هرمان ملویل، نویسنده آمریکایی شاهکار ادبی «موبی‌دیک» مدتی در جوانی در یک جزیره اسیر آدمخوارها بود. او چند سال در دریا سفر و در کشتی صید نهنگ کار کرد و پس از آن که به خانه بازگشت، آنچه دیده و از دیگران شنیده بود، در قالب داستان ماندگار کرد. ملویل بسیاری از داستان‌هایش را در خانه‌ای روستایی در برکشایر ماساچوست نوشت.

به گزارش همشهری آنلاین، هرمان ملویل (۱۸۱۹–۱۸۹۱) با تکیه بر تجربیات دشوار در زندگی شخصی و ناکامی‌ها  و با الهام از تجربه منحصر به فردش به عنوان یک دریانورد، یکی از مهم‌ترین و مورد توجه‌ترین رمان‌ها در تاریخ ادبیات امریکا را خلق کرد: موبی‌دیک یا نهنگ سفید. او چندین رمان، داستان کوتاه و شعر نوشت، اما زندگی حرفه‌ای نسبتا قدرنادیده‌ای داشت که در نهایت به عنوان بازرس اداره گمرک در نیویورک به پایان رسید.

شاهکار او موبی‌دیک برخلاف تصور نویسنده، در زمان حیاتش چندان مورد توجه منتقدان قرار نگرفت. در سال ۱۹۲۰ توجه‌ها به این اثر جلب و موجب شهرت جهانی این نویسنده شد. امروزه موبی‌دیک در مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها تدریس می‌شود و نسخه سینماییش به کارگردانی جان هیوستون، آن را وارد فرهنگ عامه کرد. ملویل در موبی‌دیک و دیگر آثارش داستان‌های ماجراجویانه را با بررسی بسیاری از مضامین اصلی امریکایی در هم می‌آمیزد: دین در برابر علم، محدودیت‌های انسانی و تکنولوژی‌ نوظهور و حقیقت در برابر افسانه امریکایی.

از سال ۱۸۵۰ تا ۱۸۶۳، ملویل و خانواده‌اش در اِروهد (Arrowhead) زندگی می‌کردند؛ خانه و زمینی کشاورزی در برکشایرِ ماساچوست. آن‌جا محل زندگی ملویل، همسرش الیزابت، چهار فرزندشان و سایر اعضای خانواده بود. ملویل از هیاهوی خانه به اتاق مطالعه‌اش در طبقه دوم پناه می‌برد، پشت میز کار با چوب تیره‌رنگ می‌نشست و از پنجره چشم‌انداز برکشایر را تماشا می‌کرد و خیال می‌بافت. 

در این خانه، او رمان موبی‌دیک، دو رمان دیگرش مرد مطمئن (The Confidence-Man) و اسرائیل پاتر: پنجاه سال تبعید (Israel Potter: His Fifty Years in Exile) و همین‌طور چندین داستان کوتاه را با الهام از یال‌های پوشیده از برف کوه گریلاک نوشت.

او از آن خانه ساده با دیوارهای چوبی که حال و هوای زاهدانه نیوانگلندیش را کمدهای زیبا، تخت‌ها، چینی‌ها و ساعت‌ها شکسته بودند، به عنوان موضوع بسیاری از کارهایش الهام گرفت. او از بخاری مرکزی خانه در داستان من و بخاری‌ام استفاده کرده است. ملویل منظره اطراف خانه و مزرعه را در رمان اسرائیل پاتر این‌طور توصیف کرده است: «در روزهای ماه ژوئن که آسمان صاف و هوا خوب است، گل‌های این کوهستان، فراتر از حد بیان دلپذیر است.»

منبع: لیت‌هاب و امریکن اکسپرینس

برچسب‌ها