تاریخ انتشار: ۲۶ آبان ۱۳۸۵ - ۰۹:۴۴

امیر حسین ناصری: نه، اینجا یکی از ساختمان‌های ناشناخته «ک.گ.ب» نیست. هیچ‌کدام از افسران سرویس جاسوسی شوروی، اینجا حضور ندارند. اینجا ساختمانی قدیمی در مرکز شهر لندن است.

بوریس الیگارش بزرگ و تبعیدی، به قامت جوان ایرانی نگاه می‌کند؛ «پدرت رو می‌شناسم. می‌تونم در عرض چند سال اونقدر پولدارت کنم که حتی پدرت حیرت‌زده بشه. دوس داری با من باشی؟»
این‌گونه کیا درس را نیمه کاره رها کرد و وارد جمع الیگارش‌های روسی شد. راس هرم، بوریس بود. بوریس مغز متفکر این ائتلاف به شمار می‌رفت. در ریاضیات و فیزیک، مدرک دکتری را اخذ کرده بود. هر چند گاهی اوقات شکسته نفسی می‌کرد و خودش را آنقدر که دیگران فکر می‌کردند باهوش نمی‌دانست.

برژوفسکی – آبراموویچ
بوریس برژوفسکی از همان آدم‌های مرفور روسی است. اول، طرح دوستی با رئیس کارکنان بوریس یلتسین (رئیس جمهور سابق روسیه) را طبق نقشه اجرا کرد و از طریق او وارد سیستم کرملین شد. کاخ کرملین به اندازه رویاهای بوریس جاداشت پس خیلی زود به یلتسین نزدیک شد و توانست اعتماد او را به خودش جلب کند. بخش عمده‌ای از ثروت او پس از فروپاشی شوروی سابق به دست آمده بود از این رو با افرادی که مثل او راه پولدار شدن را به درستی طی می‌کردند ارتباط نزدیکی داشت. یکی از همین افراد، رومن آبراموویچ معروف بود. البته او آن زمان فقط مسیر پولدار شدن را یاد گرفته بود. بوریس دست رومن جوان را گرفت و برد وسط کاخ کرملین. یلتسین را دعوت کرد و دست آنها را گذاشت در دست یکدیگر.

بعدها وقتی برژوفسکی به دلیل اختلافاتش با ولادیمیر پوتین از این کشور گریخت و از انگلستان پناهندگی سیاسی گرفت، آبراموویچ مسئول نگهداری اموال او در روسیه شد. آبراموویچ که پایگاه مستحکمی به نام چلسی به جز تجارتش در انگلیس داشت، روابطش با مقامات ارشد روسیه را حفظ کرد و حتی تا مقام فرمانداری یکی از استان‌های دوردست روسیه به نام «چوکوتکا» پیش رفت که البته این آخری برای او بیشتر جنبه تفریح داشت تا مساله دیگر.


ارتباط مشکوک
...اما کیا. کیاوش جورابچیان در تهران به دنیا آمد. پدر او بازرگان صاحب‌نامی در صنعت واردات و تولید خودرو به شمار می رفت. محمد جورابچیان پس از انقلاب اسلامی تهران را ترک کرد و تجارتش را به شهر لندن منتقل کرد. کیا پسر بلند پروازی بود. او فارغ از ثروت پدرش، تحصیلات دانشگاهی را نیمه کاره رها کرد و بدون اتکا به او وارد تجارت شد.


کیا به نیویورک رفت و یک شرکت نفتی تاسیس کرد. هیچ وقت، هیچ‌کس متوجه نشد کیا چه زمانی با سلطان نفت روسیه (برژوفسکی) و رومن آبراموویچ (صاحب عمده سهام شرکت نفتی نفت) آشنا شد اما بنابر یک ضرب المثل روسی «هیچ دودی بدون آتش نیست». کافی‌ست که دریابیم اولین کار تجاری کیا تاسیس یک شرکت نفتی، آن هم در نیویورک بوده است.

باتلاق برزیل
با این حال، تا 2 سال پیش هیچ ردی از کیا جورابچیان در دنیا وجود نداشت. مطبوعات دنیا وقتی به نام جورابچیان علاقه نشان دادند که یک روز، خبر خرید سهام باشگاه کورینتیانس برزیل به کل دنیا مخابره شد. دیگر شاخک‌ها به نام کیا حساس شده بودند. او شرکت نفتی‌اش را با رقم 50 میلیون دلار در آمریکا فروخت و یک شرکت جدید با نام اختصاری M.S.I تاسیس کرد.

