همشهری آنلاین: احادیث دینی ما همیشه مومنان را به گشاده رویی تشویق کرده است در برخی کشورهای مسلمان مانند مالزی "خنده اجباری" به مشتری در ادارات و موسسات دولتی و غیر دولتی سبب شده است فرهنگ لبخند به طور گشترده‌ای ترویج شود.

به گزارش خبرنگار مهر،کارمندان کشور مالزی هر چه بیشتر به مشتریان و مخاطبانشان لبخند بزنند بیشتر پاداش می گیرند. در این کشور لبخند زدن می‌تواند در ارتقای شغلی و کسب درآمد بیشتر موثر باشد.

مردم این کشور مشکلاتشان را به بیرون خانه نمی آورند و جامعه را در مشکلات خود شریک نمی‌کنند.در مالزی همه به همه لبخند می‌زنند و سال 2013 را نیز به نام سال لبخند نامگذاری کرده اند. در تمام دنیا نیز ایجاد باشگاه های خنده و نامگذاری روزی که در آن غمگین بودن ممنوع است،مردم را به سوی خوشرویی تشویق می کند.

در حال حاضر 6 هزارباشگاه خنده در دنیا وجود دارد که چند شعبه ای از آن هم در کشور ما ایجادشده اما نمی توان مردمان ما را مردمی شاد دانست .

به چهر های مردم شهر که بنگری کم تر صورتی را خندان می بینی. این عابران فکور با چهر های پر اخم به زحمت لبانشان به خنده باز می شود. یافتن بهانه برای گریستن در اینجا آسان است. اخبار ناگوار ثانیه به ثانیه تولید می شود از گرانی گوشت گرفته تا زلزله ای که تا بیخ گوش پایتخت هم رسیده است. اما چه کار کنیم که با وجود تمام سختی ها بیشتر بخندیم .

در این میان مسئولان هم دائم از برنامه هایشان برای افزایش سطح نشاط اجتماعی سخن می گویند. محمدعلی عرفان‌منش مدیرکل امور اجتماعی استانداری تهران درباره برنامه هایی که به این منظور پیش بینی کرده اند به مهر می‌گوید: در این زمینه برنامه های بسیاری در ارتباط با ورزش و ارتقای سطح نشاط اجتماعی داریم.

در ایام دهه فجر نیزجشنواره های ورزشی زیادی به همین منظور برگزارشد .ما به این موضوع نگاهی چند وجهی داشته ایم و برای هر گروه از جامعه برنامه ریزیهای مخصوص به خود را انجام داده ایم مانند طرح نشاط کارمندی یا طرح ارتقای نشاط جوانان یا سالمندان که این طرح ها گام به گام به سوی عملیاتی شدن پیش می رود.

او در پاسخ به این پرسش که چرا به جای این برنامه های رسمی و مناسبتی برنامه های مردمی برای شادی مردم نداریم می گوید: برای آنکه برنامه های شادی آفرین را در شهر تهران ارزیابی کنیم مطالعات جامعی انجام داده ایم که از دل ین مطالعات به طور مثال طرح نشاط کارمندی بیرون آمده است که نقشه راه ما برای افزایش و ارتقای نشاط در میان کارمندان است. در آن امکانات رفاهی،مشوق های ورزشی سیاحتی ،برخورد کارمند در محیط اداری و... دیده شده است .یا در بحث نشاط سالمندی با کمک مراکز بهزیستی استان برنامه ریزی های لازم انجام شده است .از ورزش سالمندان تا تفریحات و رفاه آنها. البته نمی توان گفت همه کارها انجام شده اما حرکت در این زمینه شروع شده و ما تلاش می کنیم با هماهنگی های لازم از اقدامات پراکنده ای که در این زمینه های می شود جلوگیری و طی برنامه ریزی واحدی اثر بخشی فعایلت ها را بیشتر کنیم.

