همشهری آنلاین-راحله عبدالحسینی: باغ ایرانی، کهنالگویی است که با نبوغ مهندسی قنات پیوندی جداییناپذیر دارد. این شاهکار بومی با ۹ باغ شامل پاسارگاد شیراز، باغ ارم شیراز، چهلستون اصفهان، باغ فین کاشان، شازده ماهان کرمان، دولتآباد یزد، پهلوانپور مهریز، اکبریه بیرجند و عباسآباد بهشهر در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است.
- بیشتر بخوانید: قنات ها، منظومه زنده از آب، فرهنگ و زندگی
باغ ایرانی؛ حافظه زنده یک تمدن
معمار و پژوهشگر در یک پیام تصویری در آغاز نشست باغ ایرانی را فراتر از یک فضای سبز و تزیینی عنوان کرد؛ فضایی که در خاطرات کودکی ایرانیان، آیینهای جمعی، خوراک، بازی و حتی شیوه مدیریت منابع آب ریشه دارد. از نگاه فریار جواهریان، باغ ایرانی نهتنها بخشی از هویت و حافظه جمعی ایرانیان است، بلکه الگویی از طراحی منظر است که تأثیر آن را میتوان در باغسازی جهان نیز دنبال کرد.
جواهریان با مرور خاطرات کودکی خود گفت: «بسیاری از شیرینترین تجربههای زندگیام در باغها و فضاهای سبز شکل گرفتهاند؛ از سیزدهبهدر و بازی با پسرخالهها تا آبتنی در رودخانههای نزدیک ییلاقهای خانوادگی و میوهچینی از درختان. تغییر سبک زندگی و گسترش آپارتماننشینی، فاصله انسان امروز را با طبیعت بیشتر کرده است.»
- بیشتر بخوانید: شب قنات مجله بخارا | روایت عاشقانه ای از تمدن ایرانی
او همچنین به پژوهشهای خود درباره آیینهای مرتبط با باغ و محصولات آن، از جمله پستهچینی، اشاره کرد و گفت: «این آیینها بخشی از تجربه فرهنگی و اجتماعی ایرانیان را تشکیل میدهند. اهمیت باغ در فرهنگ ایرانی را نباید صرفا در خاطرات شخصی یا علاقه ایرانیان به طبیعت جستوجو کرد. از دیدگاه من اهمیت باغ ایرانی حتی فراتر از شعر ایرانی است. باغ ایرانی تنها یک دستاورد هنری نیست. الگویی تمدنی است که در طول تاریخ از مرزهای ایران فراتر رفته و در سنت باغسازی سرزمینهای دیگر اثر گذاشته است.»
یکی از مهمترین نکاتی که جواهریان بر آن تأکید کرد، پیوند ساختار باغ ایرانی با مدیریت آب و کشاورزی است. در این الگو، آب از سرچشمههای بالادست، قنات یا مسیرهای طبیعی به حرکت درمیآید و در مسیر خود، علاوه بر تأمین نیازهای کشاورزی، امکان شکلگیری باغ را فراهم میکند.
به گفته او، باغ ایرانی در بسیاری از نمونههای تاریخی، بخشی از یک نظام گستردهتر آبرسانی و بهرهبرداری از زمین بوده است. آب در مسیر خود وارد باغ میشده و پس از عبور از آن، به مسیر اصلی بازمیگشته تا برای آبیاری زمینهای کشاورزی مورد استفاده قرار گیرد. از این منظر، باغ فضایی جداافتاده از نظام تولید و معیشت نبوده، بلکه با آن پیوند داشته است. او یادآور شد: «باغ ایرانی را نمیتوان تنها فضایی برای تماشای زیبایی دانست. این باغ همزمان محل تولید، بهرهبرداری از منابع طبیعی، استراحت، معاشرت و تجربه زیبایی بوده است. الگویی که در آن، کارکرد اقتصادی و زیباشناختی در کنار یکدیگر قرار میگرفتند.»
