همشهری آنلاین-رابعه تیموری: حسین از دنیای کشتی قهرمانی و دشواریهایش سردرنمی آورد و نمیداند در اینروزهایی که دانیال کنار آنها نبود، در شهر آستانه قزاقستان با چه حریفان قدر و چغری روی تشک کشتی دستوپنجه نرم کرده تا یک مدال طلای خوشرنگ برای او هدیه بیاورد. حسین تنها برادر سیددانیال سهرابی، کشتیگیر پرافتخار کشورمان است که روزها و لحظههایش را با مشکلات و دشواریهای طیف اتیسم سپری میکند.
عشق و علاقه سیددانیال به برادرش باعث شده او سفیر کودکان اتیسم شود و هر بار که کلکسیون افتخاراتش در رشته کشتی فرنگی را با مدالی خوشرنگ پرو پیمانتر میکند، عنوان قهرمانی و مدالش را به برادرش هدیه کند.
در روزهایی که او در مسابقات جهانی کشتی فرنگی ٢٠٢٦ قزاقستان، مدال طلای وزن ۷۲ کیلوگرم را به گردن آویخت، ویدئوی جشن قهرمانی خاص او و بوسههایی که روی تشک قهرمانی بر قاب عکس حسین مینشاند، در فضای مجازی پربازدید شد و هنوز هم بسیاری از این سفیر جامعه اتیسم حرف میزنند.
یک قول برادرانه
قولی که دانیال به حسین داده بود، باعث شد در مسابقات کشتی فرنگی ٢٠٢٦ قزاقستان، همه رقبایش را با قاطعیت کنار بزند و طلای وزن ٧٢ کیلوگرم را با سربلندی دشت کند. سنگینی این قول از سال گذشته و رقابتهای جهانی کرواسی روی قلب او سنگینی میکرد. دانیال سهرابی در گفتگو با همشهری میگوید: «پارسال به حسین قول دادم از مسابقات کرواسی برایش مدال طلا بیاورم، ولی وقتی با ابراهیم غانم فرانسوی به روی تشک رفتم، با ضربات ناجوانمردانه او به سروصورتم، مصدوم شدم و داوران به جرم خونریزی ابرو من را بازنده عنوان کردند. اگر چه با سر تراشیده و گوش و صورت باندپیچی شده در رقابت بازندهها شرکت کردم و مدال برنز را بهدست آوردم، ولی از این که نتوانستم به قولم عمل کنم، ناراحت بودم. امسال با انگیزه بیشتری به مسابقات قزاقستان رفتم و توانستم مدال طلا را برای خوشحال کردن حسین بگیرم.»
حسین نوجوان نمیداند به تنها برادر پهلوانش چه گذشته تا مدالی خوش رنگ برای او سوغات بیاورد، ولی شادی و ناراحتی او را خوب میفهمد: «حسین خیلی چیزها را میفهمد، ولی نمیتواند حرفهایش را خوب به زبان بیاورد و منظورش را به دیگران برساند. حسین وقتی دید همه ما خوشحال هستیم، فهمید که مسابقات را بردهام و روز برگشتم او ساعتها میرقصید وهیچ کس نمیتوانست جلوی جیغوداد و شادی او را بگیرد.»
یک حقیقت تلخ
حسین نوجوانی ١۵ساله است و خانواده اش شرایط او را پذیرفتهاند، اما روز اولی که دانیال و پدر و مادرش فهمیدند که حسین به طیف اتیسم تعلق دارد، لحظات تلخی را گذراندند: «حسین از وقتی زبان باز کرده بود، نشانههای طیف اتیسم و رفتارهایی مثل جیغ زدن بیدلیل و خیره شدن به دیوار را داشت، ولی چون عکسالعملهای مغزش از انسانهای عادی ٢ ثانیه هم جلوتر بود و مشکل عقبماندگی ذهنی نداشت، هیچ یک از پزشکان نتوانسته بودند از بیماری او سردرآورند. تا این که در سن ٤-۵سالگیاش یکی از پزشکان تشخیص داد که برادرم جزء طیف اتیسم است و این رفتارها و علایم اتیسم هیچوقت از او دور نمیشوند. آن روز برای من و خانوادهام خیلی تلخ گذشت و بهسختی توانستیم قبول کنیم تنها برادرم هیچوقت نمیتواند، زندگیای عادی داشته باشد.»
سیددانیال از سال گذشته سفیر کودکان اتیسم شده و سعی میکند در مناسبتهای مختلف توجهها را به سمت زندگی دشوار کودکان طیف اتیسم جلب کند. او از همان زمانی که با این واقعیت تلخ روبرو شد به خودش قول داد که نگذارد برادرش هیچوقت غصهدار و غمگین باشد: «حسین مثل سایر کودکان اتیسم زندگی اش را با بیقراری و جیغ زدن و ساعتها خیره شدن به دیوار میگذراند و فقط وقتهایی که کنار هم هستیم با دیدن خوشحالی من شاد میشود.»
