرش، مشمجتبی، باغبان مومن و سادهای بود که بزرگترین قسمش «به سلام و علیکم قسم» بود؛ قسمی که نشاندهنده صداقت و احترام عمیق او به روابط انسانی بود. مادرش هم فاطمهخانم بود. مشمجتبی صاحب اولاد نبود تا اینکه یکبار در سفری به مشهد، امامرضا(ع) را قسم داد تا صاحب اولاد شود. خداوند هم به او رضا را داد.» بهگفته این شمیرانپژوه، میراث اخلاقیای که رضا از پدرش به ارث برده بود او را به مردی مهربان تبدیل کرد طوری که همیشه دیگران را مقدم بر خود میدانست. رضا از کودکی کنجکاو بود و صدای خوشی داشت. در مدرسه قرآن و سرود میخواند، صدای خوشش در تکیههای شمیران میپیچید. حضور در محیط مذهبی شمیران و دوستی با بچهمحلها مانند هادی اکبری و حسین عباسی، پایههای شخصیت او را شکل داد.
از شعارهای روی شیروانی تا سرود «ایران ایران»
در روزهای پرالتهاب انقلاب ۱۳۵۷، روحیه پرجنب و جوش و مردمیاش حسابی به کمکش آمد و همراه تعدادی از دوستانش روی سقف شیروانی خانهباغها میرفت و شعار مرگ بر شاه سر میداد. صالحی خاطرات روزگار پرتلاطم شمیران در زمستان سال ۵۷را ورق میزند: «در محله پیرزن بانمکی داشتیم که مادر یکی از دوستان رضا بود. وقتی رضا رویگری به همراه دوستانش میرفتند روی سقفهای شیروانی و شعار میدادند، فریاد میزد: «بیاین پایین و الا با تیر میزنندتان!» صالحی از ماجرای خواندن سرود ایران ایران نیز یاد میکند و اینکه تا مدتها کسی نمیدانست، خواننده این سرود کیست: «این سرود، با آهنگسازی فریدون خشنود و شعر حسین سرفراز، در استودیوی خصوصی حوالی میدان انقلاب فعلی ابتدا بهصورت مخفیانه ضبط شد. آن زمان برای خواندن این سرود دنبال صدایی خوش بودند که رضا رویگری انصافا به خوبی این سرود را اجرا کرد و بعدها در یک برنامه تلویزیونی که مجری آن بچه شمیران بود از رضا دعوت کرد روی صحنه دوباره این سرود را بخواند. از این برنامه به بعد، نام رضا بهعنوان خواننده این سرود سرزبانها افتاد.»
کمک شبانهروزی به سیلزدگان
سیل تجریش در ۴ مرداد ۱۳۶۶ یکی از فاجعهبارترین حوادث طبیعی تهران بود؛ بارش شدید باران در درههای دربند و گلابدره منجر به جاریشدن سیلاب شد. این سیل، دومین سیل پرتلفات ایران پس از سیل گرگانرود بود و حتی یک سنگ بزرگ بهعنوان یادبود در میدان تجریش قرار گرفت. عباس صالحی با یادی از این روزها و حضور رضا رویگری درکنار مردم، میگوید: «در میان این بحران، رضا رویگری در اوج شهرت، با عرقگیر، زیرشلواری و چکمه، چند روز سرپا ماند و به سیلزدگان کوچه بهار آزادی محل زندگیاش کمک کرد. او رختخوابها و وسایل مردم را جابهجا میکرد، چای میداد و حتی عکسی از همان روزها داریم درحالیکه به دیوار تکیه داده و خوابش برده است.»