ناهماهنگی میان نهادهای مسئول

عرفان منش به این پرسش که برای هماهنگی برای افزایش نشاط اجتماعی برخی ناهنماهنگی همچنان وجود دارد به طور مثال برنامه های صدا و سیما گاهی مردم را ناراحت می کند تا خوشحال. آیا جلسات هماهنگی میان برنامه‌های شما و تلویزیون وجود دارد پاسخ می دهد : یکی از چالش‌های اساسی فعالیت‌های حوزه اجتماعی و فرهنگی ضعف در انسجام و هماهنگی فعالیت های فرهنگی است. هر کسی از دیدخود فعالیت‌هایش را انجام می‌دهد و می بینیم این چند نگاهی اثر بخشی کارها را کم کرده است.

برخی برنامه‌ها بی آنکه قصد و منظوری از سوی سازندگانش مطرح باشد ترویج خشونت می کنند. به طور مثال اگر ما محدودیت‌هایی در زمینه به تصویر کشیدن عشق و علاقه زن و مرد در تلویزیون داریم دائما در سریال‌ها دعوای آنها را به تصویر نکشیم. یا اگر تلاش می‌کنیم قوانین بر اساس شرع مقدس باشد ناگهان با ساخت یک سریال ستایش موضوع حضانت پدر بزگ بر فرزند زمانی که پدر در قید حیات نیست را زیر سوال نبریم.

باید موضوعات فرهنگی اجتماعی را چند لایه دید. ما نیز در بحث نشاط اجتماعی تلاش کرده ایم مرحله به مرحله جلو برویم و تمام جوانب را ببینیم. به طور مثال اگر کارمند ما با نشاط باشد تمام کسانی به او مراجعه می کنند بانشاط خواهند شد و یا او این نشاط را با خود به خانواده اش هم می‌برد. مادر بحث نشاط جوانان نیز باید به دنبال برنامه های باشیم که در چارچوب ارزش های متعالی و انسانی باشد.

او در خصوص الگوی مناسب برای افزایش نشاط اجتماعی می‌گوید: آنها که دوران جنگ و دفاع مقدس را تجربه کرده‌اند می‌دانند که سربازان ما در جبهه‌ها نبرد پر تحرک و پویا و با نشاط بودند. شور و نشاطی که در جای جای جبهه‌های جنگ موج می‌زند و رزمندگانی که با عشق از حریم اسلام و کیان دفاع می‌کردند می‌توانند الگوهای عملی خوبی در این زمینه باشند.

جامعه ایرانی گذشته گرا است

اما با وجود طرح های نشاط اجتماعی به نظر می رسد مردم ما با غم بیش از شادی خو گرفته اند و لب های ما بیش از آن که به خنده باز شود برای گلایه و شیوه آماده است.

مجید صفاری نیا، رئیس انجمن روان شناسی اجتماعی ایران درباره دلایل غمگین بود ایرانی‌ها می‌گوید: جامعه ما نسبت به زمان، گذشته گراست. شاخص خوب در این زمینه گرایش به اموات و اهل قبور است.

اگر توجه کرده باشید یک نفر که فوت می‌کند برایش تشریفات مفصل داریم سوم، هفتم، چهلم، سال و... .برای این مراسم‌ها ما وقت زیادی می‌گذاریم و شیون می‌کنیم. برای چیزی که از دست رفته است و شاید اگر زنده بود این قدر برایش اهمیت قائل نمی شدیم. این شاخص مهمی است از اینکه ما عمده وقتمان را در گذشته سیر می کنیم. ارجاعات سیاسی ما هم به گذشته است. دائمان گاه حسرت آمیزی به گذشته داریم بدون اینکه واقعاً هیچ طرح و برنامه ای برای امروز یا برای فردا داشته باشیم.در بهترین حالت می خواهیم گذشته ای را که مطلوب بوده است دوباره احیا کنیم.

