به گزارش همشهری آنلاین، با افزایش جمعیت سالمند و شمار مبتلایان به بیماریهای مزمن پیشرفته، مراقبت از افراد در روزهای پایانی زندگی در خانه اهمیت بیشتری پیدا کرده است. در چنین شرایطی، اعضای خانواده و مراقبان حرفهای باید علاوه بر رسیدگی به نیازهای جسمی بیمار، با تغییرات روند بیماری، احساسات دشوار و تصمیمهای حساس نیز روبهرو شوند.
پژوهشگران دانشگاههای علوم پزشکی تهران، ایران و اراک در مطالعهای کیفی که در تهران انجام شده است، دیدگاه مراقبان حرفهای و اعضای خانواده را درباره مفهومی به نام «سواد مرگ» بررسی کردند؛ مفهومی که به دانش، مهارتها، نگرشها و آمادگی عاطفی لازم برای مواجهه با مرگ و مراقبت از فرد در حال نزدیکشدن به پایان زندگی اشاره دارد.
در این مطالعه، پژوهشگران با ۱۲ نفر از مراقبان حرفهای و اعضای خانواده که در مراقبت از بیماران مبتلا به بیماریهای مزمن پیشرفته مشارکت داشتند، مصاحبههای نیمهساختاریافته انجام دادند. سپس پژوهشگران متن مصاحبهها را با روش تحلیل محتوای کیفی بررسی کردند تا تجربهها و برداشتهای مشترک و متفاوت مراقبان را شناسایی کنند.
چهار بُعد اصلی سواد مرگ
تحلیل مصاحبهها چهار بُعد اصلی را آشکار کرد:
- شناخت شرایط و نشانههای نزدیکشدن به مرگ: مراقبت در روزهای پایانی زندگی مستلزم درک وضعیت بیمار و شناخت تغییراتی است که ممکن است در مسیر بیماری رخ دهند. این شناخت به مراقب کمک میکند برای نیازهای بیمار آمادهتر باشد و در موقعیتهای دشوار، بهتر تصمیم بگیرد.
- یادگیری از تجربه مراقبت: بخشی از توانایی مراقبان در طول تجربه عملی شکل میگیرد. مواجهه با وضعیتهای واقعی، مشاهده تغییرات بیمار و یادگیری در جریان مراقبت میتواند دانشی ایجاد کند که همیشه از طریق آموزش رسمی به دست نمیآید.
- کنارآمدن عاطفی با مرگ: مراقبت از فردی که به پایان زندگی نزدیک میشود، با احساساتی مانند اندوه، نگرانی و دشواری پذیرش مرگ همراه است. پژوهش نشان میدهد آمادگی برای این مرحله تنها به آگاهی از روند بیماری وابسته نیست؛ تجربه عاطفی و تلاش برای کنارآمدن با واقعیت مرگ نیز بخشی از آن است.
- حفظ شأن و احترام بیمار: مراقبت مناسب باید بر احترام به کرامت بیمار و رعایت اصول اخلاقی متمرکز باشد. در این نگاه، بیمار صرفاً فردی نیازمند مراقبت جسمی نیست؛ خواستهها، ارزشها و شأن انسانی او نیز باید در تصمیمها و شیوه مراقبت مورد توجه قرار گیرد.
پژوهشگران علاوه بر این چهار بُعد، دو حوزه مهم دیگر را نیز شناسایی کردند.
نخست، فشار مراقبت و دشواریهای روابط انسانی بود. مراقبت از بیمار در خانه میتواند مسئولیتهای سنگینی بر دوش اعضای خانواده بگذارد و روابط میان بیمار، خانواده و مراقبان را تحت تأثیر قرار دهد.
دوم، موانع ساختاری و سازمانی بود؛ عواملی در نظام ارائه خدمات که ممکن است بر چگونگی یادگیری، آمادگی و عملکرد مراقبان اثر بگذارند.
به این ترتیب، سواد مرگ صرفاً ویژگی فردی مراقب نیست. امکان بهکارگیری دانش و مهارتهای او به شرایط خانوادگی، روابط انسانی، فرهنگ و حمایتهای موجود در نظام سلامت نیز وابسته است.
چرا این یافتهها اهمیت دارند؟
یافتههای مطالعه نشان میدهند که آمادهکردن مراقبان برای روزهای پایانی زندگی نباید فقط به انتقال اطلاعات پزشکی محدود شود. آموزش مهارتهای عملی، فراهمکردن حمایت روانی و عاطفی و بهبود حمایتهای سازمانی نیز میتواند به آمادگی بیشتر مراقبان کمک کند.
این موضوع برای مراقبت در منزل اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا اعضای خانواده ممکن است بخش بزرگی از مسئولیت مراقبت را بر عهده بگیرند، در حالی که خودشان نیز با فشار روانی و عاطفی روبهرو هستند. توجه به نیازهای مراقب در کنار نیازهای بیمار میتواند بخشی از رویکرد انسانیتر به مراقبت پایان زندگی باشد.