 شرکت مدیا اسپورتس اینوسمنت – شرکت سرمایه‌گذاری ورزشی رسانه‌ای – به نام کیا جورابچیان به قصد نقل و انتقال بازیکنان آمریکای جنوبی و سرمایه گذاری در ورزش تاسیس شده بود اما گویا در اینجا می‌توان ردی از سهامداری بوریس برژوفسکی معروف را هم پیدا کرد. البته چنین فعالیت‌هایی اغلب برای پوشش فعالیت‌های بزرگ‌تری مثل تجارت نفت و... انجام می شود ولی به هر تقدیر، محبوب‌ترین باشگاه برزیلی در سن‌پائولو واقع است. این جوان ایرانی‌تبار که آن زمان تنها 33 سال داشت، برای تصاحب باشگاه مقروض و ورشکسته کورینتیانس پا پیش گذاشت و قرارداد شگفت‌انگیزی با برزیلی‌ها منعقد کرد. اگرچه در برزیل، باشگاهی مثل کورینتیانس فروختنی نیست اما آلبرتو دوالیب مدیر 80 ساله باشگاه خیلی زود مسحور پیشنهاد اغواکننده کیا و شرکت M.S.I شد و به این ترتیب، قرارداد به امضای طرفین رسید.

بر اساس این قرارداد 10 ساله، شرکت M.S.I موظف شد تمام هزینه‌های پرداختنی و سرمایه گذاری، به علاوه پرداخت تمام بدهی پیشین باشگاه را بر عهده بگیرد. دو بخش جوانان و تیم‌های آماتور را فعال کند و در عوض، 51 درصد تمام محصولات،حق پخش تلویزیونی، اسپانسرینگ، بازاریابی وتبلیغات را در اختیار بگیرد.

کیا و مافیای روسیه
از همان زمان، برزیلی‌های مشکوک در پی کشف اسرار شرکت انگلیسی M.S.I برآمدند. برای برزیلی‌ها این نکته مشکوک بود که چطور یک جوان 33 ساله می‌تواند باشگاه معروف برزیلی را بخرد و در واقع چه کسانی پشت سر کیا، از او با پول هایشان حمایت می‌کنند. این شک‌ها وقتی بیشتر شد که کیا همان اول کار، برای قدرت‌نمایی، کارلوس ته‌وس را ( به مبلغ 20 میلیون دلار) و خاویر ماچه‌رانو را ( به مبلغ 15 میلیون دلار) خرید و رکورد نقل و انتقالات باشگاه را شکست.

هر چند آلبرتو دوالیب رئیس و پاتولو آنتونیونی مدیر ورزشی باشگاه از فعالیت‌های کیا و M.S.I حمایت کردند اما او مخالفان سرسختی را نیز پیش روی خود می‌دید. یکی از این افراد، رومئو توماجونیور بود که رابطه نزدیکی با پارلمان ایالتی سن‌پائولو داشت و 20 سال در پلیس فدرال برزیل کار کرده بود. او خانواده مشهوری در برزیل دارد. پدر او پلیس ایالت سن پائولو بوده و حالا سناتور این ایالت به شمار می‌رفت.

درگیری‌های لفظی، خیلی زود بالا گرفت. رومئو توما جونیور نماینده شرکت M.S.I را متهم کرد که نگذاشته او تحقیقاتش را انجام دهد. اما توما به نظر نمی‌رسید حریف ساده ای برای کیا باشد؛ «وقتی کیا در کورینتیانس به عنوان مدیر جدید باشگاه معرفی شد، به دوستانم در اینترپل زنگ زدم و متوجه شدم که پشت سر او آدم‌هایی مثل بوری پاتار کاتشیشویلی (سرمایه دار معروف گرجستانی) و برژوفسکی قرار دارند.

در اینترپل، همه چیز واضح و روشن است. آنها می‌دانند که در جمهوری‌های سابق شوروی 5-6 نفر مرد قدرتمند هستند که از فوتبال برای به جریان انداختن پول‌های سیاه مافیای سابق روسیه استفاده می‌کنند و جورابچیان فقط یک وظیفه برعهده دارد.»
پلیس برزیل تحقیق می‌کند


شک برزیلی‌ها به کیا و حامیانش بیش از حد تصور او بود. برزیلی‌ها گمان می‌کردند کورینتیانس پارکینگ چلسی – تیم رومن آبراموویچ – باشد؛یعنی جایی برای توقف، شناسایی و کشف بازیکنان مستعد آمریکای جنوبی. آنها به تاریخ قرارداد شک داشتند. قرارداد M.S.I با کورینتیانس 26 روز پیش از رای‌گیری برای انتخاب اعضای هیات مدیره باشگاه منعقد شده بود و علاوه بر آن،چهره جوان کیا؛ «چهره کیا با امضای قراردادهای اینچنینی با این حجم پول، جور درنمی‌آید. او خیلی جوان است و مثل یک مولتی میلیاردر عمل می‌کند.» به واسطه همین مسایل، کیا مجبور شد بارها به اداره پلیس برود و در مورد سرمایه‌گذاری‌اش در فوتبال برزیل و پولهایش توضیح بدهد.

