دکتر علیرضا خطیب، استاد دانشگاه و قرآن پژوه به تازگی جلد هفتم کتاب «۱۴۰۰ پرسش و پاسخ از قرآن کریم» را نوشته است. این کتاب به زبان رسا، تدبر در آیات قرآن را می‌آموزد و چراغ راهی است برای ساختن و داشتن جامعه و امتی اسلامی.

همشهری آنلاین: تدبر در آیات قرآن کریم می‌تواند مومنان نه تنها از گمراهی دور کند بلکه آنها را به تعبیر قرآنی در عمل به صراط مستقیم هدایت کند. کاری که علیرضا خطیب، در کتاب خود کرده است، تا ساختن تست‌های ۴ جوابی، راه را برای اهل فن هموار می‌کند. مخاطبان کتاب او همان طور که خودش می گوید از بچه ۱۱ ساله تا مرد ۸۰ ساله را می‌تواند شامل شود.

محتوای کتاب «۱۴۰۰ پرسش وپاسخ از قرآن کریم» و هدف شما از نگارش و تدوین آن چیست؟

این کتاب تمرینی است برای تفکر و تدبر در قرآن مجید و در یک کلام چراغی است برای روشن کردن  راه تدبر. محتوای کتاب مربوط به آیات قرآن مجید است و پرسش‌ها به گونه‌ای طرح شده که خواننده را ترغیب می‌کند تا با اندیشیدن درباره مفاهیم آیات قرآن وگاه با مراجعه به کتب تفاسیر، پاسخ صحیح را از  بین ۴ گزینه به دست آورد. خوشبختانه برای کمک به خواننده، خلاصه تفاسیر و توضیحات کتاب‌های «تفسیر المیزان»  و «تفسیر نمونه» در فصلی از کتاب در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد.

انگیزه شما از نوشتن این کتاب چه بود؟

در همین ابتدا باید عنوان کنم که نه نویسنده‌ام و نه اهل قلم. کتاب «۱۴۰۰ پرسش و پاسخ از قرآن کریم» هم نخستین تالیفم محسوب می‌شود. در واقع این کتاب حاصل ۳۰ سال تحقیق من در زمینه قرآن شناسی و قرآن پژوهی است که بنا به توصیه بعضی از استادان و دوستان دانشمند واهل قلم آن را به چاپ رسانده‌ام.

اقدام به چاپ این کتاب بدون هیچ گونه نگاه مادی بوده به طوریکه برای تدوین، ویراستاری و چاپ این ۷ جلد کتاب، جمعاً ۱۰۰۰ جلد کتاب در این زمینه تهیه کردم که بالغ بر۱۰۰ میلیون تومان هزینه صرف کردم اما تمام آنها به رایگان در اختیار دانشجویانم قرارگرفت. اکنون هم قصد بهره‌برداری مادی ندارم بلکه آماده‌ام همه امتیاز چاپ ونشر کتاب به یک موسسه یا نهاد آموزشی که قصد انتفاع مادی نداشته باشد واگذار  کنم و حتی برای آموزش رایگان این کتاب آماده‌ام.

انگیزه اصلی و واقعی‌ام از زمانی  شکل گرفت که بنا بر تجربه‌ای که در جلسات قرآن در هیأت‌ها و محافل قرآنی به دست آوردم، این نیاز را احساس کردم که باید برای تشویق  ترغیب اهالی قرآن فرصت و جایگاهی فراهم کنم  تا بیشتر  به مفاهیم آیات توجه کنند و همیشه نگران  این موضوع بوده‌ام که چرا با توجه به احکام روشن و صریح و فرامین قاطع خداوند، آثار و برکات آن در متن جامعه و میان مردم مشهود نیست و متاسفانه با این همه صرف وقت و هزینه برای آموزش و ترویج قرآن کریم، مفاسد اجتماعی کاهش نمی یابد؟!

بنابراین با تکیه برمدد الهی و هدایت قرآن کریم که مردم را به تدبر در قرآن فرمان می‌دهد و نیز با توصیه پیامبر اکرم(ص) به ویژه در خطابه غدیر خم و همچنین سفارش تکان دهنده امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) در نهج‌البلاغه وبالاخره رهنمودهای استادان بزرگ قرآن، تصمیم گرفتم تا حاصل مطالعات و تحقیقات خود را در اختیار علاقمندان قراردهم.