اما چه شده که لبخند از لبان ما رفته است ؟

فقر بهانه‌ای برای غم نیست

بسیاری شرایط بد اقتصادی را دلیل این امر می دانند. اما صفاری نیا با رد این فرضیه می گوید: در خیلی از جوامع این فضا وجود دارد. کشورهای آفریقایی، آسیایی مثل هند و مالزی. شرایط زندگی مردم ما شرایط بدی نیست.حتی اگر بخواهیم درآمد سرانه مردم را نگاه بکنیم این درآمد سرانه شاید ایران را جزء 50،60 کشور اول دنیا قرار بدهد . یعنی شاید صدتا کشور هم هستند که وضعیت معیشت و فقرشان پایین تر از ایران است. مگر در هند فقیر و غنی فاصله شدید با هم ندارند. مگر مردم هند اعتیاد ندارند، مصرف مشروبات الکلی وجود ندارد پس چرا این مردم شادند؟

صفاری نیا می گوید: اگر میزان پرونده های قضایی را نسبت به جمعیت مقایسه کنیم ما که یک کشور 75 میلیونی هستیم اگر مثلا 10 میلیون پرونده قضایی داریم به همان اندازه ای است که یک کشور یک میلیاردی مثل هند دارد. اینها نشان می دهد که اگر ما بخواهیم جلوی زیان را بگیریم می توانیم با طراحی فضا گذشتها را بیشتر کنیم.


شادی نیازی درونی است. نعمتی است که خداوند به ما عطا کرده است. ما شادی می خواهیم. این را استقبال بالای مردم از فیلمهای سینمایی کمدی می گوید تا آنجا که گاهی به هوای کمی خندیدن و خوش بودن نازل ترین کمدی‌ها را از دست نمی دهند و این مسئله نگرانی فعالان عرصه سینما را از افت سطح ذائقه سینماروها به دنبال داشته است. ما شادی می خواهیم. این را شادی‌های کوتاه مدت طرفداران فوتبال می‌گوید. وقتی بعد از یک برد در خیابانها شادی می کنند. ما شادی می خواهیم. این را استقبال از مجموعه های طنز تلویزیون می گوید. وقتی سریالهای ملودرام گاهی تنها به جبر ساعت زمانی و نبود تفریح مناسب برای خانواده ها و جوانان دیده می شوند.

بهترین راه برای خندیدن

اما چرا شاد نیستیم؟ تحقیقات متخصصان نشان می دهد مرکزی در مغز انسان پیش بینی شده که افکار و تفکرات منفی را در انسانها یادآوری می کند و این مرکز غیر ارادی است. اما مرکزی که تفکرات مثبت و سودمند را به یاد مردم می آورد ارادی است. در فضایی که آدمها شاد هستند این دو مرکز در کنار هم کار می کنند و برابر با همدیگر هستند. بنابراین مردم حالشان خوب است. زمانی که مردم شاد نیستند آن مرکز غیر ارادی که یاد آور افکار منفی است بر مرکز ارادی مسلط می شود و آدمها احساس غمگینی و ناراحتی می کنند. برای اینکه بتوانیم این دو مرکز را تحت کنترل در بیاوریم بهترین راه این است که شرایط شادی را ایجاد بکنیم.

راه چاره چیست؟

صفاری نیا می گوید: بهترین راه این است که شرایط شادی را ایجاد بکنیم. رادیو و تلویزیون مردم را به شاد بودن و ورزش کردن ،به استفاده از غذاهای صحیح، به تندرستی تشویق بکند. طراحی جامعه طوری باشد که آدم ها را به سمت شادی ببرد. رنگ آمیزی و طراحی فضای جامعه آدمها را به سمت شادی ببرد و نوع خویشتن داری ، مراعات، صبر و تحمل و شکیبایی که می تواند در جامعه اتفاق بیفتد. آن وقت آدم ها در این فضا احساس شادی می کنند.