کیا به دنبال خرید وستهام
معادلات اولیه، زمانی برهم خورد که میان برژوفسکی و آبراموویچ اختلاف افتاد. کیا مامور شد به انگلیس بازگردد و بیش از آن به حاشیه‌هایش در برزیل دامن نزند. بازگشت او به انگلستان با پیشنهاد اغواکننده دیگری همراه بود. همین که به فرودگاه رسید، مطلع شد باشگاه وستهام را تحت پوشش M.S.I باید بخرد. مسیر حرکت برای او ترسیم شده بود.

برنامه‌ریزی‌ها به دقت انجام شده بود. وستهام یونایتد دوره مالی بحرانی‌ای را سپری می‌کرد. 300 میلیون بدهکاری، چیز کمی نبود. این مبلغ قطعا در پایان فصل جاری به بیش از 400 میلیون دلار افزایش پیدا می‌کند زیرا هزینه‌های سال جاری 105 میلیون پوند پیش‌بینی شده است.


اما این داستان وقتی برای انگلیسی‌ها رو شد که کارلوس ته وس و خاویر ماچه‌رانو از کورینتیانس به وستهام منتقل شدند. او بلافاصله پیشنهادش را به مسئولان باشگاه ارائه کرد و هر دو طرف پای میز مذاکره نشستند. پیشنهاد وستهامی‌ها 60 میلیون پوند بود. کیا اعلام کرد به تنهایی نمی‌تواند تمام 60 میلیون پوند را بپردازد اما دوستان پولدار زیادی دارد که این پول‌ها را به خاطرش حاضرند بپردازند.


او همچنین به طور غیرمستقیم برای برزیلی‌های بحران زده پیغام فرستاد: «از آنجایی که  بازیکن اصلی کورینتیانس را به انگلستان آورده‌ام، دیگر نمی‌توانم مالکیت این باشگاه را داشته باشم. می‌خواهم سهامم را واگذار کنم و به انگلستان بروم.»


مذاکره کیا با مدیران وستهام به چالش کشیده شد. مطبوعات انگلیسی حساسیت‌شان را نسبت به حضور این جوان ایرانی نشان دادند. مطبوعات جنجالی انگلیس، اطلاعات ویژه‌ای از کیا منتشر کردند تا مذاکرات نیمه‌کاره رها شود اما گویا کیا تصمیم گرفته است به هر طریق ممکن، وستهام را بخرد، البته شاید این مساله بیشتر نمایانگر تمایل برژوفسکی برای قدرت‌نمایی برابر آبراموویچ باشد اما به هر طریق، کیا به بورس لندن پیغام فرستاد که هنوز احتمال خرید باشگاه انگلیسی وجود دارد. او پیامش را صریح ارسال کرده است اما شاید پیش از او عوامل بازدارنده همه چیز را به هم بزنند.

عالیجناب خاکستری
زمانی به عالیجناب خاکستری کرملین مشهور بود. سلطان نفت و خیلی القاب دیگر تنها برازنده بوریس برژوفسکی هستند. در دوران ریاست جمهوری یلتسین، بسیاری از مقامات به وسیله او برکنار می‌شدند. اما ورودش به دنیای تجارت ،با خرید و فروش کامپیوتر آغاز شد. سپس از نقل و انتقال ماشین خوشش آمد. ثروت اولیه‌اش از دارایی‌های شرکت خودروسازی اوتوواز به دست آمد. بعدها مدیریت ایرفلوت، شرکت نفتی سیب نفت، بیشتر صنعت آلومینیوم روسیه، او.آر.تی بزرگترین شبکه تلویزیونی را به دست گرفت.

 او در انتخاب پوتین در سال 2000 به عنوان رئیس جمهور نقش اساسی داشت اما بعدها رابطه اش با او بر سر واکنش کند پوتین بر سر سانحه غرق زیردریایی کورسک تیره شد و از روسیه گریخت. پیش از تبعید،دارایی وی 3 میلیارد دلار تخمین زده شد. حضور او در اغلب فعالیت‌های تجاری – اقتصادی و ورزشی در دنیا برای بسیاری واضح و روشن است اما او هنوز دم به تله کسی نداده.