لازم به توضیح است که تدریس مطالب مورد نظر طی چند سال قبل از چاپ کتاب، از طریق تهیه و تکثیر جزوه صورت می‌گرفت.

از چه زمانی شروع به نوشتن این کتاب کردید؟

حدود ۱۵ سال قبل، درماه رمضان به اتفاق تعدادی از دوستان و همکارانم تصمیم گرفتیم که صبح‌ها یک ساعت قبل از شروع کار در اداره، جلسه قرآن به شیوه‌ای متفاوت برگزار کنیم. به این صورت که با تعیین موضوعی خاص و با انتخاب آیات مرتبط با موضوع، همه اعضای جلسه که حدود ۲۰ نفر می‌شدیم موظف بودیم شب قبل از جلسه، با مطالعه دقیق آیات منتخب، درباره موضوع تعیین شده، نظرات خود را یادداشت کنند و در جلسه صبح، آنها را به بحث بگذارند.

در حقیقت جلسات ما به صورت میزگرد برگزار می‌شد و استاد و راهنمای ما، کتب تفسیر المیزان و تفسیر نمونه بود. بنابراین کسی متکلم وحده نبود بلکه هرکس نظرش را بیان می‌کرد و در پایان با کمک کتب تفاسیر یاد شده، جمع بندی انجام می‌گرفت.

حاصل این جلسات را به صورت یادداشت‌های تحقیقاتی جمع آوری کردم تا اینکه امروز به صورت کتاب منتشر شده است.

تفاوت بین مطالعه قرآن با تدبر و قرائت قرآن به صورت معمول  چیست؟

مثال ساده‌ای که استادان قرآن بیان کرده‌اند، آن است که فرض کنید یک نفر شناگر در سطح دریا شنا می‌کند و از این کار لذت می‌برد، اما یک نفر غواص علاوه بر اینکه شنا می‌کند، به کف دریا می‌رود و جواهر گران‌بها جمع می‌کند تا زندگانیش را آباد کند.

تدبر در قرآن، انسان را به اعماق  مفاهیم  قرآن می‌برد، چنانچه با زیبایی‌ها وحقایقی ناب روبه‌رو می‌شود که قبلاً از آنها بی‌خبر بوده و چنان محو این عظمت و زیبایی می‌شود که ممکن است ساعت‌ها متوجه اطراف خود نباشد.

مثال دیگر این که فرض کنید در شبی تاریک می‌خواهید وارد ساختمان بزرگ تاریکی  شوید وشی‌ای را بردارید، حال اگر از یک چراغ قوه کوچک استفاده کنید، فقط جلوی پایتان را می‌بینید و شاید هرگز آن شی را پیدا نکنید، اما اگر از نور افکن استفاده کردید، قطعاً موفق خواهید شد.

به نظر شما تدبر در قرآن چه تاثیری در زندگی مردم و در جامعه دارد؟

تفکر و تدبر هم زمان با قرائت قرآن باعث می‌شود انسان  افکار و اعمال خود را با احکام قرآن و فرامین الهی قیاس کند و دریابد که تا چه حد از مسیر اصلی فاصله دارد و چقدر دور شده است.

پس به فکر چاره می‌افتد تا به راه راست برگردد. کتاب قرآن، دستورالعمل زندگی سالم و راه آباد کردن آخرت انسان است اما چون در زمان خواندن قرآن به صورت معمول از مفاهیم آن می‌گذریم، لذا به خودمان فرصتی نمی‌دهیم تا افکار و اعمالمان را به قرآن عرضه کنیم، بنابراین هیچگاه تغییر مثبتی در کنه زندگی عملی ما ایجاد نمی‌شود و به همین دلیل در اصلاح و بهبود شرایط جامعه تاثیرگذار نخواهیم بود.