پیوند آب، اسطوره و خاطره جمعی
استاد دانشکده هنر، معماری و شهرسازی در ادامه این نشست، باغ ایرانی را نظامی فضایی، فرهنگی و زیستمحیطی عنوان کرد که در آن آب، گیاه، نور، هندسه و معماری در پیوند با اقلیم و تجربه انسان معنا پیدا میکنند. به باور فرح حبیب، باغ ایرانی فقط یک ساختار معماری نیست، بلکه بازتابی از اسطورهها، باورها و خاطره جمعی ایرانیان است. او با تأکید بر اینکه باغ ایرانی حاصل تعامل انسان ایرانی با طبیعت است، گفت: «برای شناخت این باغ باید از ظاهر و هندسه آن فراتر رفت و تجربه زیسته در فضا را درک کرد. در این نگاه، باغ مکانی است که انسان با مجموعه حواس خود آن را تجربه میکند. از صدای حرکت آب و عطر گیاهان تا بازی نور و سایه و تغییرات فصلها.»
او آب را یکی از عناصر اصلی شکلدهنده باغ ایرانی دانست و با اشاره به پیشینه قنات در ایران و توضیح داد: «باغسازی در سرزمین خشک و کمآب ایران، بدون توجه به نظامهای آبرسانی قابل فهم نیست. آب در باغ ایرانی علاوه بر تأمین نیازهای زیستی، استخوانبندی فضا را شکل میدهد و با حرکت در جویها، فوارهها و استخرها، تجربهای حسی و زیباییشناختی میآفریند. جایگاه آب در فرهنگ ایرانی به کارکرد عملی آن محدود نمیشود و در اسطورهها، زبان و آیینهای مردم نیز بازتاب یافته است؛ از باورهای مرتبط با آناهیتا، ایزدبانوی آب، تا رسم ریختن آب پشت سر مسافر. این پیوند نشان میدهد که آب در فرهنگ ایرانی، هم عنصری حیاتی و هم حامل معنایی نمادین بوده است.»
حبیب همچنین به نقش گیاهان در سازماندهی فضای باغ اشاره کرد: «درختان و گیاهان علاوه بر زیبایی و مرزبندی فضا، در ایجاد سایه، تعدیل دما، تلطیف هوا و کاهش صدا نقش دارند. ترکیب گیاهان، آب و نور، فضایی میسازد که انسان را برای مدتی از هیاهوی زندگی روزمره جدا میکند و امکان تجربه آرامش و تعلق به مکان را فراهم میآورد.»
باغ ایرانی بازآفرینی جهان مطلوب است
نقاش، طراح و پژوهشگر هنر سخنران بعدی این نشست بود. او گفت: «باغ ایرانی صرفا فضایی طبیعی محصور میان دیوارها و درختان نیست، بلکه تصویری از جهان مطلوب و بازآفرینی نظمی آرمانی است؛ برای شناخت باغ ایرانی باید از ظاهر آن عبور کرد و به منطق فکری و فلسفی شکلگیریاش رسید. منطقی که طبیعت را نه کپی، بلکه به زبانی دیگر بازآفرینی میکند.»
شهریار سیروس با اشاره به خوانش مهرداد بهار از تختجمشید بهعنوان باغی ساختهشده از سنگ، داد: «در معماری و باغ ایرانی، طبیعت الزاماً به شکل واقعی خود بازنمایی نمیشود، بلکه به زبان هنر ترجمه میشود. بر این اساس، تختجمشید نیز میتواند تصویری از بهشت و نظمی فراتر از جهان مادی تلقی شود.»
سیروس با ارجاع به اندیشه ابنسینا و سهروردی، وحدت را یکی از مفاهیم بنیادین برای فهم جهان مطلوب در حکمت ایرانی معرفی کرد و گفت: «وحدت به معنای حذف تفاوتها و یکسانسازی عناصر نیست، بلکه به معنای ساماندادن به کثرت است؛ نظمی که اجزای گوناگون را در ارتباط با یکدیگر قرار میدهد و از آشفتگی جلوگیری میکند. از این منظر، هنرمند با شناخت نظمی که در جهان میبیند، آن را در اثر خود بازآفرینی میکند. همانگونه که در باغ ایرانی، عناصر مختلف در ساختاری هماهنگ قرار میگیرند و کلیتی معنادار میسازند. در این نگاه، باغ ایرانی فقط میراثی تاریخی یا الگویی برای طراحی فضای سبز نیست، بلکه بازتاب نوعی اندیشه درباره جهان و جایگاه انسان در آن است. اندیشهای که طبیعت را با نظم، معنا و کمال پیوند میدهد و تصویری از جهان مطلوب را در قالب هنر به نمایش میگذارد.»