مرد میلیارد دلاری
یکی از جوانترین و پرنفوذترین الیگارش‌هاست. در 4 سالگی پدر و مادرش را از دست داد و در فقر سیبری درکنار پدر و مادربزرگش تربیت شد. او مدتی در ارتش خدمت کرد اما بعدها برای شروع، اسباب‌بازی ساخت. اسباب‌بازی‌سازی برای او زمینه ساز پیشرفت و تاسیس تعاونی قطعات خودرو شد. رومن آبراموویچ، زندگی تجاری‌اش را به بوریس برژوفسکی مدیون است که او را وارد معادلات کاخ کرملین کرد.

در سال 1996 عضو هیات مدیره شرکت نفتی او شد و حالا بخش عمده‌ای از سهامش را در اختیار دارد. در سال 2000 شرکت عظیم آلومینیوم‌سازی راشن را تاسیس کرد و بعدها توسط پوتین به فرمانداری استان چوکوتکا منصوب شد. منصبی که برای او بیشتر هزینه داشت تا اعتبار. او در دوره‌ای خزانه‌دار یلتسین بود. اموال او عبارتند از: اکثر سهام سیب نفت، 25 درصد سهام راشن آلومینیوم، 26 درصد سهام ایروفلوت، باشگاه چلسی، ساختمان شش طبقه در لندن، بخشی از ملک دوک‌وست مینستر به ارزش 46 میلیون دلار، خانه‌هایی در مسکو، وست‌ساسکسن و فرانسه. تنها قایق اختصاصی وی 90 میلیون دلار ارزش دارد.


قانونی برای کیا
اگر ریچارد کابون زورش به رومن آبراموویچ نرسد، به کیا جورابچیان که می‌رسد! او وقتی فهمید کیا تصمیم گرفته وستهام را قورت بدهد، از وزارت تجارت و صنایع خواست تا قانون جلوگیری از سرمایه گذاری مخفی در فوتبال را اجرا کند. وزیر ورزش کشور انگلستان نظرش در مورد کیا جورابچیان را چنین مطرح می‌کند: «... جورابچیان یکی از نزدیکان بوریس برژوفسکی، تبعیدی روسی و بدری پاتارکاتیشویلی، تاجر گرجستانی‌ست. البته هر دو،  خبر  به دست آوردن وستهام و تبدیل کردن آن به سومین باشگاه لیگ برتری که از پول‌های شوروی سابق تغذیه می‌شود را رد کرده‌اند.»

کیا حتی نگرانی‌هایی در وزارت فرهنگ رسانه، ورزش و یوفا درباره سرمایه‌گذاران مخفی به وجود آورده است. با این حال، ریچارد کابون که در جریان ریاست کشورش بر اتحادیه اروپا، رئیس کمیته بررسی قانون فوتبال اروپاست و هیچ بعید نیست بتواند قانونی برای جلوگیری از ورود کیا جورابچیان وضع کند.

روزنامه‌ها
روزنامه‌ها خیلی به پر و پای کیا می‌پیچند. روزنامه سان کشف کرده که او 2 شناسنامه با دو تبعیت کانادایی و انگلیسی دارد و روزنامه دیلی میل انگلیس نوشته است: «هیچ انسان عاقلی نمی‌تواند شواهد مشخص مبنی بر ارتباط جورابچیان با ثروت‌های آلوده شرق اروپا را نادیده بگیرد.» اما یک روزنامه فوتبالی در برزیل به نام لاتس هم تحقیقاتش را پس از ورود کیا به برزیل آغاز کرد.

 او در نهایت، موفق شد دریابد که جورابچیان در مراکز ثبت شرکت‌های تجاری و عقد قراردادهای تجاری انگلیس، 4 هویت مستقل دارد با 4 آدرس متفاوت:
1 – کیا کیاوش، کانادایی، ساکن آپارتمان هفتم، پلاک 9، آبی روود لندن، صاحب کمپانی کارما ال.تی.دی (متولد 14/7/1971)
2 – کیاوش جورابچیان، کانادایی، ساکن آپارتمان هفتم، ...، صاحب بخشی از سهام کارما ال.تی.دی (متولد 14/7/1971)
3 – کیاوش جورابچیان، انگلیسی، ساکن شماره 101 در استس مارکت لندن، صاحب کمپانی M.S.I (متولد 14/7/1971)
4 – کیا جورابچیان، انگلیسی، ساکن پلاک 24 خیابان بانکروفت، صاحب کمپانی برانچز (منحل شده) (متولد 14/7/1970)