زمین خورده حسینم
سیددانیال در مورد زندگی پرگره کودکان اتیسم میگوید: «خانوادههایی که کودک مبتلا به اتیسم دارند با مشکلات بسیاری روبرو هستند که برخورد جامعه با این کودکان از مهمترین آنهاست. من و پدر و مادرم به دلیل این که ممکن است کسی حسین را با برچسبهای بدی صدا بزند یا برخورد و رفتار ناراحت کنندهای با او داشته باشد، خودمان را از مسافرت و گردش و هواخوری محروم کردهایم.»
آقای قهرمان با آن که روی تشک کشتی، پشت حریفان قدر بسیاری را به خاک رسانده، اما به قول خودش «زمین خورده» حسین است و روی تشک هم برای او لنگ میاندازد: «فنهای کول انداز و فن کمر را به حسین یاد دادهام و وقتی او را با خودم سر تشک میبرم، این فنها را به خوبی روی من اجرا میکند.»
دانیال همه بردها و موفقیتهایش را مدیون دعاهای دل پاک حسین میداند: «هر وقت حسین سرش را به آسمان میگیرد و میگوید خدا کمک داداش دانیال بکن! انرژی و انگیزهام چندبرابر میشود.»
غیرت برادرانه
کمتر کسی عصبانیت و بداخلاقی قهرمان خونگرم خوزستانی را دیده، اما وقتی کسی با حسین نامهربانی کند، غیرت برادرانه اش به جوش میآید: « یک بار که همراه حسین بیرون رفته بودم، حسین زودتر از من از ماشین پیاده شد و وقتی رسیدم دیدم مردی با لحنی بسیار بد سر حسین داد میزند. آن موقع من نتوانستم عصبانیتم را کنترل کنم و حسابی با هم جروبحث کردیم.» البته اگر چنین اتفاقاتی پیش آید، حسین هم ساکت نمیماند و از خجالت کسانی که خانواده اش را ناراحت کنند خوب درمی آید: «حسین اگر احساس کند کسی باعث ناراحتی من یا سایر اعضای خانوادهام شده، با روش خودش از ما دفاع میکند! از همه بیشتر هم روی مادرم حساسیت دارد و نمیگذارد کسی حتی از روی شوخی با او اخم و تخم کند.»
از تشک کشتی تا سفیر انجمن اتیسم ایران
فعالیت سیددانیال سهرابی بهعنوان سفیر اتیسم، در افزایش آگاهی مردم نسبت به این طیف نقش قابلتوجهی داشته است. نیلوفر انسان، کارشناس واحد آگاهی بخشی انجمن اتیسم ایران دراینباره به همشهری میگوید: «تجربه شخصی دانیال سهرابی باعث شد مهرماه سال گذشته بهعنوان سفیر انجمن معرفی شود و در قامت یک ورزشکار شناختهشده درباره اتیسم با مردم حرف بزند و به بیشتر دیدهشدن این موضوع کمک کند.»
او درباره فعالیت سفیران اتیسم توضیح میدهد: «هرکدام از سفیران اتیسم ممکن است به شیوهای متفاوت آگاهی بخشی و اطلاعرسانی را انجام دهند. یک هنرمند ممکن است در یک برنامه تلویزیونی درباره اتیسم صحبت کند. یک ورزشکار میتواند در گفتوگویی کوتاه از تجربه شخصیاش بگوید یا یک چهره شناختهشده در فضای مجازی با انتشار یک پیام، توجه مخاطبانش را به اتیسم جلب کند. »
او به وجه تمایز سهرابی با سایر سفیران اتیسم اشاره میکند و میگوید: «سفیر قرار نیست متخصص اتیسم باشد یا درباره مسائل درمانی و تخصصی اظهارنظر کند، بلکه باید بهعنوان یک چهره اجتماعی، توجه مردم را به موضوعی جلب کند که هنوز درباره آن اطلاعات نادرست و برداشتهای اشتباه زیادی وجود دارد. اما دانیال سهرابی یک تفاوت مهم با بسیاری از چهرههایی دارد که در چنین فعالیتهایی حضور پیدا میکنند. او اتیسم را از نزدیک میشناسد و نه از جایگاه یک متخصص، بلکه بهعنوان یک برادر به این مسئه نگاه می کند.. دیدهشدن اتیسم در رسانهها اهمیت دارد، اما وقتی این موضوع از زبان کسی مطرح میشود که خودش در خانوادهاش با آن زندگی کرده، ماجرا شکل دیگری پیدا میکند.»
بیشتر بخوانید:خانواده دانیال سهرابی برایش اینگونه دعا کردند + ویدئو