تصور کنید وارد روستایی می‌شوید که چای روی اجاقش هنوز گرم است، کتاب‌ها باز مانده‌اند و لباس‌ها روی بند رخت تکان می‌خورند، اما حتی یک موجود زنده در آنجا نیست! این صحنه‌ای است که کوهنوردان در مواجهه با یکی از روستاهای دورافتاده هیمالیا با آن روبرو شدند.

همشهری آنلاین-یکتافراهانی : در اعماق رشته‌کوه‌های هیمالیا، جایی که اکسیژن کم و افسانه‌ها فراوان است، پرونده‌ای باز مانده که دهه‌هاست خواب را از چشم محققان ربوده است. سخن از ناپدید شدن دسته‌جمعی و ناگهانی تمام ساکنان یک روستا ست. نه اثری از خونریزی بود، نه ردپایی از بهمن و نه نشانی از مهاجرت. گویی زمان در یک لحظه متوقف شده و صدها انسان در چشم‌برهم‌زدنی از صفحه روزگار محو شده‌اند.



‌دهکده‌ای که نفس می‌کشید اما ساکن نداشت

ماجرا از یک سفر اکتشافی معمولی آغاز شد. گروهی از کوهنوردان که برای استراحت به سمت روستای شناخته‌شده‌ای در دامنه‌های مرتفع هیمالیا حرکت می‌کردند، با منظره‌ای روبه رو شدند که تا آخر عمر فراموش نخواهند کرد. روستا در سکوتی مطلق فرو رفته بود. خبری از صدای زنگوله گوسفندان یا هیاهوی کودکان نبود. وقتی آن‌ها وارد خانه‌ها شدند، با صحنه‌ای سورئال مواجه گشتند: سفره‌های غذا پهن بود، نان‌های پخته شده روی تابه خشک شده بودند و تمام وسایل قیمتی و پول‌ها سر جایشان بود. تنها چیزی که وجود نداشت، «آدم‌ها» بودند.


بیشتر بخوانید:

‌ آیا زمین دهان باز کرده بود؟

نخستین چیزی که به ذهن مقامات محلی رسید، وقوع زمین‌لرزه یا رانش زمین بود. اما کوه‌های اطراف کاملاً پایدار بودند. هیچ اثری از تخریب دیوارهای گلی یا ریزش سقف‌ها دیده نمی‌شد. اگر فاجعه‌ای طبیعی رخ داده بود، حداقل باید چند جنازه یا مجروح پیدا می‌شد. اما روستا به قدری مرتب و دست‌نخورده بود که گویی ساکنان آن، درست در میانه یک فعالیت روزمره، توسط یک نیروی نامرئی به آسمان کشیده شده‌اند.

‌ قاتلان نامرئی زیر پوست کوه

زیست‌شناسان و زمین‌شناسان فرضیه علمی‌تری را مطرح می‌کنند. آن‌ها معتقدند ممکن است یک حفره گاز سمی (مانند دی‌اکسید کربن خالص یا متان) از زیر لایه‌های یخی آزاد شده و در عرض چند دقیقه تمام ساکنان را دچار خفگی کرده باشد. اما این فرضیه هم یک بن‌بست بزرگ دارد: اگر آن‌ها جان باخته‌اند، اجسادشان کجاست؟ تئوری توطئه می‌گوید ممکن است یک واحد نظامی مخفی، اجساد را برای سرپوش گذاشتن بر یک آزمایش بیولوژیک ناموفق جمع‌آوری کرده باشد.


‌ فرهنگ بومی در کنار تکنولوژی

این حادثه باعث شد تا دولت‌های منطقه محدودیت‌های شدیدی برای ورود به بعضی مناطق مرتفع وضع کنند. برخی از محققان سئو و ترندهای خبری معتقدند چنین داستان‌هایی، ترکیبی از واقعیت‌های تاریخی (مانند شیوع ناگهانی یک بیماری خاص) و تخیلات محلی هستند که با گذشت زمان شاخ و برگ گرفته‌اند. اما برای آن‌هایی که خانه‌های خالی را با چشمان خود دیده‌اند، این یک داستان نیست؛ یک زخم باز بر پیکره تاریخ هیمالیاست.

یک پدیده نادر زمین‌شناسی

‌ناپدید شدن روستای هیمالیا، چه یک پدیده نادر زمین‌شناسی باشد و چه رازی ماوراءطبیعی، یادآور یک حقیقت بزرگ است: ما هنوز بخش کوچکی از سیاره خود را می‌شناسیم. در ارتفاعاتی که ابرها با زمین ملاقات می‌کنند، مرز حقیقت و خیال به قدری باریک می‌شود که شاید هرگز نتوانیم بفهمیم آن ۳۰۰ نفر واقعاً کجا رفتند. شاید آن‌ها هنوز در جایی، در بعدی دیگر یا در زیر لایه‌های عمیق برف، منتظر پیدا شدن هستند.