قرآن کریم با نقل سرگذشت اقوام مختلف به انسان هشدار می‌دهد که بی‌توجهی به دستورات خدا و پیامبرانش چه عواقب شومی در پی دارد و برعکس اطاعت از خدا و رسول اکرم موجب نزول برکات و نعمات الهی خواهد شد.

یقیناً تأمل و دقت در این سرگذشت‌ها می‌تواند تاثیر بسزایی در متن زندگی انسان داشته باشد. بد نیست در اینجا اشاره کوتاهی به بعضی از این هشدارها کنیم. مثلاً چرا قوم شعیب نبی(ع) به عاقبت شومی دچار شدند که حتی یک نفر از آنها جان سالم بدر نبرد؟ قرآن پاسخ می‌دهد «آن قوم اهمیتی به نصایح وحتی تهدیدات پیامرشان نمی‌دادند.»

از آنجا که این قوم عادت به  گران فروشی داشت، خداوند بارها و بارها آنها را از گران‌فروشی  نهی و تهدید به عذاب کرد، لکن آنها جز تمسخر و تکذیب پیامبرشان پاسخی ندادند تا اینکه ناگهان عذاب الهی بر سرشان فرود  آمد و همگی‌شان هلاک شدند.

از نظر خداوند رعایت انصاف و عدالت در داد و ستد و دقت در میزان و توزین آنقدر مهم است که در سوره «الرحمن» پس از توصیف عظمت خلقت آسمان، بلافاصله به موضوع رعایت انصاف و عدالت در میزان یعنی توزین عادلانه در معاملات و پرهیز از کم فروشی می‌پردازد.  

با این حال چرا ما کوچک‌ترین اهمیتی به این هشدارهای قرآن نمی‌دهیم؟! گویی این تذکرات و تهدیدات فقط  مربوط به اقوام گذشته است یا باورمان شده که ما در معاملات کمال انصاف را رعایت می‌کنیم، در حالی که چنین نیست.

این وضع برای آن به وجود آمده که هشدارهای خداوند را جدی نمی‌گیریم چون آیات قرآن را به اصطلاح سرسری می‌خوانیم و می‌گذریم  و حاضر به تدبر در این آیات نیستیم و نمی‌خواهیم باور کنیم که عذاب خدا شامل همه کم فروشان خواهد شد.

نمونه دیگری از این گونه گناهان که ما به راحتی از کنارشان می‌گذریم موضوع رباخواری است. خداوند به قدری نسبت به رباخواران خشمگین است که می‌فرماید: «ای مؤمنان، (توجه بفرمایید که روی سخن خدا بااهل ایمان است) اگر نمی‌خواهید دست از ربا خواری بکشید پس آماده جنگ با خدا و رسول خدا باشید!» آیا به نظر شما تهدید و عذابی بالاتر این هم وجود دارد؟ پس چرا در جامعه ما ربا خواری ترک نمی‌شود؟ 

 در حال حاضر هزاران پرونده رباخواری در دادگاه‌ها تشکیل شده که ان‌شاءالله قضات محترم بر مبنای قانون مجازات اسلامی حکم صادر خواهند کرد.

علت فقدان توقف این گونه عملیات ربوی آن است که این آدم‌ها باور ندارند که خداوند آنها را تهدید کرده و اصلاً قرآن را برای درک مفاهیم و پیروی از فرامین الهی نمی‌خوانند، بلکه همان رفتار اقوام طاغی گذشته را دارند که تا آخرین لحظه عمر، دستورات خدا و رسول را به سخره گرفتند و بالاخره هلاک شدند.

از این دسته افراد که بگذریم باید سراغ برخی متولیان اجرای قانون و ناظران قانونی برویم تا بدانیم چرا مقابل این رباخواران نمی ایستند. درحالی که کاملاً به اعمال خلاف آنها آگاهی دارند. بازهم جواب همان است که گفتیم: «باور نداشتن به تهدید خداوند»!

پس ما با آنکه بسیار قرآن می‌خوانیم و آیات آن را  با خطوط بسیار زیبا می‌نویسیم و به زیباترین شکل ممکن کتاب قرآن را چاپ و توزیع می‌کنیم،  رغبتی به اجرای  دستوراتش نداریم. آیا به جز این است که  این دستورات را جدی نمی‌دانیم  و هنوز باور نکرده‌ایم که مخاطب این فرامین ما هستیم؟ چون نمی‌اندیشیم  و بر روی احکام قر آن تمرکز نمداریم و در یک کلام بر آیات تدبر نمی‌کنیم.