باغ ایرانی حاصل خلاقیت ایرانیان است
عضو انجمن مفاخر معماری ایران با اشاره به اینکه باغ ایرانی فقط یک اثر تاریخی نیست، گفت: «باغ ایرانی فضایی برای آرامش انسان، پیوند با طبیعت و زنده نگهداشتن حافظه فرهنگی ایرانیان است. ثبت جهانی باغهای ایرانی پایان مسئولیت در قبال این میراث نیست، بلکه آغاز مرحلهای مهمتر برای حفاظت از اصالت و انتقال آن به نسلهای آینده است.»
انوشه منصوری حفاظت از باغ ایرانی را فراتر از نگهداری یک بنای تاریخی دانست و ادامه داد: «این میراث حاصل تجربه و خلاقیت تاریخی ایرانیان است و حفاظت از آن، فرصتی برای نسلهای آینده فراهم میکند تا زیبایی، آرامش و معنای فرهنگی باغ را از نزدیک تجربه کنند.»
باغ ایرانی میراثی زنده و پویاست
پژوهشگر حوزه معماری با اشاره به اینکه باغ ایرانی را نمیتوان فقط میراثی تاریخی دانست که باید از آن حفاظت کرد و در موزه نگه داشت، گفت: «این میراث، پدیدهای زنده و پویاست که در طول تاریخ تغییر کرده و همچنان ظرفیت پژوهش، شناخت و بازآفرینی دارد. ساماندهی مطالعات باغ ایرانی در قالب محورهای مشخص علمی را ضرورتی برای گسترش پژوهشهای دانشگاهی است.»
علیرضا قهاری پیشنهاد کرد مطالعات باغ ایرانی در پنج محور اصلی دنبال شود و افزود: «نخستین محور پژوهش، هستیشناسی و مفهوم باغ» است. محوری که ماهیت باغ، نسبت انسان و طبیعت و تفاوت باغ ایرانی با دیگر شکلهای سازماندهی طبیعت را بررسی میکند. محور دوم، جهانبینی و معناشناسی است. در این بخش، برداشت از جهان، طبیعت، زندگی، نظم و امر قدسی و همچنین مبانی فرهنگی باغ ایرانی بررسی میشود. اسطورهها، نشانهها و نمادها نیز در همین چارچوب جای میگیرند. سومین محور زیباییشناسی است. حوزهای که به ادراک حسی، تجربه زیسته، آرامش، خاطره، لذت و ارزشهای انسانی در مواجهه با باغ میپردازد. از این منظر، باغ ایرانی فقط مجموعهای از عناصر طبیعی و معماری نیست، بلکه تجربهای انسانی و فرهنگی نیز به شمار میرود. چهارمین محور، ساختارشناسی است که کالبد و سازمان فضایی باغ را در بر میگیرد. هندسه، آب، گیاه، معماری، مرزها، مرکزیت و روابط میان عناصر، موضوعات اصلی این بخش از مطالعات هستند. پنجمین محور نیز پیشینهشناسی و تاریخ است که زمینههای تاریخی و فرهنگی، مناسبات اجتماعی و تحولات مفهومی باغ ایرانی را بررسی میکند.»
قهاری با تأکید بر ضرورت نگاه پویا به باغ ایرانی، نسبت به محدود کردن مطالعات این حوزه به جنبههای تاریخی و میراثی هشدار داد و گفت: «ارزش تاریخی باغ ایرانی انکارناپذیر است. اما اگر این میراث فقط به گذشته محدود شود، امکان شناخت تحولات و ظرفیتهای تازه آن از دست میرود. همانطور که نمیتوان پویایی یک سرزمین را به دلیل برخورداری از پیشینه تاریخی طولانی نادیده گرفت، باغ ایرانی نیز نباید فقط بهعنوان میراثی متعلق به گذشته دیده شود. حفظ چارچوبهای علمی و دانشگاهی در کنار توجه به تحولات تاریخی و طرح پرسشهای تازه، میتواند به تداوم حیات فکری و فرهنگی باغ ایرانی کمک کند. باغ ایرانی موضوعی زنده برای شناخت رابطه انسان، طبیعت، فرهنگ و فضاست.»