ازسوی دیگر، جایی که قرآن مردم را به کار خیر مانند پرداخت زکات، صدقات، انفاق و قرض الحسنه امر می‌کند و می‌فرماید در این امور خیر برکسی منت نگذارید و آزار نرسانید و از بهترین و سالم‌ترین مالتان انفاق کنید، و از مال خراب و ناقص انفاق نکنید؛ و خداوند عهد می‌کند و مژده می‌دهد که پاداش عظیمی برای مردم نیکوکار آماده کرده است و یک نمونه آن پاداش ۷۰۰ برابری برای کسی است که خالصانه انفاق می‌کند، چرا آثار فقر و تنگدستی از بین نمی‌رود؟ بازهم پاسخ همان پاسخ قبلی است! یعنی فقدان باور به عهد و پیمان خداوند که حاصل تدبر نکردن در آیات است.

آیا همین که خداوند اعلام می‌دارد: «چه کسی راستگوتر از خداست؟» یا می‌فرماید: «چه کسی از خدا به عهدش وفادارتر است؟»، برای فرد مؤمن کافی نیست که خدا را باور کند و اعمال خود را با فرامین الهی تطبیق دهد وسرکشی نکند؟

پس این تدبر وتامل در کلمات خداوند است که انسان مؤمن را به سوی باور می‌کشاند و به یقین نزدیک می‌کند. حال چنانچه انسان پذیرفت که آیات قرآن را سرسری نگیرد، بلکه کلمه به کلمه اندیشید و خود را تسلیم خدا کرد، آنگاه درهای روشنایی به رویش باز می‌شود و پیام‌های قرآن را به راحتی دریافت می‌کند و اظهار تعجب یا انکار نمی‌کند و جایی که قرآن از قدرت و شوکت خدای رحمن سخنی به میان آورد، ضمن کرنش وخضوع دربرابر پروردگار، لحظه به لحظه بر ایمانش افزوده می‌شود، مانند این حقایق:

خداوند تمام گفتار، اعمال وحتی نیات شمارا ثبت می‌کند. همه مخلوقات و موجودات عالم شعور دارند و نماز می‌خوانند. فاصله زمانی از الان تا روز قیامت فقط به اندازه نصف روز است. کسی که رو به خدا کند، دنیا وآخرتش آباد می‌شود. کسی که پشت به خدا کند، دنیا و آخرتش تباه می‌شود. کسی که تقوی پیشه کند(خلاف امر خدا کاری نکند)، خداوند درهای بسته را به رویش می‌گشاید. از جایی که گمان نمی‌برد به او روزی می‌رساند، گناهانش را می‌بخشد و به او فرقان(قدرت و علم تشخیص حق و باطل) عطا می‌کند. پس کسی که خداوند به او فرقان می بخشد، می‌داند با چه کسی دوستی کند و به چه کسی دشمنی ورزد. کسی که تقوی  دارد می‌داند چگونه سخن بگوید، چگونه نگاه کند، چگونه غضب کند، چگونه گذشت داشته باشد، چگونه محبت دیگران را جلب کند، چگونه راه برود، چگونه غذا بخورد و چگونه بخوابد.

آیا کتاب شما برای همه قشر مخاطبان قابل استفاده است؟

بله. براساس تجارب ۵ ساله اخیر که این کتاب را تدریس کرده‌ام، افرادی بین سنین ۱۱ تا ۸۰ سال در کلاس‌ها شرکت کرده‌اند وحضورشان در این کلاس‌ها، اعم از حضوری یا مجازی، همواره با نشاط و انگیزه بود. 

دلیل انتخاب عدد ۱۴۰۰ برای عنوان کتاب چه بود؟

  عدد ۱۴۰۰ مجموع اعداد اسامی همه خوبی‌های عالم است که بر اساس حروف ابجد استخراج شده است.